در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 07:07:51
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۱۲ ساعت پیش
امروز بعدازظهر و در میانه ی شلوغی های یک تهرانِ به شدت بارانی، "ز/ظن" را دیدم. کاری سرشار از نوآوری و خلاقیت از دانشجویانِ هنرمند و پراستعدادِ دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران که الحق حظ و کیفی که از تماشایش بردم، جذابیتِ پیاده روی از روی برگ های پاییزیِ خیسِ چسبیده به سنگ فرش های دانشگاه و ذوقِ توام با نوستالژیِ تجدیدِ دیدار با دانشگاهِ سالهای جوانی ام را دوچندان کرد و خاطره ای شیرین از یک روزِ بارانی برایم ساخت. کاری که طراحیِ صحنه ی مبتنی بر بازیِ نور و سایه اش و اجرای بدنِ متناسبِ بازیگران با آن و موسیقیِ خوب و به اندازه و موثرش، امیدِ بزرگی نسبت به آینده ی درخشانِ تئاتر ایران در دلم روشن کرد. ممنون از امیرمسعود جانِ فدائی بابت این معرفی و توصیه ی دلچسب ش.
۲۰ ساعت پیش
دوستان عزیزم دیشب داشتم کامنت ها رو با دقت نگاه میکردم عجیبه این حجم اختلاف سلیقه بین مخاطبین تئاتر !
بعضی اجراها واقعا ارزشمندن اما کامنت ها منفی ست و بعضی کارها سطحش پایین هست و خیلی ازش تعریف شده
خصومت شخصی درش دخیل هست یا تبلیغات فیک؟
فضای هنری باید سالم و زلال باقی بماند تخریب و تمجید وجدانی و منصفانه باشد
با هم مهربان باشیم لطفا
زندگی به اندازه ی کافی تلخی و رنج همراهمان کرده بی محابا
۲ روز پیش، جمعه ساعت ۲۲:۲۵
ظاهرا رایگان هست ولی اطلاعات بیشتر رو از پیجشون خواستید بپرسید.

🎈
۴ روز پیش، چهارشنبه ساعت ۰۰:۴۷
فیلمنامه: صدای نامرئی در میان هیاهو

«نویسنده: حجت بقایی»

درام / رئال اجتماعی
مدت زمان تقریبی: ۵ تا ۷ دقیقه

---

سکانس یک_ فضای بیرونی - خیابان/تونل نیایش - روز

تصویر:
نمای بسیار نزدیک از چرخهای خودروها که در ترافیک سنگین در حرکتند. دود ... دیدن ادامه ›› اگزوز، لرزش آینه خودروها و انعکاس نور خورشید در میان غبار. صدای هیاهوی بی‌امان شهر: بوق خودروها، صدای دوردست هواکشها و همهمه مردم.

صدا:
صدای محیطی بسیار بلند و آزاردهنده. اما ناگهان، لایه لایۀ صداها فرو می‌ریزد و جای خود را به یک سکوت سنگین می‌دهد؛ سکوتی که در آن فقط لرزش هوا شنیده می‌شود.

سکانس دو_ فضای داخلی - داخل تونل / لابلای ماشینها - روز - روشن با نور چراغهای تونل

تصویر:
در دل ترافیک. از دید بازیگر اصلی، در لابلای ترافیک تونل، مردی (۵۰-۶۰ ساله) با چهره‌ای که از خستگی در هم رفته، در حرکت است. او سه تار به دست دارد. انگشتانش روی سیمها حرکت می‌کنند.

حرکت دوربین:
دوربین روی لبهای مرد زوم می‌کند. لبهای او به شدت تکان می‌خورند، انگار دارد با تمام توان آواز می‌خواند، اما هیچ صدایی از دهان او خارج نمی‌شود. فقط حرکت بی‌صدای لبها.
سکانس سه، فلاش بک_ فضای داخلی - اتاق مرد - غروب

تصویر:
اتاقی کوچک، تاریک و نیمه تهی. زمین بتنی است و بدون فرش. تنها وسیله‌ای که در اتاق دیده می‌شود، یک بشقاب شکسته است که تکه ای نان روی آن است است.

