در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران | میلاد اله بخش
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 17:24:42
 

فعال هنری

 ۰۵ بهمن ۱۳۸۲
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۱۱ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۰۴:۱۱
نمایش در بستری از پرسش از «من» و «کیستی» شکل می‌گیرد و همواره در تعارض میان تجددگرایی و آرمان‌گرایی قرار دارد. این تعارض، خود را در جدال تخیل و واقعیت و کشاکش میان ذهن و رویا نشان می‌دهد.

در مرکز درام، تعلیق و کشمکش جریان دارند و نمایش مرا به یاد سخن قدیس آگوستین می‌اندازد:
«ما سه حال داریم:
حالِ گذشته، که همان یادآوری (حافظه) است؛
حالِ حال، که همان دیدن و تجربه‌ی مستقیم است؛
و حالِ آینده، که همان انتظار ... دیدن ادامه ›› و امید است.»
این تأکید، بخش مهمی از تجربه‌ی نمایش را شکل می‌دهد.

تکرار، کلیدواژه‌ها و کدهایی که در زندگی روزمره با آن مواجه‌ایم، در نمایش به‌کار رفته‌اند تا آینه‌های گوناگونی از خود و خود را پیش چشم مخاطب قرار دهند. این تکرار و تعلیق، مخاطب را با تداوم و استمرار تجربه‌ی زندگی روبه‌رو می‌کند، اما پس از مدتی ممکن است به کم‌رمقی و خستگی ذهنی بینجامد.

در پس همه‌ی این عناصر، مرگ و خونریزی حضور استعاری دارند؛ استعاره‌ای از جامعه‌ی امروز، جامعه‌ای که در کشمکش‌های درونی و بیرونی، میان امید و ناامیدی، دست‌وپا می‌زند.

همچنین طراحی لباس، دکور و نورپردازی نمایش، جای تحسین ویژه‌ای دارد و تجربه‌ی بصری اثر را تقویت می‌کند.
از تحلیل دقیق و نگاه عمیق شما بسیار سپاسگزاریم . نظر شما درباره تعلیق، تکرار و استعاره‌های نمایش برای ما بسیار ارزشمند است و بازخوردهایی این‌چنین انگیزه بزرگی برای ادامه مسیر گروه فراهم می‌کند. امیدواریم همچنان در کنار شما تجربه‌های تازه و متفاوتی داشته باشیم.
۱۱ مهر ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۴ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۱۲:۵۲
«نسل سکوت» با فضایی شاعرانه و نمادین آغاز می‌شود و از همان ابتدا مخاطب را به جهانی احساسی و تأمل‌برانگیز فرامی‌خواند. ترکیب موسیقی، نورپردازی و عناصر ساده اما معنادار صحنه، فضایی می‌آفریند که هم بار عاطفی دارد و هم جنبه‌ای دراماتیک.

در طول نمایش، شخصیت‌ها هرکدام با مونولوگ‌ها و روایت‌های شخصی خود، دریچه‌ای تازه به مفهوم جنگ، جانبازی و خاطرات باز می‌کنند. حضور مداوم یک عنصر نمادین در صحنه، پیوندی میان اپیزودها ایجاد کرده و نقش کلیدی در خط روایی اثر دارد.

آنچه در «نسل سکوت» برجسته است، شیوه روایت متفاوت آن است. اثر از مستقیم‌گویی فاصله گرفته و به‌جای خطاب قرار دادن تماشاگر، روایت‌ها را در دل موقعیت‌های نمایشی و گفت‌وگوهای غیرمستقیم آشکار می‌سازد. این انتخاب باعث می‌شود مخاطب نه صرفاً شنونده، بلکه همراه و هم‌سفر شخصیت‌ها ... دیدن ادامه ›› باشد.

نمایش در عین حال که لحنی طنزآمیز و شیرین در بخش‌هایی دارد، توانسته مفاهیم عمیق‌تری همچون رنج، خاطره و ایثار را نیز در لایه‌های زیرین خود جای دهد. همین تلفیق، «نسل سکوت» را به تجربه‌ای همزمان سرگرم‌کننده و اندیشمندانه برای تماشاگر بدل می‌سازد.
محمد فروزنده این را خواند
مهرآسا مداحی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۸ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۴۷
نمایش با شروعی خاص؛ ریتم و تمپوی مطلوب در همان ابتدا فضایی پرتعلیق را به وجود آورد، هرچند اَکت‌ها هنوز نیازمند پرداخت بیشتری بودند.

