.
طراحی صحنه در نمایش اختتام عشق یک ضربه بصری است، ساختن یک دنیای کامل، یک بیانیه هنری درباره فرسودگی انسان معاصر است. کارگردان در صحنهپردازی، جهان را به یک خرابه زنده تبدیل میکند، خرابهای که نه استعاره، بلکه وضعیت واقعی زندگی است وقتی عشق به پایان رسیده، وقتی رابطه فروپاشیده، وقتی معنا از جهان رخت بسته است.
استفاده هنرمندانه از محیط، از امبیانس، از صدای خفیف و دوردست شهریت امروز، صحنه را از یک محل اجرا به یک اقلیم وجودی تبدیل میکند. این صداهای خفیف، این لرزشهای شهری، این نورهای سرد و این اشیای گسسته، همه با هم یک جهان میسازند، جهانی که در آن انسان در میان ویرانههای خودش قدم میزند. صحنه، نه پسزمینه بازیگران، بلکه بدن دوم انسان است، بدن زخمی، بدن فرسوده، بدن بیپناه.
این خرابه زنده، اختتامیه زندگی است. پایان معنا، پایان رابطه، پایان جهان. هر شیء از هم جدا شده، هر دیوار ترک خورده، هر صدای خفیف، یک نشانه
... دیدن ادامه ››
است، نشانه اینکه جهان وقتی عشق را از دست میدهد، از درون میپوسد. طراحی صحنه در این اجرا، یک تجربه وجودی است.
کارگردان با این صحنهپردازی، یک حقیقت تلخ را فریاد میزند، که زندگی وقتی عشق را از دست میدهد، تبدیل به خرابه میشود، خرابهای که هنوز زنده است، اما دیگر روحی در آن نیست. این طراحی صحنه، بهتنهایی یک بیانیه تصویری درباره فرسودگی انسان معاصر است، بیانیهای که نه با کلمه، بلکه با فضا، صدا، نور و سکوت ساخته شده است.
منبع مطلب: رسانه تئاتر تایمز در اینستاگرام
❇️ @theater_times