در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران | حجت بقایی: فیلمنامه: صدای نامرئی در میان هیاهو «نویسنده: حجت بقایی» درام /
S3 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 07:17:47
۴ روز پیش، چهارشنبه ساعت ۰۰:۴۷
فیلمنامه: صدای نامرئی در میان هیاهو

«نویسنده: حجت بقایی»

درام / رئال اجتماعی
مدت زمان تقریبی: ۵ تا ۷ دقیقه

---

سکانس یک_ فضای بیرونی - خیابان/تونل نیایش - روز

تصویر:
نمای بسیار نزدیک از چرخهای خودروها که در ترافیک سنگین در حرکتند. دود ... دیدن ادامه ›› اگزوز، لرزش آینه خودروها و انعکاس نور خورشید در میان غبار. صدای هیاهوی بی‌امان شهر: بوق خودروها، صدای دوردست هواکشها و همهمه مردم.

صدا:
صدای محیطی بسیار بلند و آزاردهنده. اما ناگهان، لایه لایۀ صداها فرو می‌ریزد و جای خود را به یک سکوت سنگین می‌دهد؛ سکوتی که در آن فقط لرزش هوا شنیده می‌شود.

سکانس دو_ فضای داخلی - داخل تونل / لابلای ماشینها - روز - روشن با نور چراغهای تونل

تصویر:
در دل ترافیک. از دید بازیگر اصلی، در لابلای ترافیک تونل، مردی (۵۰-۶۰ ساله) با چهره‌ای که از خستگی در هم رفته، در حرکت است. او سه تار به دست دارد. انگشتانش روی سیمها حرکت می‌کنند.

حرکت دوربین:
دوربین روی لبهای مرد زوم می‌کند. لبهای او به شدت تکان می‌خورند، انگار دارد با تمام توان آواز می‌خواند، اما هیچ صدایی از دهان او خارج نمی‌شود. فقط حرکت بی‌صدای لبها.
سکانس سه، فلاش بک_ فضای داخلی - اتاق مرد - غروب

تصویر:
اتاقی کوچک، تاریک و نیمه تهی. زمین بتنی است و بدون فرش. تنها وسیله‌ای که در اتاق دیده می‌شود، یک بشقاب شکسته است که تکه ای نان روی آن است است.

نمای نزدیک:
نان خیس است. قطره‌ای از رطوبت (شاید اشک یا ناشی از نم دیوار) روی نان افتاده و بافت آن را نرم و لهیده کرده است.

صدا:
در اینجا موسیقی سه تار شنیده می‌شود، اما نه آن موسیقی رمانتیک؛ بلکه صدایی که انگار از زیر خاک بیرون می‌آید؛ خش دار، لرزان و بی‌رمق.

سکانس چهار_ فضای بیرونی - کنار جاده - غروب

تصویر:
مرد در حال جمع کردن وسایلش است. او نگاهی به جمعیت در حال گذر ترافیک می‌اندازد. مردم مثل سایه هایی گذرا، بی‌تفاوت از کنار او رد می‌شوند.

نمای باز:
مرد در کادر بسیار کوچک دیده می‌شود، در میان عظمت بتن و آهن شهر. او با سه تارش، در میان این هیاهو، تنها موجودی است که «موجود» به نظر می‌رسد.

تصویر سیاه می‌شود.

/// /// ///

∆ تضاد صوتی: کلید اصلی این فیلمنامه، تضاد میان «صدای بلند شهر» و «موسیقی بیصدای لبهای مرد» است. باید مخاطب حس کند که واقعیت اصلی، همان چیزی است که شنیده نمی‌شود.
∆ بافت فیلمنامه: تاکید بر بافت نان خیس و زبری زمین بدون فرش، حس بی‌پناهی شخصیت را به مخاطب منتقل می‌کند.

_ حجت بقایی
۱۲ آبان ۱۴۰۵ تونل نیایش ،،،
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید