در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران | البرز آصفی
S4 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 21:30:06
 

در جستجوی بیشتر پیدا کردن خودم نمایشنامه می نویسم، بازی میکنم و اگر دست دهد برای نمایش ها موزیک می سازم

 ۲۹ دی ۱۳۷۴
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۱۰ مرداد ساعت ۱۳:۱۵
یک نظر هم دارم برای خودمون _ما تماشاگران تئاتر _
کاش کاش کاش به خودمون بیشتر احترام بذاریم.حواسمون باشه تابستونه و‌گرمه و رعایت بهداشت خیلی واجب تراز هر موقع دیگه ست .متاسفانه نصف سالن که پر شد واقعا بوی افتضاحی تو سالن پیچیده بود .و تهویه هوا که اصلا جوابگو نبود.

لطفن رعایت کنیم ⚠️😤
۱۰ مرداد ساعت ۱۲:۱۱
با درود و دست‌مریزاد به همه ی دست اندرکاران نمایش ؛
من پنج شنبه ۸ امرداد این کار رو‌به تماشا نشستم .
اولین اثری که دیدن دکور زیبای صحنه ی نمایش روی‌من گذاشت، نوید یک‌نمایش و داستان گرم و‌گیرا رو‌میداد ،چیزی که در واقعیت هم همینطور بود .نور مناسب پخش شده بود (ولی در صحنه ای یادم‌هست که وقتی کلید چراغ اتاق رو بازیگر خاموش کرد نور دیر رفت)
روابط برادر خواهری منطقی به تصویر کشیده شده بود(از لحاظ متن نمایشنامه) .
طراحی لباس ها هم زیبا بودند (لباسهای معمولی و چه کاستوم‌ها).
کاستوم سونیا و وانیا خلاقانه تر بود.
انتخاب موزیک ها ... دیدن ادامه ›› هم خوب بود .

⚠️اخطار اسپویل:
دو تا از صحنه ها به شدت به دلم نشست :
۱_صحنه تلفنی حرف زدن سونیا با کسی که تو‌مهمونی تازه باهاش آشنا شده بود.(کاملا حس‌شوق ،شک و تردید نسبت به رابطه ی تازه اون هم از سمت زنی که تا حالا با مردی ارتباط نداشته و در عین حال بازی با دست پس زدن و با پاپیش کشیدن رو بازی‌میکنه ؛مشهود و واقعی بود .بدون لحن مصنوعی یا بازی اضافی )
۲_نمایشنامه خوانی وانیا و دیگران
به نظرم اوج نمایش همینجا بود،اون پیامی که میخواست نویسنده به ما بده تو لا به لای جملات مولکول هوا خودشو جا داده بودکه زندگی لعنتی همینه : همین چیزای ساده ی روزمره از نفس کشیدن و‌پلک زدن و راه رفتن همینقدر معمولی همینقدر دم دستی _ولی وقتی نداشته باشیش تازه میفهمی چی رو از دست دادی _!

نکاتی که به نظرم میرسه درباره اجرا خوب نبود :
زاویه ی دکور اجرا که حدودا ۴۵ درجه چرخیده بود _خلاقانه_بود اما باعث میشد تقرییا نیمی از نمایش ما فقط پشت بازیگرها رو‌ببینیم‌. باز همین فرم صحنه باعث میشد در رقص ماشا و اسپایک ،ماشا کاملا ماسکه باشه و رقص اسپایک اصلا معلوم نبود .یا در صحنه ی نمایش نامه‌خوانی این مقدار از پشت به تماشاچی بودن‌ بازیگر‌ها اصلا برای چی‌بود؟
صدای بازیگر نقش ماشا ای کاش این قدر روی یک tone نبود . هیچ فرقی بین حالات مختلف صدا موقعی که شاد میشد یا ناراحت یا عصبانی یا هر حس دیگری نبود.جایی که آهنگ set fire to the rain رو زمزمه میکردن (به عنوان نقش بازیگر حرف ای و معروف سینما )باید ژوست تر بود .رقص با موزیک فیلم pulpfiction رو خوب انجام دادن (با اینکه زیاد ماسکه شدن از سمت اسپایک)
بازی های وانیا و سونیا رو دوست داشتم،لحن و‌حرکات وانیا کاملا رئال ،منطقی و‌به جا بود.جاهایی (خیلی کم) دیالوگهای سونیا تو هم میرفت ولی مجموعا خوب بود.
شخصیت پردازی ندیمه ی خانه خوب بود ولی به نظرم‌باز‌جا داشت جادویی تر پیش بره و خرافاتی بودن بیشتر بشه ،خودشون هم خوب بازی‌ کردن ولی جاهایی دیالوگهاشون قاطی میشد و شنیده نمیشد.
بازی اسپایک از نظر من معمولی بود .

