امروز بعدازظهر و در میانه ی شلوغی های یک تهرانِ به شدت بارانی، "ز/ظن" را دیدم. کاری سرشار از نوآوری و خلاقیت از دانشجویانِ هنرمند و پراستعدادِ دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران که الحق حظ و کیفی که از تماشایش بردم، جذابیتِ پیاده روی از روی برگ های پاییزیِ خیسِ چسبیده به سنگ فرش های دانشگاه و ذوقِ توام با نوستالژیِ تجدیدِ دیدار با دانشگاهِ سالهای جوانی ام را دوچندان کرد و خاطره ای شیرین از یک روزِ بارانی برایم ساخت. کاری که طراحیِ صحنه ی مبتنی بر بازیِ نور و سایه اش و اجرای بدنِ متناسبِ بازیگران با آن و موسیقیِ خوب و به اندازه و موثرش، امیدِ بزرگی نسبت به آینده ی درخشانِ تئاتر ایران در دلم روشن کرد. ممنون از امیرمسعود جانِ فدائی بابت این معرفی و توصیه ی دلچسب ش.