در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران | دیوار
S4 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 16:24:17
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۲ دقیقه پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۸ دقیقه پیش
نمایش جذاب و دیدنی‌ای بود... اگه انیمیشنو دیده باشید براتون جذاب تر میشه... طراحی کرکترها عالی بود و گریم و بازی‌ها هم درخشان... تبریک میگم بهتون... کاش در زمینه‌ی تبلیغات کمی بیشتر تلاش کنید تا کارتون بیشتر دیده بشه... حیفه واقعا🙏
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۶ دقیقه پیش
نمایشنامه شب بیست و یکم، اثری ماندگار از زنده یاد محوود استادمحمد که برای نخستین مرتبه در سال ۱۳۵۸با بازی زنده یاد خسرو شکیبایی و بهروز به نژاد به روی صحنه رفت.
گروه تئاتر هدف در سال ۱۳۸۳ این اثر نمایشی را به کارگردانی مجید قربانی در خانه هنرمندان به روی صحنه برد و اینک در دور جدیداجراها، شب بیست و یکم به تماشاخانه مهرگان آمده است.
نمایشی که کوله باری از خاطرات را به همراه دارد.
نمایشی که معضل اعتباد را در کانون خانواده و جامعه موشکافی می کند.
نکته قابل توجه اینکه اقتباسی از این نمایشنامه نیز در قالب فیلم سینمایی با بازی رضا ژیان و خسرو شکیبایی، ساخته شده است.
به یاد زنده یاد محمود استادمحمد، شب بیست و یکم را به روی صحنه آورده ایم.
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۱ دقیقه پیش
دو تا بیلیط برای امشب سه شنبه 12 آبان دارم جایگاه A ردیف 2 صندلی 10 و 11 . کسی تمایل داشت به شماره 09195040537 پیام بده
فرهاد قاسم پور این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۲ دقیقه پیش
یادش بخیر . نمایشنامه خوانی باحالی بود. چون خودم یکی از خوانشگراش بودم 😍
حسام؟ و امیرمسعود فدائی این را خواندند
انا شاهمرادی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۳۶ دقیقه پیش
از همون اولش معلوم بود که قراره حسابی بخندیم و کیف کنیم. بچه‌های گروه موسیقی واقعاً سنگ تموم گذاشتن با صدای زیبای خانم ساناز امامیه که شور و هیجان اجرا را دو چندان کرده بود. بازیگرها هم خیلی پرانرژی و گیرا بودن.
خسته نباشید به همه‌ی گروه، واقعاً دیدنی بود و کلی چسبید.
حسام؟ و امیرمسعود فدائی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۵۰ دقیقه پیش
یک دیالوگ خیلی خوب داشت کاراکتر کوروش ، حدودیش و میگم تا جایی که یادمه: که آتش نه برای جنگ که برای شعله ور کردن تنور خانه به پخت نان . خیلی قشنگ و درست و صلح آمیز بود. خسته نباشید به تمامی عوامل برای این نمایش دوست داشتنی که یاداور پیشینه فرهنگ و اصالت ایران و ایرانی ست 🎭⭐
۵۱ دقیقه پیش
🌸🎭
حسام؟ و امیرمسعود فدائی این را خواندند
انا شاهمرادی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۵۴ دقیقه پیش
چطور اینقدر همه چیز جذاب به تصویر کشیده شده بود،؟؟؟؟ ممنونم از این که شبی فوق العاده ساختید برامون♥️ خسته نباشید♥️
حسام؟ و امیرمسعود فدائی این را خواندند
مریم امینی این را دوست دارد
ممنون از شما بخاطر حضورتون🌹🙏
۹ دقیقه پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۵۵ دقیقه پیش
سلام
اجرای خلاقانه ای بود
به نظرم این تیم می‌توانست از پس داستان وزین تری ( منظورم این نیست که داستان ضعیف بود اما این تیم می‌توانست ریزه کاری های احساسی و پیام دار قوی تری را به اجرا در آورد) بر آید
در مجموع پسندیدم و توصیه میکنم ببینید
حسام؟ و رویا پاک سرشت این را خواندند
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱ ساعت پیش
یه کار قشنگ دیگه از بچه های گروه قلب نارنگی، واقعا عالی بود و طبق معمول هم خندیدیم و هم گریه کردیم که نشون از داستان فکر شده و قوی داره. عاشق کارت هایی شدم که آخر نمایش گرفتیم. چقدر خوش سلیقه
امیرمسعود فدائی این را خواند
حسام؟ این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱ ساعت پیش
عالی بود
واقعا لذت بردم
و به همه پیشنهاد میکنم که حداقل یبار هم شده برید و این کارو ببینید
حسام؟ و امیرمسعود فدائی این را خواندند
ماهور لطفی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱ ساعت پیش
به آگاهی می‌رسد اجرای نمایش «بیا برای هم یک اسم انتخاب کنیم» در تاریخ جمعه ۱۵ آبان لغو شد. بلیت شما با حفظ همان کد پیگیری و صندلی به پنجشنبه ۲۸ آبان جابجا شد. لطفا حتما بلیت خود را از بخش خریدها https://tiw.al/uR6 دانلود و بررسی نمایید. اگر در شرایط تازه حضور می‌یابید، لطفا حتما تا ساعت ۱۶ پنجشنبه ۱۴ آبان با مراجعه به بخش خریدها https://tiw.al/uR6 روی دکمه «می‌روم» پایین رسید خرید، کلیک کنید. درغیر این صورت بلیت شما به صورت خودکار لغو و وجه بلیت ۶-۷روز کاری آینده بازگشت خواهد شد.