قطعا اجراها روان تر و‌بهتر میشه با جا افتادن نمایش
با سپاس و آرزوی موفقیت
۱۷ دی ۱۴۰۴ ساعت ۰۹:۳۳
نمایش خوش ریتمی بود که تماشاگر رو‌ تا آخر پای داستان خودش می‌کشوند
انرژی‌ بالای دوستان بازیگر مشهود و‌جذاب بود
قاب بندی میزانسن ها رو‌ دوست داشتم و همینطور طراحی لباس رو .
وصل اتفاقات نمایشنامه به هم خوب بود .کمدی موقعیت بانمکی داشت.
*یک‌موضوعی ذهنمو به خودش مشغول کرده فقط؛
⚠️هشدار اسپویل:

اینکه تمام نمایش پیش می‌رفت تا اون پیام به رئیس جمهور برسه(یا نرسه این موضوع اصل ماجرا نبود) بلکه سوال من اینه چرا وقتی همه ی افراد حاضر ... دیدن ادامه ›› در اون جمع فهمیدن که بازی خوردن و‌ تمام اینها دسیسه ی رئیس جمهور بوده خیلی جا نخوردن ! کل اعتبار حرفه ای همه زیر سوال رفته ولی اون درد خیلی مشهود نبود .
و دو :
زمانیکه به اون تکه از نمایش می‌رسیم که قراره به دوربین مخفی اشاره بشه ،اون‌ پتک و‌ضربه‌ی نهایی اونقدرا سنگین به تماشاچی وارد نمیشه شاید بشه با تغییری در متن یا میزانسن یا حتی لحن و‌بیانی گیرا تر عمق و تاثیر گذاری بیشتری داشته باشه به عنوان نتیجه نهایی کار.
از تلاش و خوش رفتاری تمامی اعضای تیم این نمایش سپاسگزارم

پیروز باشیم 🕊
۰۳ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۲:۰۲
برای دومین بار بود که به دیدن این نمایش نشستم
بازی‌های تیم جدید‌ بازیگری رو بیشتر دوست دارم از تیم قبلی مخصوصا بازیگر نقش زهره و‌خود ایرج میرزا رو.
تیم حرکت بعد از بیش‌از یک‌سال اجرا رفتن‌این نمایش واقعا تماشایی تر شده بودن.
فقط تنها مشکلم نور صحنه بود که به نظرم از اجراهای قبلی لِول پایین‌تری داشت.
خدا قوت به تمامی عوامل‌ اجرا ❄️
۰۴ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۲۲:۲۴
چه قدر بیهوده سخن گفتیم و گفتیم بی آنکه قدر هر کلمه را بدانیم .و چه سخنها که درست گفتیم اما خود به عمق آن ایمان نداشتیم.
و چه ناروا بیاناتی که نتیجه ش جز خاری نبود .
خدا قوت به تمامی عوامل اجرا ✨️
آذین باقریان
البرز عزیزز😍
زنده باد آذین هنرمند✨️
۱۱ آبان ۱۴۰۴
حمیدرضا مرادی
و چه نگاه و تعبیر و توصیف زیبایییی ممنونم از لطف و محبتتون 🙌😍
زنده باشین ،ازین دست کارهای ارزشمند بیش باد🔥
۱۱ آبان ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۶ مرداد ۱۴۰۴ ساعت ۲۲:۱۰

