در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران | مائده کمیجانی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 03:43:17
 

فعال هنری

 ۰۶ مرداد ۱۳۷۷
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۴ روز پیش، چهارشنبه ساعت ۱۵:۱۵
با احترام به تمام بازیگران و عوامل کار، این کار جزو بدترین اجراهایی بود که دیدم. در ابتدای کار شما فکر می‌کنید با یک فیلم ایرانی سخیف طرفین، ... دیدن ادامه ›› اما در ادامه متوجه می‌شید که با ترکیبی از فیلم ایرانی و هندی روبرو هستین. بازی‌های اگزجره، اکت‌های بد، المان‌های اضافی، بدون کشش، ریتم بسیار پایین و بازیگرهای زیاد.

این کار کپی بسیار ضعیفی از داستان بابک خرمدین بود که حتی کمی خلاقیت در داستان وجود نداره و تمام چیزها مثل اسم افراد یا محل جنایت و غیره کپی هست. اکبر، اکباتان، جنازه در چمدان و... باعث میشن که هیچ مقدار از کنجکاوی در کار نداشته باشی و مجبور باشی به خاطر این که از سالن بیرون نیای خودت رو با گوشی سرگرم کنی تا فقط وقت بگذره و این کلافگی در تمام تماشاچی‌ها واضحه.

بازی‌ها به شدت بددد بودن، در کدوم دادگاهی وکیل عصبانی میشه و پرونده رو روی زمین می‌کوبه و متهم آرومش می‌کنه؟ یا متهمی که دور صحنه راه میره و مونولوگ میگه که من محکومم چون زندگیم رو هدر دادم؟ یا دیالوگ مسخره مثل کلمات بیشتر از گلوله‌ها آدم کشتن؟ یا دخترخاله‌ای که اومده شهادت بده و یه بند داد میزنه خاله بذار حرف بزنم، آقای قاضی چرا خالم حرف می‌زنه بهش نمیگی ساکت!! بازی نقش دخترخاله به شددددت بد بود. ایشون مسموم شدن و سرگیجه دارن و نمی‌تونن رو پا وایسن ولی از من سالم‌تر داشتن روی صحنه راه میرفتن! حتی تظاهر به حال بدی نمی‌تونن بکنن و فقط به صورت اگزجره روی صحنه داد می‌زدن! یا صحنه‌ای که توی حموم گیر افتادن، جای این که حس ترس رو القا کنن، دنبال گوشیشون می‌گردن که نور چراغ قوه رو خاموش کنن!! یا بازی آقای رفتگر وقتی که جنازه رو می‌بینه! دیگه از قاضی و ستوان نگم که با احترام همگی خیلی بد بودن.

کار به قدری بد بود که در انتهای کار با یک عصبانیت و خشمی از سالن خارج شدم که علاوه بر هزینه‌ای که کرده بودم، ناراحت یک ساعت و نیم وقتی بودم که پای این اجرا تلف شد. من همیشه دوست دارم برم اجراهای جدید ببینم و از بازیگرها و گروه‌های تازه‌کار حمایت کنم ولی واقعیت اینه که تجربه‌هایی مثل این باعث می‌شه آدم برای دیدن کارهای جدید کمتر ریسک کنه و حتی از اینکه بخواد دوباره به یه اجرای ناشناخته فرصت بده، پشیمون بشه. چون قرار نیست صرفاً به اسم حمایت از تئاتر، از کیفیت کار و وقتی که مخاطب می‌ذاره چشم‌پوشی کنیم.

در نهایت امیدوارم این گروه در آینده کارهای خوبی برای اجرا داشته باشه و به وقت خودش و مخاطب احترام بذاره.
۲۷ مهر ساعت ۱۰:۰۰
قبل از اجرا، کامنت‌ها رو خونده بودم و دیدم که خیلی‌ها نمایش رو با «بیانیه کمیسیون صندلی» مقایسه می‌کنن. اما بعد از تماشای کار، نظرم اینه که از نظر موضوعی شاید شباهت‌هایی بین این دو اثر وجود داشته باشه، اما شیوه‌ی اجرا و پرداختشون متفاوته. به نظرم اتفاقاً همین تفاوت‌هاست که نشون می‌ده گروه در حال تجربه کردن مسیرهای تازه و پیشرفته. کارگردان تونسته کیفیت همیشگی گروه رو حفظ کنه و با توجه به جدی‌تر بودن موضوع، فضای متفاوتی بسازه. به نظر من هم قرار نیست همه‌ی کارهای یک گروه شبیه هم باشن.

