از کاتالوگهای تحقیق و توسعه تا کاتهای سینمایی؛ روایت «فریاد پنهان در بهشت گیلان» در فیلمنامۀ جدید حجت بقایی
ادبیات توسعه؛گیلان _ فرهنگ و هنر|| در حالی که بسیاری از متخصصان، تجربۀ زیستۀ خود را در قالب گزارشهای مدیریتی و استراتژیک مکتوب میکنند، حجت بقایی، مشاور تحقیق و توسعه، مسیر متفاوتی را برگزیده است. او با تبدیل «درد ساختاری» به «هنر روایت»، به تازگی نگارش فیلمنامۀ درام خود با عنوان «زندگی در قفس خونآلود مه گرفته» را به پایان رسانده است.
بقایی در گفتگو با خبرنگار ادبیات توسعه، این اثر را نه صرفاً یک محصول سرگرمی، بلکه ابزاری برای «ثبت و انتقال تجربیات شخصی» معرفی کرد. او با نگاهی صریح و بدون پردهپوشی، اذعان داشت که نگارش این فیلمنامه، واکنشی است به زیستن در محیطی که او آن را «قفس» مینامد؛ مکانی که در آن بیعدالتی و بینظمی، همچون مهی غلیظ، راه را بر رشد شایستگان میبندد.
او با لحنی که نشان از رنج فروخورده دارد، هدف اصلی خود را از این پروژه، «آرام کردن خشم ناشی از بیعدالتی» عنوان کرد. فیلمنامۀ او، بازتابی است از تقابل یک انسان باکمالات با «دزدان مهربان» و «گدایان چسبنده»؛ موجوداتی که در نظامهای ناکارآمد، موفقیت را با ترفند و ناله از چنگ افراد توانمند
... دیدن ادامه ››
میربایند.
بقایی که هماکنون در جستجوی حمایت سرمایهگذاران برای انتقال این اثر از روی کاغذ به پردۀ سینما است، در مواجهه با متخصصان برجستۀ سینما، رویکردی بسیار محترمانه و حرفهای از خود نشان داد. وی در بخش مهمی از گفتگو اعلام کرد که اگر برای ارتقای سطح کیفی و خروجی اثر نیاز به مشورت اساتید باشد، از هیچ کمکی دریغ نخواهد کرد.
او با ذکر نام اساتیدی، ضمن قدردانی از جایگاه علمی و هنری آنها، تاکید کرد: «اگر لازم باشد برای بهتر شدن خروجی فیلمنامه، با این اساتید مشورت خواهم کرد، اما در حال حاضر، برای حفظ تمرکز بر روند تولید، نیازی به مزاحمت و زحمت ایشان نیست.» این نگاه سنجیده، نشاندهندۀ بلوغ فکری نویسندهای است که میداند هنر، میانۀ میان «خلاقیت جسورانه» و «احترام به سلسلهمراتب تخصص» است.
فیلمنامۀ «زندگی در قفس خونآلود مه گرفته»، در واقع پرسشی است که بقایی از جامعه و نظامهای انسانی میپرسد: «آیا انسانی وجود دارد که از این همه غربت و این همه فریاد، بپرسد که این درد از کجا برخاسته است؟»
این اثر، فراتر از یک فیلمنامه، مانیفستی است از تجربۀ انسانی کسی که تلاش کرده در میانۀ «دزدان و گدایان»، تکیهگاه «آموختههای خود» باقی بماند. اکنون، چشمها به دنبال سرمایهگذارانی است که نه تنها به دنبال یک محصول سینمایی، بلکه به دنبال روایت حقیقتی تلخ و ضروری هستند.