ی کار خوب از آقای آبجار عزیز با طراحی حرکت های چشم نوازی که امضای خودشونه ،
و چه بند موزیک خوش انرژی و کاردرستی! نوازنده عود و فلوت عالی بودن و آهنگسازی و چرخش ملودیها متناسب با اشعار بود و گوش نواز .
و خواننده ها!
با صدای خوش و تکنیک درست اجراهاشون رو در ذهن ماندگارتر کردن
بازیهای نقش‌های زهره و منوچهر برام جذاب بود
گریم و طراحی لباس شخصیت ها رو خیلی دوست داشتم
نمایشنامه برام تو قسمت‌هایی که مربوط می‌شد به ایرج میرزا و و دخترش که اتفاقا کوتاه هم نبود اون قسمت‌ها،سوال برانگیز بود،چون نه پل جالبی بود نه مفید بود برای پیشبرد نمایش.
سپاس از عوامل اجرایی.
۱۴ مرداد ۱۴۰۴ ساعت ۰۹:۳۷
بیدخشی که از مهر جهان بینی نثار شاه جهان می‌کند و صله ای جز به هم وزنی مرگ دستگیرش نمی‌شود ؛و دریغ که چونان هزاران تاریخ مکرر، وهم و کج اندیشی تاجداران پیک هلاک این دشت خون می‌شود.
دیشب روی صحنه شگفتیها رخ داد :بازی هایی گیرا که آدم را بیشتر به درونش فرو میبرد و خلاقیت کارگردان در نشان دادن بزرگ مفاهیمی در جامه‌ی مینیمالیسم.
این اجرا از آن دسته است که می‌توان گفت این که نمایشی روی صحنه‌ی است به خودی خود معجزه است.
و خوش‌تر ازآن خوش برخوردی میزبانان نمایش بود.
ایدون باد.
Mohammadali Zolfaghari
دیشب افتخار دیدن اجرای «کارنامه بندار بیدخش» رو داشتم( با تشکر ویژه از علیسام صادقی) ؛ اجرایی بینظیرو تجربه‌ای عمیق و تأثیرگذار بود. ( مخصوصا گپ و گفت بعد از اجرا با تیم اجرایی ) . متن استاد ...
محمدعلی جان ممنون🙏🌸
۱۷ مرداد ۱۴۰۴
Mohammadali Zolfaghari
دیشب افتخار دیدن اجرای «کارنامه بندار بیدخش» رو داشتم( با تشکر ویژه از علیسام صادقی) ؛ اجرایی بینظیرو تجربه‌ای عمیق و تأثیرگذار بود. ( مخصوصا گپ و گفت بعد از اجرا با تیم اجرایی ) . متن استاد ...
سپاس فراوان از مهر و دقتت محمدعلی جان🙏
۱۷ مرداد ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۹ مرداد ۱۴۰۴ ساعت ۱۹:۳۶
....و تئاتر این است ؛
مسیری است و بازیگر شدن مسیری است؛ حتی در کمال پختگی .گرچه تا پخته شدن مقصد بس بعید است و منزل پر خطر .
پا که می‌گذاری درونش همینقدر انفجاری راه محبوب شدن آسفالت است ولی فقط کارآزموده ی کارکشته می‌داند خودت هموار میکنی ،خودت آسفالت میکنی و خودت صاف .
مجموعه ای از توجه به همه ی‌ خودمان و هیچِ دیگران و همه‌ی دیگران و هیچ خودمان.
نمایش دادن این نمایش جسارت می خواست ،برای آنان که فکر میکنند بازی کردن _مخصوصا در تئاتر_ مثل خوابیدن روی دریای بی تلاطم است .
و برای نشان دادنش،چه قلمی بهتر از کلک و نگاه آقای خیر آبادی گرامی و شکوه بازی خانم گلاب عزیز و نورا جان و نوستاره ای بی صدا ،مهدی سلطانی.
به شخصه طراحی صحنه و طراحی لباس (مخصوصا لباس های کلاسیک )رو دوست داشتم و انتخاب موزیک ها هم جسورانه بود.
خدا قوت به دوستان عزیز پشت صحنه
۰۸ تیر ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۱۷
باسلام و درود فراوان بر استاد بزرگ
حسین چیانی این را خواند
درود حنیف جان عزیزم ارادت برادر ،استاد خودتی مهربان❤️
۱۱ آبان ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۷ خرداد ۱۴۰۴ ساعت ۰۱:۳۸
با درود به‌ تمامی عوامل
طراحی حرکت‌ها انقدر گیرا بود که نمایشنامه برای مخاطب غیر بلوچ هم جذاب بود و هم قابل فهم. بیشتر نمایشنامه میشه گفت 80 درصدش بر مبنای رقص و حرکت بود.
هماهنگی بین بازیگران درخشان بود ،بدن‌های آماده ای داشتن و حس ها رو خیلی خوب منتقل می‌کردند.
و اما موسیقی که خود زبان دیگر است....حرفه ای و در بالاترین سطح بود .چه می‌شد گفت از بی نظیری این اجرای موزیک بلوچی ؟!