نورپردازی کار رو خیلی دوست داشتم و در مجموع می‌تونم بگم که نمایش خوش‌ساختی بود که هم خوب خنده می‌گرفت و هم حرفش رو می‌زد، بدون اینکه برای خندوندن مخاطب، شوخی‌ها رو به زور وارد اجرا کنه؛ طنزش به‌اندازه و در خدمت خود داستان بود و این رو خیلی دوست داشتم.

البته به نظرم از اواسط اجرا ریتم یه مقدار افت می‌کرد. تعداد ارباب‌رجوع‌ها می‌تونست کمتر باشه و یکدست‌تر بودن بازی‌ها هم می‌تونست به بهتر شدن اجرا ... دیدن ادامه ›› کمک کنه.

در مجموع، خیلی خندیدیم و از دیدن این کار لذت بردیم. به همه‌ی بچه‌های گروه دماغ‌قرمز خسته نباشید می‌گم و امیدوارم باز هم کارهای خوبی ازشون ببینیم.
۲۲ مهر ساعت ۱۲:۱۸
به نظرم متن نمایش به‌خودیِ‌خود خیلی قوی و پرظرفیته؛ هرچند اوایل اجرا شاید کمی طول بکشه تا با ریتم و فضای کار همراه بشین، اما رفته‌رفته اون‌قدر درگیرش می‌شین که چشم از صحنه برنمی‌دارین. از طرفی، بیان و بدن فوق‌العاده‌ی بازیگرها از نقاط قوت اجرائه که تماشاییه.

فکر می‌کنم با کمی روان‌تر شدن ریتم اجرا و هماهنگی بیشتر در بعضی از بازی‌ها و جزئیات اجرایی، می‌شه از این متن به تجربه‌ای حتی جذاب‌تر رسید. در مجموع، دیدنش رو در شب‌های باقی‌مونده به‌شدت پیشنهاد می‌کنم. ✨

