در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران | زهره سپهریان
S4 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 05:52:52
 

موسس باشگاه فرهنگی هنری ۱۷۷۲
فعال در عرصه آموزش پیش نوجوانی در زمینه ( هنر، روانشناسی، فلسفه)
برنامه ساز در حوزه روایت

 ۲۱ خرداد ۱۳۶۰
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۲۹ مهر ساعت ۱۶:۰۲
پرداختن به شکلهای مختلف صدا و باز افرینی نمایشنامه هملت به یک شکل خلاق و نو برام قابل تامل بود. از جسارت و تجربه های نو روی صحنه لذت بردم. موفق و مانا باشید دوستان !
۲۸ مهر ساعت ۱۳:۱۰
کمدیِ زیستن در حوالی برزخ

نمایشِ قطعه یک، ردیف یک، یک کمدی‌درام سورئال و صمیمی است که با استفاده از پتانسیلِ ادبیات برزخی و ترکیب آن با دغدغه‌های روز مردم، با رگه‌های شاعرانه و طنز موقعیت، مرگ را بهانه‌ای می‌کند برای مرور حسرت‌ها و دغدغه‌های زندگی. گفتگوی دو مرده از دو نسل متفاوت در برزخ.
اثری محترم و تأمل‌برانگیز که ارزش دیدنش بیش از هر چیز در بازیِ گرم و تبحر آقای میرطاهر مظلومی روی صحنه است که کار اصلا از ریتم نمی افتد.
موسیقی اکاردیون و طنازی متن و البته ترکیب بازی اقای مظلومی و خانوم سلامت در کنار هم از امتیازات این نمایش بود.

هم خندیدم و لذت بردم و هم به این فکر کردم که عمده چیزهایی که در زمان حیات جدی می‌گیریم در نگاهِ برزخی، چه کوچک و گذرا به نظر میرسند....

پیشکش درود و سپاس به عوامل نمایش قطعه یک ردیف یک


.
۲۲ مهر ساعت ۲۳:۴۷
نمایش «چهره مرد هنرمند در جوانی» به کارگردانی مصطفی هرآئینی، یکی از جسورانه‌ترین و رادیکال‌ترین تجربیات اقتباس از ادبیات مدرنیستی در تئاتر ماست؛ تجربه‌ای دل‌نشین که با تکیه بر تئاتر فیزیکال، اثر پیچیده جیمز جویس را به اپیزودهای کوتاه و پیوسته بدل کرده و کلام را حذف کرده است.

این نمایش =روایت رنج‌ها و عصیان درونی استیون ددالوس در قالب تابلوهایی بصری زیبا؛ با حرکات دقیقِ و شیرین دو بازیگر توانا و موسیقی زنده‌ای که بسیار خوش و دقیق جای خود را پیدا کرده است.

بسیار لذت بردم از دیدن این نمایش و در خاطرم خواهد ماند.
چقدر درخشان و دلنشین و دیدنی هستید!!!!
دیدن این اثر ارزشمند و خلاقانه رو به شما عزیزان پیشنهاد میکنم.

پیشکش درود و سپاس به عوامل نمایش « چهره مرد هنرمند در جوانی»
۱۸ مهر ساعت ۱۴:۲۵
دیدن نمایش پلی لیست ابی شبیه یک دورهمی با یک خط مشخص داستانی است که تماشایش خالی از لطف نیست. موضوع مهم و ارزشمندی در ان وجود دارد که البته میشود در یک جلسه گفتگو هم درباره این موضوع همین دستاورد را داشت. در نهایت دغدغه سازندگان این اجرا محترم است ولی هزینه بلیط کمی بالاست.



پیشکش درود و سپاس به عوامل نمایش پلی لیست ابی
۱۸ مهر ساعت ۱۴:۱۹
راشومون جسارت خلق یک تیاتر متفاوت رو صحنه، برون مرزی با صحنه پردازی و دکور جذاب و بازیگرانی تلاشگر و جسور

از نظر من به عنوان مخاطب دقایقی اضافی داشت که با حذفش نمایش ریتم بهتری پیدا میکرد.
من بواسطه شناختی که از کارگردان کار آقای فرهاد نیا دارم و همه کارهاشون رو دنبال میکنم این نمایش رو با افتخار انتخاب کردم و خوشحالم یکی دیگه از کارهاشون روی صحنه آمده است. ولی در کل این نمایش خیلی منو درگیر خودش نکرد و باهاش ارتباطی که مطلوبم بود نگرفتم.