چیزی که جالب بود صداقت و حس خوب و مثبتی بود که همه‌ی دست‌اندرکاران نمایش به ما دادند (کارگردان ،تهیه کننده ،عوامل صحنه....)و نه فقط بازیگران.
باشد که چنین تر باد !
۰۸ خرداد ۱۴۰۴ ساعت ۱۱:۵۰
بسیار مشتاق دیدن کار دوستان هستیم✨️✨️
۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت ۱۰:۴۸

درود به تمامی عوامل اجرا
میوه ای که درخت این نمایش بهم داد اینه که وقتی پا به هُرمُز میذارم میدونم چه‌ها بر سر این خاک‌ سرخ گذشته که سرخ ترش کرده و همچنانم که بوی خون تازه میده‌،
و ضحاک های بسیاری بر سر کار این بوم اومدن و تازی و غیرتازی بودنشون تاثیری در سرنوشت ماجرا نداره ...

از نقاط مثبت نمایش موسیقی و ساز بندیش بود .به ویژه ویولونیست ‌و خواننده.
دو،سه ترانه ای هم‌که بازیگران خوندند زیبا ... دیدن ادامه ›› و ژوست بود.
در بین بازیگرا ،بازی نقش خوزه رو‌دوست داشتم‌و رقص آقای حیدری که مسلط تر و روان تر حرکات رقص گروهی رو‌انجام می‌دادند.
دیالوگ‌ها تا حد زیادی تا میانه‌ی نمایش شنیده نمیشد البته سیستم آکوستیک ماقبل تاریخ سالن توش بی تاثیر نبود.
خدا قوت به اجراگران این نمایش
۰۹ فروردین ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۴۳
درود به همه ی‌ عوامل این نمایش
این نمایش (فارغ از هر ایدولوژی یا مکتبی که به اون نگاه کنیم )این نکته رو یادآور می‌شد که حوادث جهان به شدت تکرار شونده است.)به اصطلاح مشهور :زمین گرده .
شخصیت پردازی های نمایش خوب بودند و معرف اون چیزی که انتظار می‌رفت از تک تک‌ تیپ های بازیگران.
دکور خوب و جذاب بود و کاملا باب اون‌دوره از روایت نمایش
در مورد نور پردازی گاهی حس می‌شد در آمد و‌رفت نور برای تعویض صحنه کمی بیشتر‌ باید دقت می‌شد.
طراحی لباس ها رو‌ دوست داشتم و‌همینطور گریم ها رو ،عروسک در دست شخصیت دختر ناتوان خانواده دوست داشتنی و ... دیدن ادامه ›› پر قصه بود .

بازی‌ها رو دوست داشتم ولی کار خانم‌ ذوالفقاری، خانم نیک بین و‌‌آقای کرمی بسیار نو‌ و شایسته تقدیر بود .بسیار باورشون کردم و تحت تاثیرشون قرار گرفتم.
سپاس از همگی بزرگواران این نمایش
۰۴ اسفند ۱۴۰۳ ساعت ۲۲:۲۹
سفری ...
به ژرفای‌ اساطیر و به درازنای تمامی رخدادهای مهیب تاریخ کهن بوم

در خیال، دو لشگر صف بر کشیده از نظرم رفت که گردان و سالاران ایران زمین رده برکشیده اند از گیو وگستهم و طوس تا بهرام و گودرز و تهمتن و‌‌‌‌ در رو‌به رو‌‌‌ هر اهریمن بد گوهری‌ است که جدا‌ از نژادش روز خوش به ایرانی نمی‌خواهد .
کوس ها زده می‌شوند، درفشها برافراشته و پیشانی ها پر آژنگ.
دو لشگر می‌خروشند، از سم ستوران زمین چاک می‌گردد و آسمان چون دریای قیر گون.زنگ سبقت اسبان از هم ،غریو و فریاد جنگ آوران و درد و غوغای زخمیان از تیغ کین .

هراس ،وحشت ،تنهایی ،عقب نشینی، گردن فرازی

و سکوت شب آن دم که بر زنگ‌ها، آهن ساییده می‌شد.
گویی دلاوران به تاریکِ سپهر تنها زنهار ... دیدن ادامه ›› دمی آرامش گهواره ی
دوران کودکی را خواستار بودند .
و‌باز آفتاب و نبرد .
شنیده شدن آوای ژنده پیلان و هیونان به ضرباهنگی‌ مختلط و هماهنگ و ناگهان؛
سکوت!

