در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران | پارسا اسماعیلی درباره نمایش تن و دیگر تکه پاره‌های عشق: نقد و نظری بر نمایش تن_و_دیگر_تکه_پاره_های_عشق به قلم جناب آقای فرزاد
S4 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 21:27:27
۵ روز پیش، شنبه ساعت ۱۲:۱۳
نقد و نظری بر نمایش تن_و_دیگر_تکه_پاره_های_عشق
به قلم جناب آقای فرزاد جعفریان مخاطب فهیم و عزیز تیوال.

اجرای «تن و دیگر تکه‌پاره‌های عشق» ... دیدن ادامه ›› به کارگردانی رضا بهکام ؛ اجرایی که از مواجهه با جسد زنی در ساحل آغاز می‌شود و به‌تدریج ما را به لایه‌های پنهان عشق، تنهایی، خاطره و خیال می‌برد.

در متن اصلی اِولین دِ لا شنلیه، پیر و سیمون در تلاش برای بازسازی زندگی مری، زنی که با جسدش روبه‌رو شده‌اند، ناخواسته با بخش‌هایی از زندگی و رابطهٔ خودشان نیز مواجه می‌شوند. آن‌ها میان واقعیت و خیال حرکت می‌کنند و هرچه بیشتر دربارهٔ مری می‌اندیشند، این پرسش پررنگ‌تر می‌شود که تا چه اندازه می‌توانیم زندگی دیگری را بشناسیم و چه اندازه از آنچه می‌فهمیم، ساختهٔ ذهن خودمان است.

صحنه با دو مسیر شیب‌دار، یک مبل و میز شیشه‌ای با تزئینات جلبکی، جهانی ساخته بود که هم ملموس بود و هم غریب. جسد مری با گریم دوطرفه‌اش، یک سوی زندگی و یک سوی مرگ، تصویری ماندگار بود؛ انگار این دو نه در برابر هم، بلکه هم‌زمان در یک بدن حضور داشتند.

نورپردازی در کنار طراحی صحنه، به شکل‌گیری این فضای معلق کمک می‌کرد؛ فضایی که در آن مرز میان واقعیت و خیال، گذشته و حال، و حضور و غیاب چندان روشن نیست. طراحی حرکت و بازی‌های سه بازیگر نیز به این جهان جان می‌دادند و به‌جای آنکه همه‌چیز را توضیح دهند، فرصت می‌دادند بعضی معناها از دل بدن‌ها، سکوت‌ها و فاصله‌ها شکل بگیرند.

دراماتورژی اجرا نیز با گسترش بخش‌هایی از زندگی مری و افزودن جزئیاتی به روایت او، مسیر تازه‌ای برای مواجهه با متن ایجاد کرده بود. به‌ویژه آنجا که ناتوانی در سخن گفتن و نامه‌نوشتن به بخشی از سرنوشت شخصیت تبدیل می‌شود، پرسش از امکان ارتباط و بیان احساسات، شکل ملموس‌تری پیدا می‌کند.

شاید یکی از جذاب‌ترین پرسش‌های این اثر همین باشد: آیا ما واقعاً دیگری را می‌شناسیم، یا فقط تصویری را دوست داریم که از او در ذهن خود ساخته‌ایم؟ و وقتی زبان، حافظه و حتی بدن دیگر نمی‌توانند همه‌چیز را بیان کنند، از عشق چه چیزی باقی می‌ماند؟

خسته نباشید به رضا بهکام و تمام گروه اجرایی؛ به‌ویژه بازیگران و طراحان صحنه و نور، برای ساختن جهانی که پس از پایان اجرا هم می‌توان به آن فکر کرد. ❤️🎭