پیشکش درود و سپاس به عوامل نمایش راشومون
درود. سپاسگزاریم که راشومون را تماشا کردید و با وجود اینکه ارتباط کامل نگرفتید، این‌قدر دقیق و صادقانه نوشتید. خوشحالیم که جسارت در خلق تئاتری متفاوت، صحنه‌پردازی و دکور جذاب و تلاش بازیگران را دیدید. اینکه گفتید نمایش شما را درگیر خودش نکرد، آن را جدی می‌گیریم. از همراهی و اعتماد همیشگی‌تان به مسیر کارگردان اثر هم صمیمانه ممنونیم. امیدواریم در کار بعدی فرصتی باشد تا ارتباط عمیق‌تری با شما بسازیم
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۸ شهریور ساعت ۱۵:۲۶
چرا باید در بین نمایشهای مدرن و سرگرم کننده نمایش طوروپ طرب را ببینیم؟

نمایش‌های دیگر ممکن است ما را بخندانند یا سرگرم کنند، اما نمایش‌هایی مثل «طوروپِ طرب» به ما شناسنامه می‌دهند. این نمایش‌ها به ما می‌گویند که اگرچه زمان می‌گذرد و آدم‌ها می‌میرند، اما چیزی هست که نمی‌میرد و آن فرهنگِ ماست. ما برای این به تماشای این نمایش‌ها نیاز داریم که نگذاریم صدایِ پدربزرگ‌هایمان، سازِ قدیمیِ محله‌مان و خنده‌های اصیلِ ایرانی در هیاهوی دنیای مدرن گم شود.

طوروپ طرب؛ طناز و هنرمندانه با پشتوانه فکری و ظرافت، فرهنگ عامه را روی صحنه زنده میکند. دست مریزاد!
بازیگرها همگی درخشان و تماشایی!!!
لذت بردم.

پیشکش درود و سپاس به عوامل نمایش طوروپ طرب
ممنون از این نگاه عمیق و پرمهر 🌹 خیلی ارزشمنده که پیوند نمایش با فرهنگ عامه، موسیقی و هویت ایرانی رو این‌قدر دقیق دیدید. محبتتون به بازیگرها و کل گروه، خستگی این مسیر رو در می‌کنه. دمتون گرم 🎭🎶❤️
۲۱ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۱ مرداد ساعت ۱۴:۱۳
«پایین نردبان» اجرایی است که با تمرکز بر بازیِ بدنمند و استفاده هوشمندانه از نمادها، سعی می‌کند فراتر از کلمات حرف بزند. کارگردانی جناب فرزین محدث در این اثر، فضایی صادقانه و دور از تظاهر ایجاد کرده که مشخص است حاصلِ تمرین‌های جدی در فضای کارگاهی است. اگرچه روایت در برخی بخش‌ها کمی درگیرِ فرم می‌شود اما تماشای یازیگرانی که در سایه هدایت یک فرد حرفه ای بهترین خودشان را به نمایش میگذارند لذت بخش است.

آقای محدث در هر حوزه ای از تیاتر، چه بازیگری و چه کارگردانی از شما می شود آموخت. الهی برقرار باشید و بمانید برای تیاتر این مرز و بوم!


پیشکش درود و سپاس به عوامل نمایش پایین نردیان
ممنونم از نظرتون 🤍🧿
من خودم هنوز در مسیر یادگیری هستم (البته نه از روی تواضع ) چون هنر مدام در تکمیل شدن است ،هنگامی که انسان به رشد و آگاهی می رسد و جوامع در حال تغییر و رشد هستند
امیدوارم در ادامه مسیر هم همین گونه بمانم
به به ...ارادتمندم ..موفق و پیروز و روبه راه باشید
۲۲ مرداد
زهره سپهریان
به به ...ارادتمندم ..موفق و پیروز و روبه راه باشید
عزیزید 🤍🧿
۲۲ مرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۰ تیر ساعت ۰۱:۳۹
نمایش «به علت ضیق مکان» نمایشی طناز و خلاق، گویا و در عین حال تلخ درباره‌ی ماست. درباره‌ی تمام کسانی که حس می‌کنند فضای زندگی‌شان، چه از نظر معیشتی و چه از نظر روانی، روزبه‌روز دارد کوچک‌تر و تنگ‌تر می‌شود.