نمای نزدیک:
نان خیس است. قطره‌ای از رطوبت (شاید اشک یا ناشی از نم دیوار) روی نان افتاده و بافت آن را نرم و لهیده کرده است.

صدا:
در اینجا موسیقی سه تار شنیده می‌شود، اما نه آن موسیقی رمانتیک؛ بلکه صدایی که انگار از زیر خاک بیرون می‌آید؛ خش دار، لرزان و بی‌رمق.

سکانس چهار_ فضای بیرونی - کنار جاده - غروب

تصویر:
مرد در حال جمع کردن وسایلش است. او نگاهی به جمعیت در حال گذر ترافیک می‌اندازد. مردم مثل سایه هایی گذرا، بی‌تفاوت از کنار او رد می‌شوند.

نمای باز:
مرد در کادر بسیار کوچک دیده می‌شود، در میان عظمت بتن و آهن شهر. او با سه تارش، در میان این هیاهو، تنها موجودی است که «موجود» به نظر می‌رسد.

تصویر سیاه می‌شود.

/// /// ///

∆ تضاد صوتی: کلید اصلی این فیلمنامه، تضاد میان «صدای بلند شهر» و «موسیقی بیصدای لبهای مرد» است. باید مخاطب حس کند که واقعیت اصلی، همان چیزی است که شنیده نمی‌شود.
∆ بافت فیلمنامه: تاکید بر بافت نان خیس و زبری زمین بدون فرش، حس بی‌پناهی شخصیت را به مخاطب منتقل می‌کند.

_ حجت بقایی
۱۲ آبان ۱۴۰۵ تونل نیایش ،،،
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۰ آبان ساعت ۱۵:۱۰
مریم جهانی؛ جادوی اجرا در دو دنیای متفاوت! ✨
آیا می‌دانستید یکی از بهترین مجریان تلویزیون در شمال کشور، ترکیبی از مهارت بازیگری و قدرت اجراست؟ 🎤🎭
مریم جهانی، مجری محبوب برنامۀ «صبح تازه» در شبکۀ باران، تنها با یک مهارت شناخته نمی‌شود. او که پیشینۀ درخشانی در بازیگری تئاتر و تلویزیون دارد،
امروزه به یکی از ستاره‌های پرکار رسانه تبدیل شده است.
🌟 چه چیزی او را متمایز می‌کند؟
او در اجرای محلی، با اصالت و تسلط کامل، دل مردم را می‌برد و در اجرای فارسی، با وقار و استادی، مخاطبان را شیفته می‌کند. این تنوع در اجرا، او را به یکی از محبوبترین و حرفه‌ایترین چهره‌های
تلویزیونی در سالهای اخیر تبدیل کرده است.
👏 برای این هنرمند پرکار آرزوی موفقیت روزافزون داریم.
✍️حجت بقایی؛ برنامۀ صبح تازه_ ۲۹ مهر ۱۴۰۵
حسام؟ و ستایش این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۰ آبان ساعت ۰۱:۵۵
به دوستانِ عزیزم پیشنهاد می کنم که از نمایشگاهِ بسیار تماشایی و جذابِ "جست و جوی ایران" در گنجینه موزه ی هنرهای معاصر تهران که از دیروز ۹ آبان آغاز گشته و تا ۱۳ آذر برپاست دیدن کنند و خودشون رو از این حظِ ناب محروم نکنند.
۰۸ آبان ساعت ۲۳:۵۵
#کورش
خسته نباشید میگم به اعضای گروه🌹،،، زندگی کوروش بزرگ موضوعی جذاب و پرظرفیت برای یک اجرای تأثیرگذار است، اما متأسفانه این نمایش نتوانست از این ظرفیت استفاده کند. روایت یکنواخت و بیشتر شبیه قصه‌گویی بود تا تئاتر. طراحی صحنه و موسیقی تأثیرگذاری خاصی نداشتند و بازی‌ها هم اغلب مصنوعی و همراه با داد زدن‌های بیش از حد بودند. بار اصلی نمایش روی دو سه بازیگر بود و بازیگر نقش کوروش، با وجود صدای پرطنینش، نتوانست کاریزمای این شخصیت را منتقل کند. البته بازی آقای کاشی واقعاً عالی بود و از نقاط قوت اجرا محسوب می‌شد. به نظرم نمایش بیشتر مناسب مخاطب نوجوان است و برای بزرگسالان جذابیت و عمق کافی ندارد. انتظارم خیلی بیشتر بود.
< نظر مورد پاسخ، در دسترس نیست >
سلام، میتونم بپرسم از کجا قابل حدس بود؟ چون هم کارگردان و هم بازیگران به نامی داره!!!
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۸ آبان ساعت ۱۷:۰۸
تیوال جان، سیستم امتیاز دهی و بر اساس کیفیت نمایش های روی صحنه بروزرسانی کردم!
سپهر
گزارش رو زدم ایشالا اجرایی بشه
فاقد ارزش که اعمال نمیشه، اگه کنار پنج ستاره معمول یک تیکی بنام دیدم هم فعال بشه کار راه میفته ، شخصی شاید به اجرایی نخواد نمره بده و فقط مایل باشه در لیست دیده هاش قرار بگیره .
سپهر
گزارش رو زدم ایشالا اجرایی بشه
ممنون سپهر جان ☘️
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۶ آبان ساعت ۱۳:۳۷
این تقاضای امتیاز بالا دادن در تیوال از تماشاچی در انتهای نمایش ها دقیقا هیچ فرقی با راننده اسنپی که تو کل مسیر مغزتو میخوره و اخرش میگه امتیاز بالا بهم بده نداره .. نکنید این کارو خواهشا .. تئاتر رو انقدر پولی نکنید !
۰۵ آبان ساعت ۱۶:۳۵
از کاتالوگهای تحقیق و توسعه تا کاتهای سینمایی؛ روایت «فریاد پنهان در بهشت گیلان» در فیلمنامۀ جدید حجت بقایی