متن نمایش در هر اپیزود ظرفیت‌های قابل‌تأملی دارد و شخصیت‌های متفاوتی را پیش روی تماشاگر می‌گذارد. در اپیزود «کت»، اگر حرکات دست و صورت در سمت مقابل اجرا می‌شد، تأثیرگذاری بیشتری بر صحنه داشت.

اپیزود «عروسک‌های پاگردان» همراه بودند با ذهن پرسشگر کودکانه و شیرینی خاصی که منتقل می‌کرد، موفق شدند ارتباط ملموسی با مخاطب برقرار کنند. همچنین اپیزودهای عروسک انگشتی از قوت اجرایی خوبی برخوردار بودند و شایسته‌ی تحسین‌اند.

دکور، گرچه اندکی از فضای کودکانه فاصله گرفته بود، اما همچنان جذابیت فانتزی خود را حفظ کرده و به کلیت اثر رنگی ویژه بخشیده بود.

در مجموع، ... دیدن ادامه ›› «تکه‌تکه» به عنوان یک تجربه دانشجویی اثری قابل‌قبول و موفق محسوب می‌شود. این نمایش نشان داد که گروه اجرایی توانسته‌اند با وجود محدودیت‌ها، تجربه‌ای خلاقانه و ارزشمند بیافرینند. خداقوت به عوامل کار.
۲۱ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۰۹:۳۲
نمایش با شوخ‌طبعی مبارک و همراهی گروه موسیقی آغاز می‌شود؛ همین عنصر از همان ابتدا مخاطب را با خود همراه می‌کند و یادآور فضای نمایش‌های روحوضی است.

شخصیت‌ها و نمادها

زن گدا نماینده‌ی قشر مستضعف و محروم جامعه است.

مرد قداره‌بند و دار و دسته‌اش نماد استبداد و نظام ارباب ـ رعیتی‌اند.

مرد عینکی شخصیتی روشنفکر و عدالت‌خواه است؛ او نماینده‌ی اصناف و مردم به شمار می‌آید. رابطه‌ی او با دخترش نیز بُعد دراماتیک نمایش را ... دیدن ادامه ›› تقویت کرده و بر پیوند عاطفی پدر و فرزند تأکید دارد.

ننه پیر صبور، که از ظلم و جفا آسیب دیده، نشانه‌ای از ایستادگی و پایداری مردم در برابر زور دستگاه و جوامع سرمایه‌داری است.

ارباب مبارک بازتاب همان نظام ارباب ـ رعیتی و سلطه‌گر است.


درونمایه‌ها
نمایش به روشنی به الیگارشی و فساد در دستگاه قضایی اشاره دارد و تملق‌گویی در دربار سلطان را نیز به تصویر می‌کشد.
زندان در بخشی از نمایش، استعاره‌ای از شکم سیری‌ناپذیر حاکمان است.
در عین حال، مرد عینکی همچنان در پی عدالت، بیداری ملت و مبارزه با نظام ارباب ـ رعیتی است.

ساختار نمایشی
کمدی طعنه‌دار مبارک در سراسر نمایش جریان دارد و در جاهای مختلف به‌خوبی جا افتاده است. با این حال، در بخشی از نمایش، لحن از فضای کمدی و طنز فاصله می‌گیرد و به سمت فضایی مذهبی و نزدیک به تراژدی می‌رود. در نهایت، روایت دوباره به مسیر اصلی خود یعنی طنز و خنداندن مخاطب بازمی‌گردد که جای تامل و تحسین را دارد.