در این نمایش، آن فضایِ تقریبا سه متری بیشتر از اینکه شبیه خانه باشد، شبیه یک «سلول» است؛ جایی که حریم شخصی دیگر وجود ندارد و آدم‌ها نه از روی انتخاب، بلکه از روی ناچاری، در هم فرو رفته‌اند. وقتی بدن‌ها در این فضایِ فشرده مدام به هم برخورد می‌کنند، چیزی جز خشم و فرسودگی نصیبشان نمی‌شود. این دقیقاً همان چیزی است که در زندگی واقعی هم داریم تجربه می‌کنیم... وقتی امکان‌ها تنگ می‌شوند، آدم‌ها هم تنگ خلق می‌شوند؛ وقتی راهِ نفس کشیدن از نظر اقتصادی و اجتماعی بسته می‌شود، روابطِ انسانی هم از شکل طبیعی‌شان خارج می‌شوند و تبدیل به یک «هم‌زیستیِ اجباری» می‌شوند.
زندگی تبدیل شده به مبارزه مداوم برایِ بقا........


بازی ها، دکور، نور و موسیقی در تعامل با هم
متناسب، هماهنگ و باور پذیر بود.

پیشکش درود و سپاس به عوامل نمایشِ به علّت ضیق مکان
۱۳ تیر ساعت ۰۳:۳۸
آیا عشق، شکلی از تصرف و قدرت‌طلبی است؟
فهمیدن دیگری امری عاشقانه است یا قدرت طلبانه؟!
ما عاشقِ دیگری می‌شویم، یا عاشقِ تصویری که از او در ذهنِ خویش ساخته‌ایم؟
آیا فروپاشیِ ذهنِ تحلیلیِ زن در برابر بی‌تفاوتی و حالاتِ مبهمِ مرد، منطقی و منصفانه است؟!
پس از تماشای نمایش «خطرنج»، با این پرسش‌ها، سالن چهارسو را ترک می‌کنم.
هماهنگی و تناسب میان طراحی صحنه، نورپردازی، لباس و بازیِ روانِ بازیگران، در کنارِ متنِ اقتباسیِ هوشمندانه، به مخاطب فرصتی می‌دهد تا به پرسش‌هایی از این قبیل ... دیدن ادامه ›› بیندیشد.

خطرنج تصویری از یک تصرف روانی است که جایگزین عشق یا پیوند عاطفی میشود. سکوت خودخواسته یا از سر ضعف کاراکتر مرد زن را در تحلیلهای بی امان غرق میکند تا جایی که فرو میپاشد...

لذت بردم، بدرخشید!
پیشکش درود و سپاس به عواملِ نمایش خطرنج !
۱۰ تیر ساعت ۱۶:۳۰
متن این نمایش در سلیقه من نبود. حد خشونت متن نمایش برای من بالا بود و اجرای نمایش ایستا و ریتم نمایش کند بود.
البته منکر این نمیشم که پشت این نمایش تفکر و تصمیم خوداگاهانه در شکل اجرا و حتی متن وجود داره ولی در هر حال انتخاب بعضی هست و انتخاب بعضی نخواهد بود.


پیشکش درود و سپاس به عوامل نمایش اسب نورد
۲۷ خرداد ساعت ۱۵:۱۹
افرییییییییین
اجرای بی نقص و چشمگیر و تماشایی شما در اژدهاک رو بارها تحسین میکنم و بهتون افتخار میکنم.
برای تیاتر ایران بمانید و برقرار باشید الهی.
امیرمسعود فدائی این را خواند
نوید عسکری فراهانی و مهرناز خلیلی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۷ خرداد ساعت ۱۵:۰۱
از کارگردانی اژدهاک شما لذت بردم و بارها بهتون افتخار کردم و افرین گفتم.