ادبیات توسعه؛گیلان _ فرهنگ و هنر|| در حالی که بسیاری از متخصصان، تجربۀ زیستۀ خود را در قالب گزارشهای مدیریتی و استراتژیک مکتوب می‌کنند، حجت بقایی، مشاور تحقیق و توسعه، مسیر متفاوتی را برگزیده است. او با تبدیل «درد ساختاری» به «هنر روایت»، به تازگی نگارش فیلمنامۀ درام خود با عنوان «زندگی در قفس خون‌آلود مه گرفته» را به پایان رسانده است.
بقایی در گفتگو با خبرنگار ادبیات توسعه، این اثر را نه صرفاً یک محصول سرگرمی، بلکه ابزاری برای «ثبت و انتقال تجربیات شخصی» معرفی کرد. او با نگاهی صریح و بدون پرده‌پوشی، اذعان داشت که نگارش این فیلمنامه، واکنشی است به زیستن در محیطی که او آن را «قفس» می‌نامد؛ مکانی که در آن بی‌عدالتی و بی‌نظمی، همچون مهی غلیظ، راه را بر رشد شایستگان می‌بندد.
او با لحنی که نشان از رنج فروخورده دارد، هدف اصلی خود را از این پروژه، «آرام کردن خشم ناشی از بی‌عدالتی» عنوان کرد. فیلمنامۀ او، بازتابی است از تقابل یک انسان باکمالات با «دزدان مهربان» و «گدایان چسبنده»؛ موجوداتی که در نظامهای ناکارآمد، موفقیت را با ترفند و ناله از چنگ افراد توانمند ... دیدن ادامه ›› می‌ربایند.
بقایی که هم‌اکنون در جستجوی حمایت سرمایه‌گذاران برای انتقال این اثر از روی کاغذ به پردۀ سینما است، در مواجهه با متخصصان برجستۀ سینما، رویکردی بسیار محترمانه و حرفه‌ای از خود نشان داد. وی در بخش مهمی از گفتگو اعلام کرد که اگر برای ارتقای سطح کیفی و خروجی اثر نیاز به مشورت اساتید باشد، از هیچ کمکی دریغ نخواهد کرد.
او با ذکر نام اساتیدی، ضمن قدردانی از جایگاه علمی و هنری آنها، تاکید کرد: «اگر لازم باشد برای بهتر شدن خروجی فیلمنامه، با این اساتید مشورت خواهم کرد، اما در حال حاضر، برای حفظ تمرکز بر روند تولید، نیازی به مزاحمت و زحمت ایشان نیست.» این نگاه سنجیده، نشان‌دهندۀ بلوغ فکری نویسنده‌ای است که می‌داند هنر، میانۀ میان «خلاقیت جسورانه» و «احترام به سلسله‌مراتب تخصص» است.
فیلمنامۀ «زندگی در قفس خون‌آلود مه گرفته»، در واقع پرسشی است که بقایی از جامعه و نظامهای انسانی می‌پرسد: «آیا انسانی وجود دارد که از این همه غربت و این همه فریاد، بپرسد که این درد از کجا برخاسته است؟»
این اثر، فراتر از یک فیلمنامه، مانیفستی است از تجربۀ انسانی کسی که تلاش کرده در میانۀ «دزدان و گدایان»، تکیه‌گاه «آموخته‌های خود» باقی بماند. اکنون، چشمها به دنبال سرمایه‌گذارانی است که نه تنها به دنبال یک محصول سینمایی، بلکه به دنبال روایت حقیقتی تلخ و ضروری هستند.
حسام؟ این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۵ آبان ساعت ۱۵:۵۱
نمایشنامه:
« رود واویلا، سوگ پیر شرفشاه و خوری سو »