به تک‌تک اعضای این تیم خسته نباشید می‌گم و امیدوارم باز هم ازشون کارهای قشنگ‌تری ببینیم. دمتون گرم برای این تجربه‌ی دوست‌داشتنی و به امید اجراهای بیشتر و درخشان‌ترتون 🤍✨
۲۲ شهریور ساعت ۱۶:۳۵
من کار رو خیلی دوست نداشتم. قبلا دایی وانیا رو با کارگردانی آقای معجونی دیده بودم و توقع خیلی متفاوتی داشتم. این که تغییر بازیگرها حتما باید با صدا زدن شخص اتفاق میوفتاد تا تو بفهمی که الان نقش عوض شده، به نظرم جالب نبود و خیلی بهتر می‌شد اجراش کرد. به نظرم آقای هوتن شکیبا از صداسازی و تغییر لحن و نقش خیلی کمتری توی این تئاتر استفاده کردن و توقع من از این نمایش بالاتر بود. برای من نمایشی بود که بیشتر از ترکیب دو بازیگر کنار هم لذت بردم و دقایقی رو خندیدم. بازی آقای معجونی رو هم دوست داشتم. شلوغی بیش از حد سالن، حرف زدن مداوم تماشاچی‌ها و یا ابراز علاقه‌شون حین اجرا هم یکی از نکاتی بود که به شدت روی تجربه دیدن من تاثیر گذاشت. در کل به بازیگرها و عوامل خسته نباشید میگم.
رِزا، حسام؟ و فریبا مهر این را خواندند
امیرمسعود فدائی، Fahim Moradi، سینا دهقان و nonaaliza این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۲ شهریور ساعت ۱۶:۴۰
اوابل اجرا یکم روند کند بود و دیر درگیر قصه می‌شدی ولی بعدش واقعا خوب پیش رفت. نحوه شروعشون هم برای من جالب بود که از قبل از ورود تماشاچی اجرارو شروع کردن. چیزی که برام خیلی جالب بود، دیالگو‌ها جوری بودن که واقعا به فکر فرو می‌رفتی و دائما قیاس‌های توی صحنه رو توی زندگی خودت هم انجام می‌دادی. من کار رو دوست داشتم. به نظرم جا برای بهتر شدن داشت ولی در کل برام اجرای خوبی بود. خدا قوت و خسته نباشید.
۱۷ مرداد ساعت ۱۱:۰۷
نمایش بسیار خوبی بود. نمایشنامه ملکه زیبایی لی‌نین یکی از نمایشنامه‌های سخت برای اجرا هست ولی واقعا با بازی و کارگردانی خوب شاهد یک اجرای خیلی خوب خواهید بود. من بازی نقش مورین رو خیلی دوست داشتم، حس‌های مختلف رو به راحتی بهت القا می‌کرد و نقش خیلی سختی بود که بازیگر خانم به خوبی از پسش براومده بود. بازی بازیگر نقش مادر رو هم دوست داشتم. تضادی که توی نمایش جذاب بود این بود که واقعا نمی‌دونستی حق رو باید به کی بدی و این نمایش رو تا آخر برات جذاب‌تر می‌کرد. هماهنگی اجرارو هم خیلی دوست داشتم، از تعویض نور و میزانسن گرفته تا موسیقی‌ها. تنها ایرادی که از نظر من وجود داشت، صحنه اول صدای موزیک خیلی زیاد بود و صدای بازیگرها شنیده نمی‌شد. یک مورد دیگه هم که به چشمم اومد؛ صحنه‌ای که پاتو برای مورین نامه می‌نویسه به نظرم می‌شد بیشتر بهش پرداخته بشه. اکت بازیگر با نریشن همخون نبود، اول نامه رو از سمت راست نوشتن بعد عوض کردن و از سمت چپ شروع کردن، و در کل فکر میکنم جا داشت که بهتر باشه. در کل به همه بازیگرها، عوامل و کارگردان خسته نباشید میگم. عالی بودین و دمتون گرم.
۰۶ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۳۷
دیشب به تماشای این اجرا نشستیم. اول از همه به تمامی بازیگرها و گروه خسته نباشید میگم.
کار قابل قبول بود. نکاتی هم داشت؛ از نیمه‌ی دوم اجرا به شدت طولانی و خسته‌کننده میشه.
صندلی‌ها اذیت‌کننده بودن و صدای تهویه سالن هم زیاد بود.
از بازیگرها من بازیگر لنی رو خیلی دوست داشتم و به نظرم بازیشون خیلی خوب دراومده بود و نقش رو درآورده بودن. خسته نباشید میگم بهشون.
صداسازی و بقیه بازی‌ها سلیقه من نبود. ولی بارم بهشون خسته نباشید میگم.
از خوانندگی هم صدای آقای حسین بسیار زیبا بود و یکی از جذابیت‌های اصلی اجرا بود.
کار کمی برای من قابل حدس بود و میتونستی پایان اجرارو حدس بزنی. کمی هم شلوغی صحنه و نداشتن بک استیج اذیت میکرد.
بعضی بازیگرها هم پاساژهای حسی درستی نداشتن. تا میخواستی با صحنه‌ای ارتباط بگیری، سریع پاساژ عوض میشد و صحنه بعدی رو شروع میکردن. این باعث ... دیدن ادامه ›› میشد که ارتباطت با اجرا کمتر باشه (مثل جایی که زن ارباب گریه کرد، بعد رقصید و بعد دوباره گریه کرد، این تغییر خیلییی سریع بود و باورپذیریش رو کم می‌کرد).
نظر شخصیمم اینه که آوردن تکه‌های اینستاگرام داخل اجرا کار درستی نیست (مثل آدم‌ها انسانن. نفس میکشن) و از ارزش کار کم می‌کنه.
در آخر هم برای گروه آرزوی موفقیت می‌کنم و امیدوارم کارهای بیشتری ازشون ببینیم.
۰۳ خرداد ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۰۵
نمایش بسیااار زیبایی بود با بازی‌های فوق‌العاده. بازی آقای گرجی،آقای برهانی و آقای قزل سوفلو رو خیلی دوست داشتم. صدای آقای گرجی بی نظیر بود و برای من یک ساعت و نیم کیف مدام بود. هیچکس نه تلفنش رو چک کرد و نه صحبتی شد و همه سالن محو تماشا بودیم. طراحی نور و تعویض نورها هم خیلی خوب بود. تنها نکته منفی هم برای من سالن بود که صندلی‌ها واقعا راحت نبودن و در طول اجرا اذیت شدیم.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۴ مهر ۱۴۰۳ ساعت ۱۵:۲۳
دیشب به تماشای این کار نشستیم. اول از همه به کل تیم خسته نباشید میگم و براشون آرزوی موفقیت بیشتر رو دارم؛ من کار رو خیلی دوست داشتم. به نظرم ریتم اول کار یکم کند و خسته‌کننده بود ولی بعدش که نقش‌ها کاملا مشخص شد و روند قصه روی ریتم افتاد، نمایش خیلی لذت‌بخش شد. اول کار یکم دیالوگ‌ها نامفهوم بود و متوجهشون نمیشدیم.