۱ ساعت پیش
نمایش ( گرارش لیر ) از نگاه تاترینا : ۴/۱۱
( ملاک امتیازدهی : از ۱ تا ۱۰ )
…………………………..…………………
متن نمایش ( نمایشنامه ) : ۴
کارگردانی : ۴
بازیگری : ۶
طراحی صحنه ( دکور ) : ۴
طراحی نور : ۵
طراحی صدا و موسیقی : ۴
طراحی لباس و گریم : ۷
تأثیرگذاری کلی نمایش : ۱
ارزش توصیه به دیگران : ۲
……………………………..………………
کیفیت ... دیدن ادامه ›› سالن اجرای نمایش : ۶
…………………………..…………………
روایت تاترینا از نمایش ( گزارش لیر ) :

( گزارشِ لیر ) با ایده‌ ای جذاب شکل گرفته است؛ بازخوانیِ مناسباتِ قدرت در جهانِ شاه لیر و جابه‌ جاییِ جایگاهِ شخصیت‌ها در معادله‌ ی بقا.
تغییرِ موضعِ دخترِ کوچک ( کوردلیا )، جایی که ستایش و تملق را به ابزارِ رسیدن به موقعیتی تازه تبدیل می‌ کند. این ایده ظرفیتِ شکل‌ گیریِ یک درامِ هوشمندانه را دارد. در اینجا مسئله، انسان‌ هایی هستند که برای بقا، هویت و موضعِ خود را با مختصاتِ قدرت تنظیم می‌ کنند؛ مضمونی قابل‌ تأمل که می‌ توانست ستونِ اصلیِ یک تجربه‌ ی آوانگارد باشد؛ اما افسوس که در اجرا، این ستونِ نمایش زیرِ بارِ آشفتگیِ ساختاری فرو می‌ ریزد.

مشکلِ اصلیِ نمایش، متن و کارگردانی است. ایده وجود دارد، اما دراماتورژی از پرورشِ آن بازمانده است. روایت پیش می‌ رود، شخصیت‌ها جابه‌ جا می‌ شوند و موقعیت‌ها شکل می‌ گیرند، اما هیچ‌ کدام به پیوندی ارگانیک دست نمی‌ یابند. اجرا شبیه ساختمانی است که مصالحِ ارزشمندی دارد، اما معمارش نتوانسته میانِ آن‌ها پیوندی محکم برقرار کند.
در این اجرا، انتخابِ صحنه‌ ی دوسویه، بیش از آن‌ که یک تصمیمِ سنجیده باشد، به مانعی برای تماشای اثر تبدیل شده است. میزانسن‌ها با مختصاتِ این چیدمان تناسب ندارند و عملاً تنها تماشاگرانِ پنج صندلیِ بخشِ میانیِ سالن، تا ردیفِ چهارم، از اشرافِ مناسبی بر صحنه برخوردارند. برای دیگر مخاطبان، تماشای نمایش به جدالی با زاویه‌ ی دید تبدیل می‌ شود!
تصاویرِ پخش‌ شده در دو سوی سالن نیز پس از چند دقیقه عملاً از کار می‌ افتند. عناصری که می باید به جهانِ نمایش وسعت بدهند، خیلی زود به تزئیناتی بی‌ مصرف تبدیل می‌ شوند. نه کارکردِ دراماتیکی دارند، نه معنایی مستقل می‌ سازند و نه نسبتی ضروری با کنشِ صحنه پیدا می‌ کنند. حضورشان بیشتر شبیه ویترینی است که پشتِ آن کالایی برای عرضه وجود ندارد.