نوازنده در قامت خدایگان نبرد بر می خیزد و از‌ بالای سر سازش(پیانو) به بازی‌ خنده آوری که ترتیب داده می‌نگرد،آری سیم های پیانو
چونان مهره های شطرنج تنها بازیچه ی دست خداوندگارشان اند ،چه سهمگین نبرد پوچی !
محمد فروزنده و امیر مسعود این را خواندند
حنیف بلوچ شارکی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۹ بهمن ۱۴۰۳ ساعت ۲۰:۲۶
درود
شاد باش به بازیگران عزیز و تیم خوب و خوش انرژیشون برای این نمایش‌ دلچسب ، اجرایی کردن نمایش نامه ای که تا به حال کار نشده همیشه چالش های خودشو‌داره ،دست مریزاد به کارگردان ارجمند، جناب آقای ارجمند.
بازی سرکار خانم‌ رضایی روان ،باورپذیر و‌ دوست داشتنی بود .
دکور مینیمال و به اندازه و انتخاب موسیقی خوبی بود ولی می‌شد از موزیکهای ایتالیایی بهتر استفاده کرد.
خداقوت به همگی
محمد فروزنده، امیر مسعود و مهدی ارجمند این را خواندند
مونا شکری و حنیف بلوچ شارکی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۹ بهمن ۱۴۰۳ ساعت ۱۲:۰۶
سالها پیش با ترک‌" شاید" به کارهای گروه علاقمند شدم و‌حالا از نزدیک میخوام کارشونو بشنوم ،خیلی هیجان انگیزه!🤘
حسین چیانی این را خواند
حنیف بلوچ شارکی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۴ آذر ۱۴۰۳ ساعت ۰۹:۲۷
نمایش سورنا برای روح و چشم و جان و ...وجود من ! تو دل آخرین ماه خزون سرداری کرد ،دلبری کرد.
با همه ی تنم و همه ی روانم شده بودم تماشگر .شده بودم صحنه .شده بودم تالار نمایش .میخی سخت تر از من، تو منفذ صندلی تماشاچی‌ها پیدا نمیشد.
نگم براتون از نمایشنامه ،کارگردانی و حضور بازیگرا سر صحنه با همه ی وجود، دوخت و دوز لباس و بَزَکِ بزکچی ها و اسباب صحنه و ....موسیقی ! جادو شدم جادو!طلسمم کرد و منو گذاشت تو گنجه ی گنجدونشو و سردرِ گنج، ی مار گذاشت. و منو تا همیشه بسته‌ی سحر خودش کرد .
از سراسر نمایش می گلگون می تراوید .مستم کرد.
حالا منِ‌مست، بچه شده بودم و اون بچه رو از همیشه بیشتر به آغوشم می‌فشردم.
۰۲ آذر ۱۴۰۳ ساعت ۰۸:۲۷
با درود به‌ همه نمایش دوستانی که خواستار اجراهای نو ،زیبا و تاثیر گذارند.
یک نمایشنامه ی جذاب که بدون شعار زدگی ، هنوز تفکر و هوش بشر رو مقدم بر هوش مصنوعی و مجاز میدونه .تلنگر دقیقی بود برای آدم بزرگها و بچه ها.
بازی بازیگران و شخصیت پردازی‌ها فوق العاده بود.
طراحی لباس ها و گریم رو بسیار دوست داشتم و صد البته طراحی حرکت ها.
خدا قوت به همه دست اندرکاران این نمایش .

پی نوشت :چه قدر خوبه که از پردیس تئاتر تهران بیشتر حمایت بشه به خاطر فضای خوبش و‌سالن هاش .
۲۹ آبان ۱۴۰۳ ساعت ۰۰:۱۷
با درود، خدا قوت به تمام‌‌ دست اندرکاران این نمایش
در شب ۲۸ آبان ماه به تماشای این کار نشستم.به عنوان علاقمند به هنر نمایش مواردی که به نظرم اومد رو برای دوستداران تئاتر به اشتراک می گذارم.
بازی های خوش ریتم بازیگران عزیز مخصوصا آقای میرزاییان و آقای پرستار تحسین برانگیز بود .به شخصه، شخصیت پردازی رستم و مرد دلال رو دوست داشتم چون باور پذیر بودند و مخصوصا در کاراکتر رستم و تقابلی که با فردوسی به عنوان خالقش داشت نگاه جدید و جالبی شده بود (اعتراض های رستم به قتل سهراب ،جنگ های پیاپی ،تمام نشدن حرص زورمندان از مال و جاه دنیا و....) ،اما در خصوص فردوسی با وجود بازیگری زیبای آقای میرزاییان، هر چه قدر هم که بخواهیم فرزند زمانه باشیم و در خلقِ طنز خلاقانه عمل کنیم تا حد انحطاط یک متفکر پیش رفتن درست نیست‌ مخصوصا برای شخصیتی مثل فردوسی (حد اقل من نظر اینچنینی دارم).
وزنه ی طنز خوش و به اندازه بود اما در پاره ای موارد از کارگردان خوش فکری مثل آقای موسوی بیشتر انتظار دقت میرفت ،مثل توجه به شوخی هایی که با وضع ترنس ها انجام شد و هم چنین در جایی که از کلمه ی"افغانی "استفاده کردند.
طراحی چهره ها جذاب بود و همچنین طراحی لباس ها (به جز لباس بازیگر خانم_چه در نقش‌فرزانه که و چه دلال فرهنگی)
و امان از موسیقی!
صدای سازها (پوست ساز بندیر افتاده بود ،گیتار گز میزد و خواننده در بسیار جاها فالش می‌خواند !(البته می‌شه درصدی رو به ... دیدن ادامه ›› خستگی صدا یا سرماخوردگی حساب کرد _اما فقط درصدی ) و در جایی دیگه از موسیقی ضبط شده رپ استفاده شده بود که به نظرم جایگاهی نداشت، حد اقل می‌شد این قسمت موزیک رپ رو هم مانند رپ خوانی خانم بازیگر _که بامزه و خوب اجرا کردند _زنده اجرا کرد .
طراحی صحنه خوب بود و جای بهتر شدن هم داره.
با سپاس از همه‌ی دوستان هنرمندم .