برگ برنده نمایش به نظر من آقای کاظم سیاحی بود؛ واقعا بازیشون بی‌نظیر بود و به شدت بازیگر توانمند و درخشانی هستند.

طراحی صحنه و طراحی نور فوق‌العاده بود و واقعا از لحظه لحظه‌ای که دکور و نور عوض میشد، لذت بردیم. اکت عروس دریایی رو خیلی دوست داشتم، طراحی لباسش خیلی زیبا بود و حرکات فرم جالبی رو اجرا ... دیدن ادامه ›› می‌کردن.

اول نمایش بابت استفاده از گوشی تذکر داده شد و مخاطب تئاتر دیشب، کاملا این کار رو رعایت کردن و این به نظرم خیلی نکته‌ی زیبایی بود. تهویه سالن به شدت مناسب بود و اصلا در مدت اجرا اذیت نشدیم و تقریبا سر ساعت شروع شد.

بازی آقای خسرو پسیانی رو هم دوست داشتم. با بازیشون توی نمایش ریش آبی کاملا متفاوت بود. بازی خانم پسیانی رو هم خیلی دوست داشتم. دوست داشتم بازی آقای حسینی‌نیا رو هم ببینم که متاسفانه مصدوم شده بودن و از دیدن بازیشون محروم شدیم.

در کل نمایش زیبایی بود و ارزش دیدن داشت. قطعا بهتون پیشنهادش می‌کنم.
۱۷ شهریور ۱۴۰۳ ساعت ۱۱:۱۳
به نظرم اگر میخواهید این اجرا رو ببینید حتما اول این کامنت رو بخونید!

موسیقی کار رو دوست داشتم، بازی سربازها بسیار خوب بود اما محتوا و کل اجرا چنگی به دل نمیزد.
نمایش به زبان آلمانی و انگلیسی و روسی اگر اشتباه نکنم بود ولی صحنه‌ی وسط یهو زبان اجرا فارسی میشه و دلیلش اصلا معلوم نیست و به نظرم میزد بیرون.

چون زبان اجرا فارسی نبود اهمیت زیرنویس به شدت بالا میرفت و زیرنویس به شدت بد بود و یا جلوتر بود و یا عقب‌تر. تو دائما باید اجرا رو حدس میزدی! یا دیالوگ رو حفظ میکردی که بعد از اجرای بازیگر بفهمی دیالوگ چی بوده!
صحنه‌ی وسط اجرا (جایی که کشیش به همراه 4 تا دختر وارد میشه) به قدری اگزجره بود که کلا روند اجرا رو از دست میدادی و از ... دیدن ادامه ›› کار جدا میشدی.
کار مربوط به زمان جنگه، با اِلمان‌های نازی‌ها و جوراب بازیگر زن همراه کشیش جوراب نایکی هستش!!! جزئیاتی که مشخصه هیچ اهمیتی بهش داده نشده.
دخترهای این صحنه به قدری جیغ زدن که نصف حرفاشون نامفهوم بود و از شدت سر و صداشون سردرد میگرفتی. بازیهاشون به شدت اگزجره و اغراق آمیز بود و میفهمیدی که منتظرن صحنه ی بعدیشون شروع شه تا سریع خودشون اجرا کنن!
کار کار جنگیه و فضاش یک چیز متفاوته و گنجوندن شوخی های مربوط به انتخابات و به زور از مخاطب خنده گرفتن واقعا خیلی چیز بی ربط و اضافه‌ای بود.

صداهای سالن به قدری زیاد بود که همگی بعد از اجرا سردرد داشتیم و استانداردش رعایت نشده بود. یک جاهایی انقدر زیاد میشد که بازیگر باید فریاد میزد تا شاید بتونی صداشون رو بشنوی.

و در انتها صحنه آخر و رقص گروهی نمایش رو دوست داشتم.