بازی‌ ها نیز گرفتارِ نوسانی ناموجه‌ اند. برخی بازیگران حضوری قابل‌ قبول و حتی درخشان دارند، اما تعدادی دیگر، به‌ ویژه دو دخترِ بزرگ‌ ترِ شاه لیر که در یک‌ سومِ ابتداییِ نمایش نقش‌های کلیدی دارند، از پرداختِ کافی برخوردار نیستند. شخصیت‌ها بلاتکلیف‌ اند و بازی ‌ها نیز از این بلاتکلیفی آسیب می‌ بینند. حاصل، ترکیبی ناهمگون است؛ چند بازیِ خوب در کنارِ اجراهایی معمولی و بعضأ آماتورگونه.
در ( گزارش لیر )، تجربه‌ ی بازیگران به‌ تنهایی تضمین‌ کننده‌ ی کیفیت نیست؛ اینجا جایِ خالیِ نگاهِ هدایت‌ گرِ کارگردان به‌ وضوح احساس می‌ شود.
نورپردازی نیز صرفأ وظیفه‌ ی روشن‌ کردنِ صحنه را انجام می‌ دهد. نه فضایی می‌ سازد، نه بر موقعیت‌های دراماتیک تأکید می‌ کند و نه به روایت چیزی اضافه می‌ کند. تنها نوری می‌ آید تا دیده‌ شدن را ممکن کند!
اختلال‌های صوتی و قطع‌ شدنِ گاه‌ به‌ گاهِ صدای میکروفن‌ ها نیز به مشکلاتِ فنیِ اجرا اضافه می‌ شود؛ اتفاقی که ارتباطِ مخاطب با دیالوگ‌ ها را مختل می‌ کند.
در مقابل، طراحیِ لباس از معدود بخش‌های قابل‌ دفاعِ نمایش است. انتخابِ رنگ‌ها و ترکیبِ پوششِ شخصیت‌ها از منطق و انسجامی برخوردار است که در بسیاری از اجزای دیگرِ اجرا غایب است.

مسئله‌ ی این نمایش، جسارت در انتخابِ فرم نیست؛ ناتوانی در مهارِ همان جسارت است. مواجهه‌ ی نوآورانه با متنِ شکسپیر، با چیدمانِ نامتعارفِ عقیم، تصاویرِ بی‌ ثمر و میزانسن‌ های بی‌ کارکرد به دست نمی‌ آید. فرمِ متفاوت، زمانی با ارزش است که از دلِ اندیشه‌ ی اثر بیرون آمده باشد.
در ( گزارشِ لیر )، نوآوری به آرایشِ بی‌ ثمرِ صحنه بدل شده است و تجربه‌ گرایی، نقابی برای پنهان‌ کردنِ ضعف‌های اجرایی.
در اینجا کارگردان ایده‌ ای در اختیار داشته که ظرفیتِ تبدیل‌ شدن به اثری قابلِ اعتنا و چندلایه را داشته است، اما در پرداختِ اجرایی، نتوانسته آن را به سرانجامی درخور برساند. نمایش در تمامِ طولِ اجرا به دنبالِ انسجام می‌ گردد، ولى هر بار از کنارِ آن عبور می‌ کند! آنچه باقی می ماند، نه یک تجربه‌ ی موفق، بلکه بذری است که هرگز مجالِ روییدن نیافته است…
تاترینای عزیز. ضمن سپاس از نقد جامعتون. از این که یک بار دیگر در انتخاب کردن یا عدم انتخاب یک اثر به من کمک می کنید، سپاسگزارم. 🌹🙏🏻
۱ ساعت پیش
رویا پاک سرشت
تاترینای عزیز. ضمن سپاس از نقد جامعتون. از این که یک بار دیگر در انتخاب کردن یا عدم انتخاب یک اثر به من کمک می کنید، سپاسگزارم. 🌹🙏🏻
خانم پاک سرشت عزیز؛
.ممنون از لطف و محبت شما.
به امید اجراهای درخشان و ماندگار.