نویسنده: حجت بقایی
با طرح و ایده ای از: استاد محمد باقر یکتا
حسام؟ این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۵ آبان ساعت ۱۵:۵۳
«جهش از تاریکخانه تا طوفان بازار»؛ وقتی شعر به خط مقدم توسعه می‌آید.

ادبیات توسعه _ تهران _ روایتی نوین از تقاطع هنر، صنعت و اقتصاد|| در روزگار گذار اقتصادها از سنت به مدرنیته، جایی که سامانه‌ها و جدولهای آماری گاه از روایت رنجها و شوریدگیهای مسیر بازمی‌مانند، انتشار شعری تازه در حوزه «ادبیات توسعه و کسب‌وکار»، با عنوان:"جهش از تاریکخانه تا طوفان بازار" دریچه‌ای نو به سوی درک روانشناختی و استراتژیک رشد گشوده است. این اثر که ردپای تجربه‌های زیسته از لابراتوارهای فیلم و دستگاههای تدوین تا شهرکهای صنعتی تهران و بازارهای سنتی را در خود دارد، تلاشی است متمایز برای پیوند دادن لطافت واژگان با سختیهای بی‌رحمانه بازار و نوآوری.
دکتر حجت بقایی، که خود از پشت میز تحقیق و توسعه و از میان کوره تحلیل اعداد و فرضیه‌ها برخاسته، این بار با زبانی حماسی و انگیزشی، پیام بقا را به «پیام جهش» مبدل کرده است. یکی از محورهای کلیدی این اثر، نقد صریح «امنیت در سایه اهداف کوچک» است؛ نگاهی که نشان می‌دهد چگونه خط کشیدن دور ریسک و بسنده کردن به حاشیه امن، به معنای واقعی کلمه «قبرستان نوآوری» است.
این اثر فراتر از توصیه‌های کلیشه‌ای مدیریت، به تشریح واقعیتهای میدانی بازار می‌پردازد؛ بازاری که صخره‌ای سخت در برابر نوآوری است و در آن فرمولهای بی‌نقص اتاقهای فکر، نیازمند پایداری، ضرب کردن ضریب خطا در اعداد بزرگ، و شنیدن هزاران «نه» برای رسیدن به یک «آری» سرنوشت‌ساز هستند. همچنین هشدار ... دیدن ادامه ›› جدی دکتر بقایی درباره خطر «دیده نشدن شاهکار در انبار تاریک فراموشی»، اهمیت حضور مداوم و پررنگ در اکوسیستم رسانه‌ای و ذهن مخاطب را به عنوان کلید پیروزی برجسته می‌کند.
این شعر آموزشی و انگیزشی، پیامی صریح برای کارآفرینان، مدیران و پیشگامان توسعه دارد: «شکست از آن کسانی است که کم تلاش می‌کنند و پیروزی، پاداش آنهایی است که اندازه رویاهایشان از مرز تصور روزگار فراتر رفته است.» انتشار چنین محتواهایی نویدبخش شکل‌گیری جریانی تازه است که در آن ادبیات، بازوی محرک تحول اقتصادی و فکری جامعه می‌شود.