برای تیاتر ایران بمانید و برقرار باشید
۲۷ خرداد ساعت ۱۴:۵۶
ترکیب متن فاخر استاد بهرام بیضایی با کارگردانی هوشمندانه آرش اشاداد و بازی درخشان عباس بابایی، از “اژدهاک” نمایشی دیدنی و به‌یادماندنی ساخته است. به به

حقیقتاً از تماشای آن لذت بردم؛ نمایشی که ضرب‌آهنگ (ریتم) آن در تمام طول اجرا حفظ شد و میزانسن و دراماتورژیِ کار، پیوندی عمیق و متناسب با جهان متن بیضایی داشت. بازی عباس عزیز، خیره‌کننده بود؛ او تصویری دقیق و بی‌نقص از اژدهاکِ بیضایی ارائه داد. نمی‌توان از لذتِ تماشای این اجرا نوشت و به مهارت آقای بابایی در ادای دیالوگ‌ها، فاصله‌گذاری‌های دقیق، لحن‌پردازی و کنترل بدن اشاره نکرد؛ مؤلفه‌هایی که همگی در کنار هم، اجرایی تحسین‌برانگیز را رقم زدند.
طراحی لباس و دکور و انتخاب و بازی بازیگران خانوم هم دلنشین بود.
یک نکته کوچک اینکه صدای بازیگر یامای خداوند کاملا شنیده نمیشد خصوصا وقتی در طبقه بالا صحبت میکرد.
بدرخشید و تماشایی بمانید!

پیشکش سپاس و درود به عوامل نمایش اژدهاک
۱۹ خرداد ساعت ۲۰:۰۲
نمایش دیکته طور بازنویسی واقعیت این روزهای جامعه ماست.

موضوع نمایش چندان برای من ضربه نداشت و قابل پیش بینی بود اما میزانسن و ریتم و زمانبندی نمایش هوشمندانه برنامه ریزی شده بود و به برگ برنده این نمایش تبدیل شده بود.


پیشکش درود و سپاس به عوامل نمایش دیکته طور!


۱۰ خرداد ساعت ۱۱:۳۹
وظیفه هنرمند تاباندن نور به ظلمات قلب بشر است.

از کتاب کاندینسکی معنویت در هنر
۰۹ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۰۰:۲۶
فردیت در برابر سیستم،
ایمان در برابر یقین،
و انسانیت در برابر دیپلماسی.
این سه‌گانه فلسفی را اسلاومیر مروژک در متنی درخشان، سرشار از لایه‌های معنایی و ظرفیت‌های دراماتیک خلق کرده است و خانوم افسری تلاشگرانه آن را در تماشاخانه طهران روی صحنه آورده است.

برای من این اجرا تجربه‌ای کاملاً دیالوگ‌محور بود که بیشتر بار دراماتیک اثر بر دوش بازیگران سنگینی می‌کرد. آنچه مرا بیشتر با این اجرا همراه می‌کرد، تلاش صادقانه و تعهد بازیگران به نقشی بود که بر عهده گرفته بودند و کوششی که دیالوگ‌های فلسفی مروژک را به زبانی باورپذیر روی صحنه ادا میکردند.
انتخاب رنگ در لباس بازیگران متناسب و چشم نواز، دکور و نور پردازی مینیمال و ساده بود.
درباره فضاسازی، اثر با توجه به متن مروژک چنان که ... دیدن ادامه ›› باید سورئال از آب درنیامده بود. ریتم نمایش در لحظاتی دچار نوسان می‌شد. شخصیت‌پردازی‌ها چندان کاریکاتوری نبود و تقابل‌های مفهومی متن، آن گزندگی لازم را پیدا نکرده بود اما تلاش بازیگرانی که برای زنده نگه داشتن این متنِ دشوار، در صحنه نفس می‌کشیدند مشهود و تماشایی بود و همین برای احترام به یک اجرا کافی است. لذت بردم. بدرخشید!

