نقد و نظری بر نمایش تن_و_دیگر_تکه_پاره_های_عشق
به قلم جناب آقای محمد حسن کیانی
مخاطب فهیم و محترم تیوال
// از عشق و شیاطین دیگر.... //
رضا بهکام در جدیدترین تجربه کارگردانی خود یک نمایشنامه سخت را انتخاب کرده و به جرات می توان گفت تا حدود زیادی موفق نیز شده است.
نمایشی سخت برای اجرا با کارگردانی سخت گیر ترکیب شده و اجرایی تماشایی ساخته...
دکور، نمادها، لباس، نور و موسیقی با وسواس انتخاب شده و در خدمت نمایش قاب بندی های چشم نواز ارائه می دهد...
بازیگران فوق العاده اند...
درست
... دیدن ادامه ››
راه می روند و می رقصند و بیان می کنند...
و اما نمایشنامه کم دیالوگ است، کم کلمه است و البته مهمتر از همه قصه گو نیست، شخصیت محور است.
نمایشنامه همان طور که از اسمش پیداست در مورد عشق است...
عشق، جدایی، حضور ، خیانت، حسادت، نفرت، شوق، فنا و غیره در هم تنیده شدند...
گاه گاهی مرزهای واقعیت و رویا قابل تشخیص نیست و گاهی نمی دانیم حتی راوی کیست؟ با یک نمایشنامه روانشناختی روبروییم و کمی گیج شدن طبیعی است...
اینجاست که می گویم نمایشنامه ای است سخت برای اجرا...
رضا بهکام در مقام کارگردان و البته دراماتورژ به علاقه یا بهتر بگویم امضای شخصی اش برگشته...
ریتم بحرانی در لحظاتی با جملاتی سهل الممتنع و زبانی ادبی ( نه از جنس مساوات)، پاساژ بین متنی از طریق موسیقی و حرکات فرم و سکوت و تعویض صحنه با کاهش نور...
تک اجرایی شدن تئاتر شهر فرصتی ساخته برای کارگردانان و طراحان صحنه و اینبار نیز با دکوری بلند روبروییم دکوری مثل " بی امان، اشک " با این تفاوت که کارگردان بر صحنه مسلط است و حرکات و رفت و آمد بازیگران درست و دقیق و در خدمت نمایش است....
اما بازیگران در این نمایش کم نظیرند به خصوص بازیگر مرد، یک مرد قد بلند و جذاب و با بیان فوق العاده و میانسال...
و از الان برای بهترین بازیگر مرد سال 1405 برایم کاندیدا شد...
بازیگر نقش اول زن ( خانم ساناز آقایی) هم بازی خوب و البته پخته ای را به نمایش گذاشت و البته در 2 صحنه جای بهتر شدن داره...
بازیگر نقش دوم زن ( خانم سحر دیدهور ) بازی خوبی داشت که از نظرم کمی خام بود هر چند بدنی فوق العاده در حرکات فرم و بیانی مسلط داشت...
پیشنهاد به دیدن دارم قطعا اما با شروطی...
اول: ردیف 3 به بالا دید بهتری داره چون دکور بالاست...
دوم: با دید یک نمایش قصه گو نروید چرا که با یک نمایش شخصیت محور روبرویید...
سوم: بدنبال پاسخ سئوالات تان نباشید و خودتان را روی امواج نمایش رها کنید و از آن لذت ببرید و 15 دقیقه آخر در فصل گره گشایی احتمالا به پاسخ هایی دست خواهید یافت و اگر نرسیدید هم از نمایش لذت بردید!!!
اما نکته جالب و بامزه ای این نمایش دارد و اینکه در جایی با اتفاقات امروز فرانسه تلاقی می کند...
پی نوشت: چون روز سوم اجراست واقعا تلاش کردم اسپویل نکنم و فکر کنم موفق شدم...
و نقد حرفه ای را برای منتقدان می گذارم تا خود نیز بخوانم و لذت ببرم....
و اما نمرات
نمایشنامه و دراماتورژی: 4/3
کارگردانی: 5
بازیگری:
کامران طاهری: 5
سحر دیده ور: 3/5
ساناز آقایی : 4
جمع نمرات بازیگری: 4/2
دکور، آکسسوار، نور، لباس، موسیقی و گریم و... : 4/5
نمره نهایی: 18 از 20