_ ادبیات توسعه
حسام؟ این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۴ آبان ساعت ۱۵:۱۰
تئاتر خیلی حس خوبی دارد برای یه بار امتحان کن
۰۱ آبان ساعت ۱۸:۰۲
خلاصه: در اوج اضطراب یک امتحان ریاضیِ حساس برای دانش‌آموزی به نام بردیا، اتاق فرمان مغز او به میدان جنگی کمدی و پرهرج و مرج تبدیل می‌شود.
۳۰ مهر ساعت ۲۰:۵۷
فراخوان ارسال اثر برای ماهنامه ادبی رها
ZanaKordistani این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۳۰ مهر ساعت ۱۸:۴۵
تیوال جان، این روزها رقابت بر سر تولید محصولات بنجل، تحت عنوان تئاتر، چنان بالا گرفته است که با دیدن بعضی نمایش ها احساس می کنی دادن آن یک ستاره به نمایش قبلی، جفا بود! گویی نمایش تازه، با تنزل بیشتر معیارهای کیفی، نمایش قبلی را در چشم آدمی ارتقا می‌دهد و ارزش‌گذاری پیشین او را زیر سؤال می‌برد. در جهت دقیق تر شدن نظام ارزش گذاری پیشنهاد می کنم امکان ثبت «نیم ستاره» در بخش امتیازات را فراهم کنی. در شرایطی که فاصله‌ی بسیاری از نمایش‌ها حتی به اندازه‌ی یک ستاره هم نیست، شاید وقت آن رسیده که مقیاس ارزش‌گذاری تیوال هم با دقت و ظرافت بیشتری تنظیم شود.
منم این هفته خیلی با این موقعیت مواجه شدم حتی درخواست اضافه کردن گزینه فاقد ارزش روهم دارم.
سپهر
گزارش رو زدم امیدوارم توجه کنند
ممنون سپهر جان. امیدوارم.
درود به شما علی جان

من هم برای نمایش هایی که می بینم با این مشکل روبرو میشم عمدتا
از دید من اون آثار ممکنه نه سه ستاره باشن نه چهار ستاره
می مونم که آیا جفا کنم در حق باقی آثار و 4 بدم یا لطف بیش از حد به ین اثر و بالعکس...

زنده باشید دوست هنرمندم و
زنده باد هنر
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۸ مهر ساعت ۰۰:۲۳
فیلم تئاتر Red از سایت سینما اسکولز
___________________________________

گفتگوی روتکو و دستیار خیالی اش کِن

روتکو
بهت چه حسی رو القا می کنند؟

کِن
چند لحظه لطفاً

- خُب؟

-چند لحظه...


