حامد رسولی در نمایش اختتام عشق دو نیروی مستقل را در یک پیکر واحد زنده میکند، بدن و صدا. این دو نیرو در اجرای او نه موازیاند، نه تکرار یکدیگر، بلکه تز و آنتیتزی هستند که همزمان در یک لحظه، در یک حضور، در یک بدن، با هم کار میکنند.
بدن و بیان حامد رسولی رسولی در این نمایش علاوه بر زیبایی و شکوه مجموعهای از شبکهای معنایی است. هر حرکت، هر مکث، هر لرزش، هر تغییر وزن، حامل معناست. معنایی که از درون بدن او زاده میشود، نه از بیرون متن و بدن او مثل یک زبان دوم عمل میکند، زبانی که پیش از کلمه، حقیقت را بیان میکند و پیش از دیالوگ، جهان شخصیت را میسازد.
صدای او نیز همینگونه است. صدای رسولی در نمایش اختتام عشق ساختار معناست. ریتم، فشار، مکث، لرزش و حتی سکوت صدای او تبدیل به عناصر روایی میشوند. او با صدا علاوه بر انتقال دیالوگ وضعیت درونی شخصیت را میسازد و این ساختن، دقیق، تکنیکی و کاملاً کنترلشده است.
اما شاهکار رسولی در این نمایش اینجاست، پیاده سازی همزمان تز و آنتی تز، عمل و عکس العمل، اینکه میتواند دو نیروی متضاد را همزمان زنده
... دیدن ادامه ››
نگه دارد و اجرا کند. این همزیستی تضاد، همان نقطهای است که بازی او را از سطح بازیگری به سطح شاهکار میرساند. جایی که تکنیک، فلسفه بدن، فلسفه صدا و حضور صحنهای در یک نقطه به هم میرسند.
حامد رسولی در اختتام عشق ثابت میکند که بازیگری خلق معناست. و او این معنا را با بدن و صدا، همزمان، دقیق و بینقص میسازد.
منبع: تئاتر تایمز