در پایان
نمایش شیرهای خان بابا سلطنه از نظر فرم و محتوا دارای ویژگی‌های یک نمایش روحوضی (آب‌حوضی) است و توانسته اصالت تئاتر ایرانی را به‌خوبی حفظ کند. این اثر علاوه بر جنبه‌ی سرگرم‌کنندگی، با زبانی نمادین و طعنه‌آمیز به نقد استبداد، نظام سرمایه‌داری و فساد دستگاه‌های قدرت می‌پردازد.
حسین مشکاتی این را خواند
علی علی نژاد، پویا فراهانی و پریسا شریفی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۸ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۰۷:۵۸
نمایش در آغاز با گفت‌وگوی زن و ایجاد پرسش از سوی مرد، فضایی مبهم و پرسش‌برانگیز می‌سازد؛ هاله‌ای از ابهام که مدتی طول می‌کشد تا مخاطب را همراه کند و به عمق ماجرا ببرد.

در مورد شخصیت زن و بازی او، در ابتدا چنین به نظر می‌رسد که او در حال بازگویی خاطره‌ای مبهم از گذشته و غرق شدن در رویاهای خویش است؛ شخصیتی چندوجهی و مملو از تغییرات لحظه‌ای. در مقابل، پرسوناژ مرد صبور و مقاوم در برابر سخنان گاه پراکنده و نامنسجم زن ظاهر می‌شود. اما با پیشرفت داستان و آشکار شدن نقاط عطف، تماشاگر به علت اصلی این صبوری پی می‌برد: او رنجی عمیق از زندگی با زنی آشفته‌حال و گرفتار در جنون را تحمل کرده است. این رنج در نهایت مرد را نیز به جنون می‌کشاند؛ جنونی که از خاکستر برمی‌خیزد و سرانجام به خاکستر بازمی‌گردد.

از نظر بصری نیز باید به رنگ و تم کار اشاره کرد. انتخاب رنگ سفید که همواره نمادی از صلح و سازش است، در این نمایش با صبوری مرد همسو شده و معنای سازش را پررنگ‌تر ... دیدن ادامه ›› کرده است.

امروزه در جوامع مختلف، مفاهیمی چون صبر، مقاومت و ایستادگی در برابر مشکلات تعاریف گوناگونی دارند. اما صبر و مقاومتی که انسان‌ها در کنار بیماران خاص تجربه می‌کنند، معنایی متفاوت و ژرف‌تر دارد. این نمایش تنها گوشه‌ای از آن تجربه‌ها را بازتاب داده است؛ تجربه‌هایی سرشار از درام، تراژدی، عشق، نفرت، حسرت و حتی لحظه‌هایی از شادیست.

امید آن روز فرا رسد که هیچ بیماری و هیچ خانواده‌ای در جهان، محکوم به رنج و مرارت مادام‌العمر نباشد.
محمد فروزنده این را خواند
مریم محمدوند این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۵ تیر ۱۴۰۴ ساعت ۲۱:۴۱
شروع نمایش با وفاداری به جهان تنسی ویلیامز همراه بود؛ اما چیزی که بیش از همه در ذهنم نشست، حضور آینه‌گون بازیگران بود. آینه‌ای که شخصیت‌ها در آن، همزاد خود بودند؛ گاه چندپاره، گاه متناقض، گویی فرم در لحظاتی بر محتوا غالب می‌شد، مثل پازلی از تکه‌های شیشه‌ی شکسته.

مادر، با آن توجه مضاعف و ترحمی ناگهانی و دوسویه، برای لحظه‌ای شبیه مادری ایرانی در ذهنم مجسم شد؛ صدایی که خشونتی مهرآمیز داشت و اضطرابی که بوی آشنایی می‌داد. از سوی دیگر، دختر، لطافتی خاص و تراحم‌برانگیز در برابر برادر داشت، بی‌آن‌که چیزی از دلشکستگی‌اش بگوید.

پسر اما انگار از دل فاصله‌گذاری بیرشت‌وار بیرون آمده بود؛ حس‌پذیری‌اش کنترل‌شده، بازی‌اش تعلیق‌دار، گویی خودش را بازی می‌کرد. روحیه‌ی مردانه‌اش در تضاد با تلخی نمکین خواهر روایتگرش، تضادی دلنشین ... دیدن ادامه ›› می‌ساخت.

و شخصیت دیگر جیم کمی مرموز بود. در صحنه‌هایی با شمع و سایه، وهم و خیال، تاریکی را در خود می‌پیچید و روایت را به سمتی تأمل‌برانگیز می‌برد.