آشفته ام می کنه
- وَ؟

- منو به فکر فرو میبره
-وَ؟

- و ناراحتم می کنه ... دیدن ادامه ››
-محزون
-درسته

- مم( تأیید سر)


- برای یک رستوران اند
(خندهٔ تماشاگر ها)

- چی؟
- برای یک رستوران اند

مشغول کار بودم که فیلیپ جانسن به من زنگ زد
آقای فیلیپ جانسن رو که میشناسی
یک معمار درجه یک در سطح جهانی ِ

- شخصاً نمیشناسمشون

-مسلّماً شخصاً نمیشناسیش
در واقع تو هیچکس رو شخصاً نمیشناسی وسط حرفم نپر
آقای جانسون زنگ زد، طراحی ساختمان جدید شرکت سیاگرام در خیابان پارک رو به او دادند البته بهمراه میس وندرو

ها ها عجب اسم های مسحور کنندهٔ ای
فیلیپ جانسن و میس واندرو تو رشته اشون برای خودشون غولی اند هر دو انقلابی بر پا کردند و حالا با هم میخوان ساختمونی رو بسازند که دنیا تا به حال به خودش ندیده

نه تنها تجلی گر رویاهای طلایی این شهر و ساکنینش میشه بلکه جهان رو نیز در بر میگیره
در این ساختمون قراره رستورانی به نام چهار فصل افتتاح بشه درست مثل مجموعه قطعات ویوالدی

و قراره رو دیوارهاش این ها قرار بگیرن

قراره به من سی و پنج هزار دلار بپردازند

هیچ نقاشی تا به حال همچین سابقه ای نداشته...

....
...
تمام زندگیم به دنبال همچین چیزی بودم، دوست من.

جایی رو بسازم که بیننده بتونه به اثر بیندیشه و همچون من به آن ها توجّه کنه و اهمیّت بده
درست مثل یه عبادتگاه...
جایی برای مراقبه و همدلی

- امّا این که یک رستورانه!
- نه.. من اونجا رو یک معبد میکنم.

_________________

اِدی ردماین(کِن، دستیار خیالی) در سال ۲۰۱۰ موفق شد تا جایزه ” بهترین اجرای نقش دوم در یک نمایش ” در جشنواره Tony Awards را از آن خود کند .
_________________

نویسنده
جان لوگان | John Logan



پ.ن اول از اسمش بعد از همه چیز اجرا، زیادی خوشم اومد 🙃👍🎈



من یه اجرای ایرانی از این متن دیدم تو نوفل‌لوشاتو، این فیلم‌تئاتر رو هم دیدم، به خاطر اینکه متنش رو واقعاً دوست ندارم دیگه کار رضا بهبودی رو نرفتم ببینم...
روزبه سراج
فوق العاده ست . آفرین به حسن سلیقه تون .
درود، متشکرم.😊🙏🙏 🎈
کژال
درود، متشکرم.😊🙏🙏 🎈
خواهش میکنم 🌹😊
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۶ مهر ساعت ۱۳:۳۹
چند روز پیش شعری از سایت شعر نو گذاشته بودم سرودهٔ محمد ترکمان( پژواره) و بعد پاک کردم چون هم تلخ بود هم بدون توضیحاتش گذاشته بودم.

خوبی ِ این سایت شعر نو اینه که تقریباً تفسیر هوش مصنوعی رو به مبارزه میطلبه 😊

بعد از شعر و در نظرات، شاعر محترم نقد شعر خودشون رو هم میزارن.
شما شعر رو با مشخصات دقیق انتشار، نقد خود شاعر و نقد هوش مصنوعی رو با هم یکجا داری. و این برای من خیلی نکتهٔ مهمی بود چون زمانم هدر نمیره.


چرا محمد ترکمان؟ خوب به توصیف خود سایت که منطبق بود با متن شعر ها ارجاع میدم...
او شعر را نه روایت ، بلکه فروپاشی ِ نرم ِ تصویر میداند؛ ... دیدن ادامه ›› جایی میان بودن و نرسیدن
ابداع محمد ترکمان" شعر فشردهٔ رها" ست، جایی که شعر به جای گفتن، فرو می ریزد...

این مرز رو در کمتر شعری دیده بودم.( شاید هم بنده کم شعر خوندم )

───

شب،
سلطانی است
با تاج ِ مگس ها
و من
تختی شکسته
در خواب ِ رعیّت!

