۰۹ مرداد ۱۴۰۴ ساعت ۱۹:۳۶
....و تئاتر این است ؛
مسیری است و بازیگر شدن مسیری است؛ حتی در کمال پختگی .گرچه تا پخته شدن مقصد بس بعید است و منزل پر خطر .
پا که میگذاری درونش همینقدر انفجاری راه محبوب شدن آسفالت است ولی فقط کارآزموده ی کارکشته میداند خودت هموار میکنی ،خودت آسفالت میکنی و خودت صاف .
مجموعه ای از توجه به همه ی خودمان و هیچِ دیگران و همهی دیگران و هیچ خودمان.
نمایش دادن این نمایش جسارت می خواست ،برای آنان که فکر میکنند بازی کردن _مخصوصا در تئاتر_ مثل خوابیدن روی دریای بی تلاطم است .
و برای نشان دادنش،چه قلمی بهتر از کلک و نگاه آقای خیر آبادی گرامی و شکوه بازی خانم گلاب عزیز و نورا جان و نوستاره ای بی صدا ،مهدی سلطانی.
به شخصه طراحی صحنه و طراحی لباس (مخصوصا لباس های کلاسیک )رو دوست داشتم و انتخاب موزیک ها هم جسورانه بود.
خدا قوت به دوستان عزیز پشت صحنه