تماشای این نمایش، تنها دیدن نبود؛ غرق شدنی بود در اجرایی که با صداقت بازیگران، مرز میان صحنه و واقعیت را برای لحظاتی در ذهنم فرو ریخت. اجرایی که از تئاتر تنها تقلید نمی‌کرد، بلکه زندگی را در چارچوبی شیشه‌ای و ترد، پیش چشم می‌آورد.
۱۷ خرداد ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۴۲
در این نمایش ارجحیت فرم بر محتوا کاملاً محسوس است. از همان ابتدا، استفاده‌ی خلاقانه از نور و سایه، توجه مخاطب را جلب می‌کند و فضایی رازآلود می‌سازد.

هماهنگی میان فیلم‌ها و اجرای بازیگران چشم‌گیر و ستودنی‌ست، تاجایی که واکنش و ارتباط بین این دو عنصر، در لحظه شکل می‌گیرد و مخاطب را درگیر می‌کند.

مونولوگ‌ها ساختاری متفاوت و درونی دارند که گاه غیرمنتظره و گاه تأمل‌برانگیز جلوه می‌کنند و ذهن مخاطب را به چالش می‌کشند.

شخصیت‌ها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هرکدام سویه‌ای از درد، تنهایی یا تضاد را بازتاب می‌دهند. از شخصیتی مرموز و ساکت گرفته تا چهره‌ای پرشور و ناآرام، این تنوع باعث می‌شود نمایش از نظر شخصیت‌پردازی نیز چندلایه و زنده ... دیدن ادامه ›› به نظر برسد.

در مجموع، نمایش فضایی پرابهام و مرموز دارد و نشانه‌هایی از درون‌مایه‌های اگزیستانسیالیستی در آن به چشم می‌خورد؛ جهانی که در آن پرسش از بودن، خطا، و حقیقت در لایه‌های مختلف روایت تنیده شده است.
۲۴ بهمن ۱۴۰۳ ساعت ۱۱:۲۸
آغاز چالشی و پرمعما
نمایش با صدای یک کشیش آغاز می‌شود که فضایی معماگونه ایجاد می‌کند. این مقدمه حس کنجکاوی را برمی‌انگیزد و مخاطب را به دنیای خاص نمایش وارد می‌کند.

شخصیت‌پردازی و طنز موقعیت
تعامل زن و شوهر در نمایش به‌گونه‌ای طراحی شده که کمدی را از دل موقعیت‌ها بیرون می‌کشد. این گفت‌وگوها، به‌ویژه در ارتباط با پدر، لحظات طنزآمیز و در عین حال تأمل‌برانگیزی خلق می‌کنند. تکرار واژه "پدر" به‌نوعی هویت این شخصیت را در ذهن مخاطب تثبیت می‌کند.

شخصیت‌های ... دیدن ادامه ›› خواهران

خواهر اول: نماینده آرزوها و رویاهای محقق‌نشده.

خواهر دوم: فردی که گناهکار است و با اغراق زیاد طلب آمرزش می‌کند.

خواهر سوم: فضول، پررو و زیرآب‌زن که در کنار خواهری که خواب‌آلود و موذی است، ترکیب جالبی می‌سازند.

خواهر شکم‌پرور: تضادی طنزآمیز دارد، زیرا در عین علاقه به غذا، لاغر است و همین موضوع مورد انتقاد قرار می‌گیرد.


پدر؛ شخصیت کلیدی با دیدگاه‌های فلسفی
پدر یکی از نقاط محوری نمایش است که دیدگاه‌های فلسفی او باعث تأمل می‌شود. در عین حال، شخصیت او نشانگر برخی ویژگی‌های تاریخی و اجتماعی این قشر است، از جمله تفره‌رفتن و عدم پرداختن مستقیم به مسائل مهم.

نقطه عطف نمایش؛ سونوگرافی فلورا
برگه‌ی سونوگرافی فلورا یکی از نقاط عطف مهم نمایش است که باعث ایجاد موجی از تنش، خوشحالی، و در نهایت درگیری میان فلورا و ادوارد می‌شود. .

کمدی و تقلید در میان تنش‌ها
درگیری‌های میان شخصیت‌ها، به‌ویژه دعوای فلورا و ادوارد، با تلفیقی از تقلید و طنز همراه است که در دل موقعیت‌های پرتنش، لحظاتی خنده‌دار خلق می‌کند.
خیال‌پردازی ادوارد و همزادپنداری با آینده‌ی فرزند
ادوارد با غرق شدن در رویاهایش درباره آینده فرزند فلورا، مرا به یاد مثل معروف  "دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید" می‌اندازد. این رویاپردازی، در کنار روابط زناشویی ناسالم و درگیری‌های فمینیستی نمایش، به عمق لایه‌های اجتماعی اثر می‌افزاید.

موسیقی؛ جای کار دارد، اگرچه موسیقی در نمایش حضور دارد، اما می‌تواند تقویت شود تا تأثیرگذاری بیشتری بر فضای کلی اثر داشته باشد.

نمایش، با بهره‌گیری از ساختار ابزورد، در قالبی طنزآمیز به مسائل پیچیده‌ی خانوادگی، اجتماعی و فلسفی می‌پردازد. لحظات کمدی، همراه با درام و تعلیق، باعث می‌شوند که مخاطب در عین خنده، به فکر فرو برود. اما برخی عناصر، مانند موسیقی و عمق‌بخشی به برخی شخصیت‌ها، هنوز جای کار دارند.

درود
سپاس از اینکه با این نگاه دقیق و تحلیل‌گرانه، زیبایی‌های اثر را درک و بیان کردید.
۲۴ بهمن ۱۴۰۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۰ دی ۱۴۰۳ ساعت ۲۲:۳۰
نمایش "چهارگانه بی‌ربط" در قالب چهار اپیزود مستقل اما درهم‌تنیده، تصویری چندوجهی از جامعه امروز را به تصویر می‌کشد. این اثر با بهره‌گیری از رویکردهای متفاوت، توانسته است موضوعات اجتماعی را با عمق و جذابیت خاصی روایت کند. در ادامه به بررسی نکات مثبت هر اپیزود می‌پردازیم:

اپیزود اول:
در این بخش، تارگت اجتماعی دراماتیک با زبانی پرشور و کمی اغراق‌آمیز ارائه می‌شود. این اغراق به‌جای تضعیف اثر، توانسته است توجه مخاطب را به نقاط کلیدی و حساسیت‌های اجتماعی جلب کند. قدرت روایت در این اپیزود، در عین واقع‌گرایی، بر عمق درام تأکید دارد.

اپیزود دوم:
این اپیزود به انتقاد از وضعیت جامعه و نابرابری طبقاتی می‌پردازد، اما آنچه آن را متمایز می‌کند، درهم‌آمیختن عناصر نورئالیسم جادویی با واقعیت ... دیدن ادامه ›› تلخ اجتماعی است. نمایش خون و خونریزی به‌عنوان استعاره‌ای از خشونت ساختاری، اثری عمیق و قابل‌تأمل ایجاد کرده است که مخاطب را به تفکر وادار می‌کند.

اپیزود سوم:
این اپیزود با ورود به فضایی نوستالژیک و استفاده از عناصر کمدی و لهجه‌های محلی، لحظاتی دلنشین و طنزآمیز خلق کرده است. نقطه عطف این بخش، ورود شخصیت صغرا (ساناز) و تضاد میان سبک زندگی مدرن و سنتی است. این تضاد به‌خوبی به تصویر کشیده شده و موضوع رابطه سفید، یکی از معضلات اجتماعی معاصر، با هوشمندی در داستان گنجانده شده است. این بخش از نمایش، با نقدی ظریف و خلاقانه، مخاطب را به چالش می‌کشد.

اپیزود چهارم:
این بخش با پرداختن به چالش‌های روابط زناشویی و زندگی ماشینی امروز، نمایشی تحسین‌برانگیز از تضادها و کشمکش‌های زندگی مدرن ارائه می‌دهد. عمق روایت در این اپیزود و تلفیق آن با مفاهیمی چون فاصله‌گیری عاطفی و بحران هویت، اثر را به نقطه اوج خود می‌رساند.