ارادتمند البرز آصفی
۰۴ تیر ۱۴۰۲ ساعت ۰۸:۱۶
با درود و خدا قوت به تمام عوامل اجرایی ،قطعا وقتی اثری پدید میاد که هم صاحب نظران و هم عموم می پسندند عشق یک تیم پشتیبان بوده.من در مورد قسمت های موسیقی و رقص که تخصص خودم هست نظر میدم و نظرم در خصوص خود نمایش به عنوان یک مخاطب عام هست.
آقای خازنی به عنوان آهنگساز نشون دادن که شخصی نیستند که افرادی رو دور هم جمع کنند و تنها با چند ملودی ساده موزیک درست کنند (چیزی که در دهه اخیر بسیار مرسوم شده و اصطلاح موسیخی برازنده تره براشون)
نکات برجسته که به نظرم میرسه ازاین‌‌قرار هست:
_استفاده متنوعی از انواع مدهای موسیقی ایرانی (دستگاه ها)
توی این راستا اتفاق قشنگ این بود که مد‌های اصفهان و نوا ،به عنوان اصل در نظر گرفته شده بودند (دقیقا دو مایه ای که معمولا کمتر به عنوان تم اصلی هستند _مخصوصا نوا _ و برعکس مایه ای مثل بیات ترک که عام تر هست تنها در یک قسمت استفاده شده بود «قسمتی که لیلی برای اطمینان خاطر دادن به پایداری عشقش نسبت به مجنون به دیدار او میره»)
مدلاسیونهای زیرکانه و گوش نواز (خاطرم نیست کدوم قسمت از اجرا بود که از مد مینور _اصفهان_وارد ماهور شد و با اشاره ای به گوشه ی‌دلکش به نوا ... دیدن ادامه ›› پل زد)
_سونوریته (صدا دهی ) زیبا و متعادل گروه
_ووکالیست های پرقدرت !
تقریبا یک‌نت فالش هم‌شنیده نشد توی کل اجرا (قابل‌توجه خواننده نماهای این روزای موسیقی ...)؛واقعا لذت بخش بود که دیده میشد هم به موسیقی ایرانی اشراف دارن و هم پاپ و اتفاقا تقابل و هم آوردی که بین این دو سبک بود ،نمایش رو خلاقانه‌ تر و جسورانه تر کرده بود .
برای من باعث شگفتی و خوشحالی بسیار بود که‌بانویی رقصنده در این اجرا نقش داشتند فقط ای کاش در صحنه‌ های بیشتری بودند .ترکیب رقص ایرانی ،معاصر و سماع واقعا خلاقانه بود .
امید که در‌ اجرا ها رقص های بیشتری ببینیم و از هر دو ظرفیت خانم‌‌ و آقا برای رقص استفاده بشه
یک نکته ی‌ جالب دیگه برای بنده اکت دست کاراکتر لیلی بود ،که میشه گفت برگرفته از تصاویر مینیاتور ،اشاره‌ های انگشت و مچ کاملا با کنترل و فکر شده بود .

با سپاس از تمامی عوامل اجرا
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر

تماس‌ها

09032628223
alborzasefi