───

بخشی از نقد شعر ِ خوابی خسته به قلم شاعر


"این فشرده بر یک وارونگی هوشمندانه بنا شده است: شب، از وضعیت زمانی بیرون می‌آید و به سلطانی صاحب تاج بدل می‌شود؛ اما تاجش نه از طلا، که از مگس‌هاست. این جابه‌جایی، شکوه سلطنت را از درون می‌پوساند؛ مگس‌ها هم نشانه آلودگی‌اند و هم هاله‌ای مضحک پیرامون قدرت می‌سازند. تصویر، بی‌آنکه به شعار سیاسی پناه ببرد، سلطه‌ای منحط را مجسم می‌کند."
....

"نقطه قوت ممتاز اثر، تبدیل یک وضعیت سیاسی و جمعی به معماری شکسته یک رؤیاست... "


🎈 لینک

https://shereno.com/7964/56783/734745.html

🙏


با سلام و درود
ممنون از معرفی، خیلی جالب بود
شما استعاره خود این شعر رو دوست داشتین؟
به نظر من تعبیر متناسبی نبود " تاج مگسها"
یه بار استادی بهم گفت مهم نیست تو منظورت چیه مهم اینه که حرفتو جوری بگی که طرف مقابلت منظورتو متوجه بشه.
تاج مگس به نظرم اصلا صفت یا نسبت مناسبی برای شب نیست و بسیار نامتجانسند.
من اصلا نتونستم حتی نزدیک شم به برداشتی که منظور شاعر بود و توضیحشو دادند
کژال
درود و مهر🎈 اول از همه ممنونم که با اینکه دوست نداشتین زمان صرف کردین برای نوشتن نظر 🙏🙏 خوب شعر کوتاه هست و من تا تاج و رعیّت میبینم اولین سوژهٔ فکریم میره سمت سیاست و سلطنت و بعد شب و ...
نه بابا مکدر چرا؟ ☺️
حیلیم ممنون 🌸🙏
سیدمهدی
نه بابا مکدر چرا؟ ☺️ حیلیم ممنون 🌸🙏
🙏🙏🎈☺️
بزرگوارید
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۶ مهر ساعت ۰۲:۵۷
بعضی کاربران که مثلا منتقد هستند و به تفصیل پای هر نمایشی تحلیلشان را می‌نویسند، اگر‌کمی زیرک باشیم هجوگویی پرطمطراق چاپلوس مآبانه را از نوشته‌های چند صفحه‌ایشان در می‌یابیم. کافیست درک درستی از ژانر یا کاربرد لغاتی چون میزانسن نداشته باشیم که زمانی که نوشته‌شان را میخوانیم تحت تاثیرش بگوییم‌ حتما من درک درستی از نمایش ندارم!
برای نمایشی که درام و واقع‌گرایانه است، در باب طراحی صحنه بیخود و‌ ضعیفش، تحلیل اقتصاد رنگ‌ و سیاه-سفید انگاری در باب بازتاب هیجانات نمایش می‌نویسند.
نکته ظریف هم غالبا اینجاست که تفاوتی ندارد تئاتر چه ژانری با چه کیفیتی باشد بسته به میلشان و با اهداف مشخصی، چندین صفحه تحلیل(؟) و بیشتر تمجید با اطناب بسیار می‌نویسند!
کاش یه کم بیشتر راهنمایی می‌کردید!
من دیشب با فضولی خوابیدم، الآن هم با فضولی بیدار شدم😅😅😅
امیرمسعود فدائی
کاش یه کم بیشتر راهنمایی می‌کردید! من دیشب با فضولی خوابیدم، الآن هم با فضولی بیدار شدم😅😅😅
به خدا که راه نداره من مستقیم اشاره کنم 😅 ولی هرجا که دیدید یکی برای یک تئاتر معمولی از هر اشارت با ربط و بی‌ربطش تحلیل فاخرانه از جیب درآورد بدونید منظورم ایشون بوده😁
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۳ مهر ساعت ۱۷:۵۲
وقتی در نظرات می نویسید نمایش، بازیگر، کارگردان یا هر چی خیلی «خفن» هست، انگار دارید به من میگید «نری این اثر رو ببینی ها». خیلی عجیبه که انقدر از این کلمه بدم میاد