پیشکش درود و سپاس به عوامل نمایش سفارتخانه، بخصوص راکع عزیزم
۱۷ دی ۱۴۰۴ ساعت ۰۱:۲۸
یک، دو، سه، چهار، هُپ
تلاش و تمرین، رفتن و اومدن ادمها، ممیزی‌ها، کمبود امکانات، هُپ
نمایش هپ نموداری‌ست از ضربان زندگی در زیست تیاتری یک هنرمند.
شادی جان کاری که نوشتید و کارگردانی کردید چه خوش بر دلم نشست.
پایان‌بندی کار برایم عمیق بود، وقتی دماغ قرمز را روی صورتت میگذاری؛ به دوربین میخندی و اشکی در چشمانت هست...یک سکوت معنادار اما پیام عمیقی را به مخاطب منتقل میکنی.
یکی از نقاط قوت اجرا، گرفتن خنده با هوشمندی و متفاوت از روشهای معمول است. تلفیق کلاسیک و مدرن. سیرک و تعزیه....
بازی هنرمندان حاضر در این کار عموما به نحوی دلنشین و متناسب با اقتضای ... دیدن ادامه ›› متن‌‌ست.
اجرای زنده‌ی موسیقی صمیمی و دوست داشتنی‌ست.
دکور ساده اما گرمابخش است.
و دخترک ناز و بوسیدنی.
لذت بردم.بدرخشید!

پیشکش درود و سپاس به عوامل نمایش هُپ
۱۷ دی ۱۴۰۴ ساعت ۰۰:۵۸
نمایش زنبور یا شاید بهتره بگیم زنبور گاوی (the wasp) /چرخه خشونت در برابر مهربانی‌ست.
یک درام روان‌شناختی و دلهره‌آوره که بازگشت دو دوست قدیمی و مواجهه با گذشته‌ای پر از زخم و تحقیر رو روایت میکنه.
متن نمایشنامه پر کشش و ایده محوری متن خلاقانه‌ست.
من از استعاره قدرتمند زنبور رتیل‌خوار خیلی خوشم اومد.
زنبور رتیل‌خوار که طعمه را فلج می‌کنه تا از بدنش برای پرورش نوزادانش استفاده کنه. در این نمایش به نظر میرسه نماد روابط سمی، انتقام و آسیب‌های روانی بازتولیدشونده‌ست.
نمایش با اینکه دیالوگ‌محوره اما با بازی‌های خوش ریتم و چشمگیرِ زهرا و نازنین عزیز تا به انتها مخاطب را با خود همراه میکنه و از ریتم نمی‌افته.
طراحی صحنه زیبا و کاربردی و در خدمت محتوای ... دیدن ادامه ›› محوری متن‌ست.

دیدن این نمایش لذت بخش و پر تعلیق است برای تماشاگر و انتخابِ تماشای این نمایش، دلگرمیست برای تیمِ جوانی که چُنین خوووبند و تماشایی.
از دستش ندید!

پیشکش درود و سپاس به عوامل نمایش زنبور

پی نوشت!
جسارتا یک مطلبی ذهنم رو مشغول کرده
انتظار داشتم با توجه به شخصیت پردازی هدر نشانه ای از زنده بودن سایمون رو در نمایش ببینم. بعد از اجرا به نمایشنامه در طاقچه مراجعه کردم و دیدم اومدن سایمون در متن اصلی هست در حالیکه در انتهای اجرا حذف شده بود و برام سوال شد که چرا؟!
آیا نشانه ای از زنده بودن سایمون به منطق شخصیت پردازی هدر بیشتر کمک نمی کرد؟!


۱۴ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۱:۳۳
افتخااار آمیز، متقاعد کننده و همسو با جوهره ناب تئاتر!
شهر گناه پاسخ شفافی است به درونی ترین تصور من از اینکه « تئاتر چیست و چه باید باشد».
نمایشی که فرم و محتوا در آن چنان در هم تنیده اند که یکی بدون دیگری معنا نمی‌دهد.

خلق یک روایت خودبسنده و جسورانه که از تمام ابزارهای بیانی و تکنیک‌های صحنه‌ای خود (از متن و بازیگری تا نور، موسیقی و
گریم) هماهنگ و یکپارچه استفاده می‌کند تا مستقیماً با ناخودآگاه مخاطب گفت‌وگو کند، و این برای من تجربه‌ای عمیق و نادر بود.

مشعوفم به درخشش چنین گروه کاربلد، متخصص و موفقی در روی صحنه
بی شک یکی از بهترینهای تماشاخانه های شهر تهران در حال حاضر!
از دست ندهید!

پیشکش درود و سپاس به عوامل نمایش شهر گناه
۰۴ دی ۱۴۰۴ ساعت ۰۰:۴۱
دیدن حقیقت از ادامه زیستن سختتره!

مرگ همان حقیقت آخر بود.
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر
شعر و ادبیات

تماس‌ها

09102224392