۱ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱ ساعت پیش
در اینکه متن کار قدری پیچیده از کار درآمده شکی نیست. و این موضوع ممکنه تماشاگر رو پس بزنه. بخصوص اگر نمایشنامه رو نخونده باشید یا آثار مرتبط با نمایشنامه شکسپیر رو ندیده باشید. اگر قراره کار رو تماشا کنید حتمن قبلش نمایشنامه رو بخونید. من اما در مجموع کار رو دوست داشتم. سه لایه در هم تنیده باعث می‌شد که به صورت فعالانه موقع تماشا ذهنت درگیر بشه. یک لایه اجرای اصل قصه شاه‌لیر، یک لایه تمرین برای جا افتادن در نقش‌ها و یک لایه هم داستان زمان حال و مصیبت‌های انسان معاصر ایرانی. بازی سوگل خلیق و شیدا خلیق خیلی خوب بود و همین‌طور مهران میری. رضا بهبودی و داریوش موفق هم که نیاز به تعریف ندارند. اما بازی نگین تهمتن و بنفشه ریاضی به نظرم قدری تفاوت سطح داشت. استفاده از تکه‌های نمایش‌های اجرا شده شاه‌لیر و فیلم کوزینتسف جالب بود. و البته خود ایده نمایش از زوایای مختلف روی پرده‌های نمایشی. بخش‌هایی از کار ریتم می‌افتاد و می‌شد قدری کوتاه‌تر بشه کار. اما در کل تجربه دلپذیری بود. هرچند می‌تونم حدس بزنم بخشی از تماشاگران کار رو دوست نداشته باشند.
۱ ساعت پیش
نمایش فوق‌العاده زیبایی بود
از حرکت بدن بازیگرا باید بگم ک عالی و‌بی‌نظیر بود
از لحاظ نور هم باید بگم ک هرصحنه رو ب شکل خاصی بازگویی میکرد
و‌ در کنارش داستان ب موضاعات مختلفی اشاره کرده بود
۱ ساعت پیش
👏👏👏✨️
حسام؟ این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱ ساعت پیش
نمایش «جادهٔ طولانی مارپیچ» با روایتی تأمل‌برانگیز، به عشق، ناکامی و عواطف متناقض انسانی می‌پرداخت؛ روایتی از دو داستان موازی که در پایان به یکدیگر می‌رسیدند.
در بخش‌هایی از اجرا، ناهماهنگی‌هایی به چشم می‌خورد. در چند مورد، دیالوگ‌های بازیگر زن و مرد روی هم می‌افتاد، به‌گونه‌ای که شنیدن و درک هم‌زمان هر دو جمله دشوار می‌شد و تماشاگر را سردرگم می‌کرد. همچنین حضور بازیگر پنجم در روایت بسیار کم رنگ بود، شاید با افزودن نقش به این کاراکتر، بتوان برای آن جایگاه مناسب تری ساخت. همچنین به نظرم خانم بابائیان، ایفاگر نقش دخترک فرانسوی، آیندهٔ روشنی در بازیگری دارند و برایشان آرزوی موفقیت می‌کنم.
بخشی از تجربهٔ ناخوشایند من در اجرای دیشب، البته نه به خود نمایش، بلکه به شرایط تماشای آن بازمی‌گشت. نشستن در کنار عکاس، در بخش‌های قابل‌توجهی از اجرا تمرکزم را بر هم زد. صندلی‌های نامناسب سالن نیز مزید بر علت بود. در ردیف نخست، کافی بود یکی از تماشاگران روی صندلی‌اش جابه‌جا شود تا تمام ردیف صندلی‌ها به حرکت درآید. این تکان‌های مکرر، هم آزاردهنده بود و هم فرصت همراهی دقیق با نمایش را از من می‌گرفت.
با همهٔ این‌ها، اگر مشکلات سالن و حواس‌پرتی ناشی از حضور عکاس را کنار بگذارم، «جادهٔ طولانی مارپیچ» را نمایشی می‌دانم که ارزش دیدن دارد.
برای تمام عوامل این نمایش آرزوی موفقیت دارم.
۱ ساعت پیش
۳ شب پایانیِ نمایش
تمدید نمیشود❗❗❗
امیرمسعود فدائی و مهران خاجی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱ ساعت پیش
جالب بود و متفاوت با اجرای عالی
نمایش چند بُعد از فضای جامعه
طرح مسائلی که در خود داستان هم قرار نیست هیچ شخصی مسئولیت یک سری مشکلات را بعهده بگیره
بازگو کننده وضعیت خانواده های ایرانی که همه چی رو هواست. و فقط زمان میگذره، تا خدا بخواد به کجا برسه !!!
حسام؟ این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید