نمایش در آغاز با گفتوگوی زن و ایجاد پرسش از سوی مرد، فضایی مبهم و پرسشبرانگیز میسازد؛ هالهای از ابهام که مدتی طول میکشد تا مخاطب را همراه کند و به عمق ماجرا ببرد.
در مورد شخصیت زن و بازی او، در ابتدا چنین به نظر میرسد که او در حال بازگویی خاطرهای مبهم از گذشته و غرق شدن در رویاهای خویش است؛ شخصیتی چندوجهی و مملو از تغییرات لحظهای. در مقابل، پرسوناژ مرد صبور و مقاوم در برابر سخنان گاه پراکنده و نامنسجم زن ظاهر میشود. اما با پیشرفت داستان و آشکار شدن نقاط عطف، تماشاگر به علت اصلی این صبوری پی میبرد: او رنجی عمیق از زندگی با زنی آشفتهحال و گرفتار در جنون را تحمل کرده است. این رنج در نهایت مرد را نیز به جنون میکشاند؛ جنونی که از خاکستر برمیخیزد و سرانجام به خاکستر بازمیگردد.
از نظر بصری نیز باید به رنگ و تم کار اشاره کرد. انتخاب رنگ سفید که همواره نمادی از صلح و سازش است، در این نمایش با صبوری مرد همسو شده و معنای سازش را پررنگتر
... دیدن ادامه ››
کرده است.
امروزه در جوامع مختلف، مفاهیمی چون صبر، مقاومت و ایستادگی در برابر مشکلات تعاریف گوناگونی دارند. اما صبر و مقاومتی که انسانها در کنار بیماران خاص تجربه میکنند، معنایی متفاوت و ژرفتر دارد. این نمایش تنها گوشهای از آن تجربهها را بازتاب داده است؛ تجربههایی سرشار از درام، تراژدی، عشق، نفرت، حسرت و حتی لحظههایی از شادیست.
امید آن روز فرا رسد که هیچ بیماری و هیچ خانوادهای در جهان، محکوم به رنج و مرارت مادامالعمر نباشد.