و جمع‌بندیم از کار اینه که سربازها بازیگراهای بسیار با استعدای بودن و من تک به تک اجراهاشون رو دوست داشتم ولی با اجرا و جسارتا کارگردانی بد نقش و بازیشون حیف شده بود. من امیتاز کلیم به این اجرا 2 یا نهایت 2.5 هستش.
نقدتون رو خوندم و جسارتا کمی راجعبه عقبه هنریتون تحقیق کردم
اول اینکه سپاس نمایش رو به تماشا نشستید
دوم اینکه وقتی نمایش مورد علاقه شما (قتل در کاخ) است
که کامنتتون هنوز موجوده درک مختلفیم کمی دشوار می شود براتون.
پیشنهادم اینه کمی تئاتر و طراحی و هندسه مطالعه کنید
بعد راجعبه کمدی های ایتالیا مطالعه کنید
بعد بیاید من راجعبه ارتباط اینا باهاتون گپ بزنم و الکی هزینه ورکشاپ به رفقا ندید
🫡
۱۷ شهریور ۱۴۰۳
می خواستم برم این نمایش رو ببینم گفتم کامنتاشو بخونم؛
و چه خوب شد که این کامنتو خوندم که بفهمم از نظر کارگردان کار صرفا "دوستان قدیمی و متخصص" تیوال حق نظر دادن در مورد اثرشون رو دارند!!!
ممنونم از کامنت شما سرکار خانم.
۱۹ شهریور ۱۴۰۳
درود بر شما . کاملا با احترام به نظراتتون باهاتون مخالفم . اصولا آنالیز کردن و قطعه قطعه کردن تاتر برای نظر و نقد کار درست و حرفه ای و یا بهتر بگیم نقد حرفه ای نخواهد بود . شما با یک اتمسفر مواجه هستید . نباید کار و به نظرم به تکه های جدگانه تقسیم کرده و نظرات مجزا بدین . خواستم بگم که این نقد در مورد این کار نقد درست و حرفه ای نیست متاسفانه .
۲۰ شهریور ۱۴۰۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۶ آذر ۱۴۰۰ ساعت ۱۰:۵۷
عالی بوددددد، به شدت پیشنهاد می‌شه. یک ساعت خنده و کلی انرژی و حال خوب داشت. به همه عوامل گروه و کارگردان خسته نباشید میگم و براشون آرزوی موفقیت دارم.
خانم کمیجانی عزیز
تمام عوامل قتل در کاخ از شما تشکر می کنند.
پاینده باشید❤
۱۷ آذر ۱۴۰۰
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۴ تیر ۱۴۰۰ ساعت ۱۹:۵۲
اجرای پایین سمت چپ به نسبت بقیه اجراهای جشنواره بهتر بود.
پایان‌بندیش به نسبت خوب بود و کانسپت اصلی کار خوب بود؛ ولی چند تا ایرادی داشت که واقعا اذیت کننده بود. یک این که اتاق فرمان خیلی بی‌نظم بود. یعنی تا آخر اجرا فراموش کردن که نور تماشاچی رو بگیرن. نورها دیر داده می‌شد و یا موزیکها دیر پخش می‌شد. دوم این که خانم مهسان بهرامی که راوی بودن به شدت مونوتن دیالوگ میگفتن و اولای اجرا واقعا خسته‌کننده بود، حتی جایی که اوج گرفتن و داد میزدن، نه لحن و نه تن صداشون فرقی نمی‌کرد. سوم این که با توجه به این که بازیگرهای دیگه دیالوگ ندارن، بدن و میمیک صورتشون باید خیلی بیشتر می‌بود که یه جاهایی خیلی کم بود. من نقش مادربزرگ و پدربزرگ رو خیلی درک نکردم.
و این که تغییر حس‌ها خیلی زود بود. یعنی تا می‌خواستی درگیر شی، صحنه عوض می‌شد، مثل جایی که چک زده شد یا دیالوگهای غمگین و در آخر این که چیدمان صحنه رو خیلی طول می‌دادن.
تهویه سالن هم به شدت افتضاح بود و سالن خیلی گرم بود و من اوایل اجرا واقعا خوابم گرفته بود.
در کل خسته نباشید میگم و براشون آرزوی موفقیت دارم.
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر
سینما

تماس‌ها

maedeh.komijani@gmail.com
maede.komijani