جمع‌بندی:
"چهارگانه بی‌ربط" با ترکیبی از درام، طنز، انتقاد اجتماعی و عناصر سوررئال، اثری متمایز و جذاب است. این نمایش توانسته با ظرافت و دقت، موضوعات مهم و چالش‌برانگیز اجتماعی را به تصویر بکشد و مخاطب را به تفکر وادارد. پیشنهاد می‌شود این اثر را از دست ندهید، چرا که تجربه‌ای متفاوت و چندلایه از تئاتر را برای شما رقم خواهد زد.
۳۰ آبان ۱۴۰۳ ساعت ۱۱:۳۷
در نگاه اول نمایش بچه یک نمایش ابزورد یا تئاتری که با مفهوم پوچ گرایی عجین شده است، می‌باشد زیرا قالب صحنه‌ها بدون پیرنگ هستند این مورد از خصوصیات اصلی سبک ابزورد می‌باشد به اضافه اینکه خلق شخصیت‌های پیچیده و چندان‌وجهی و همچنین ایجاد رویدادهای اتفاقی که در این نمایش رخ می‌دهد بر ابزورد بودن آن تاکید بسیار دارد‌، از طرفی اگر دید عمیق‌تری به تاریخ تئاتر به خصوص تئاترهای یونان و روم باستان بیندازیم متوجه آن می‌شویم که این اثر به نوعی اقتباسی از سبک و سیاق آن تئاترها را دربر می‌گیرد چراکه گرایش به خشونت و خونریزی در صحنه‌های آخر این نمایش حاکی از این برداشت می‌باشد، واما مفهومی که این نمایش توانسته به مخاطب منتقل کند باتوجه به تأثیرپذیری که از همان تئاتر های دوران روم باستان گرفته است بدین شکل و معنا خلاصه می‌شود که نقش انسان چه تأثیراتی بر سرنوشت و تقدیری که برای خود رقم می‌زند می‌تواند داشته باشد باتوجه به این توصیفات برداشت اینجانب از نمایش بچه در یک کلام اینست که ما انسانها نباید گرگ صفت باشیم و قدر آن نعمات یاچیزهایی که به ما عطا شده را بدانیم.
۲۰ مرداد ۱۴۰۳ ساعت ۰۲:۰۸
پرده تردیدوتزویر در لحظه‌به‌لحظه اثر دیده می‌شود.
درخشش جناب‌آقای کوروش‌زارعی و جناب‌آقای رحیم‌نوروزی به خوبی به چشم می‌آید ، اما ری‌اکشن قهرمان داستان می‌بایست بیشتر نشان‌داده می‌شد. اینکه به بعضی از صحنه‌ها چاشنی‌های امروزی داده شده ستودنی است.
هماهنگی در اجراهای نمادین نیز می‌توانست بهتراز این باشد.
در کل حکایتی قابل قبولی بود خسته‌نباشید و خداقوت به تمامی عوامل🙏🏻🌹
امیر مسعود و حسین چیانی این را خواندند
سید محمد حسین صالحی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۰ مرداد ۱۴۰۳ ساعت ۰۲:۰۷
نشان‌دادن رنج‌ومشقت‌وسختی یک‌نویسنده برای‌به چاپ‌رساندن اثرخود بخشی قابل‌توجه‌ و تحسین‌برانگیز دراین نمایش است .
بازی‌ها و نقش‌ها قالباً به نحوی درست صورت گرفته و تماشاگر را تا حدودی متوجه درون‌مایه اثر می‌کند .
همچنین ایجاد تعلیق‌در بعضی‌از دیالوگ‌ها بسیارخوب واقع شده ضمنا ایجاد فضایی وهم‌برانگیز در صحنه‌های آخر کار را به پایانی عمیق‌تر و جذاب‌تر سوق داده‌است.
ضمن تبریک‌وخداقوت به نویسنده‌اثر جناب‌آقای علیرضازارع و کارگردان جناب‌آقای حمید عبدالحسینی و تمامی بازیگران‌وعوامل کار آرزوی موفقیت‌ودرخشش هرچه تمام‌ را برای ایشان می‌نمایم.🙏🏻🌷🌹
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر
سینما