آیا عشق، شکلی از تصرف و قدرتطلبی است؟
فهمیدن دیگری امری عاشقانه است یا قدرت طلبانه؟!
ما عاشقِ دیگری میشویم، یا عاشقِ تصویری که از او در ذهنِ خویش ساختهایم؟
آیا فروپاشیِ ذهنِ تحلیلیِ زن در برابر بیتفاوتی و حالاتِ مبهمِ مرد، منطقی و منصفانه است؟!
پس از تماشای نمایش «خطرنج»، با این پرسشها، سالن چهارسو را ترک میکنم.
هماهنگی و تناسب میان طراحی صحنه، نورپردازی، لباس و بازیِ روانِ بازیگران، در کنارِ متنِ اقتباسیِ هوشمندانه، به مخاطب فرصتی میدهد تا به پرسشهایی از این قبیل
... دیدن ادامه ››
بیندیشد.
خطرنج تصویری از یک تصرف روانی است که جایگزین عشق یا پیوند عاطفی میشود. سکوت خودخواسته یا از سر ضعف کاراکتر مرد زن را در تحلیلهای بی امان غرق میکند تا جایی که فرو میپاشد...
لذت بردم، بدرخشید!
پیشکش درود و سپاس به عواملِ نمایش خطرنج !