۰۸ دی ۱۴۰۴ ساعت ۲۱:۳۷
به نظر من :
در این آپارتمانِ ( که میشود اسمِ کشورم ایران را روی آن گذاشت)زبانها نه ترجمه میشوند و نه به تفاهم میرسند؛ فقط انسانهایش از کنار هم عبور میکنند، مثل مردمی که سالهاست به در ،دیوار ،کوچه ، خیابان و …سلام ، میکنند. کلمه گفته میشود، اما مقصد ندارد؛ نویسنده این اثر معنا را در راهپله جا میگذارد و هر طبقه، روایتِ و اندیشه خودش را بیان میکند. زبان ( فرانسوی )خارجی اینجا برای گفتوگو نیست، برای زنده ماندن است؛ زبانی که یاد گرفته میشود تا کسی نفهمد چه چیزی دیگر در این سرزمین قابل گفتن است یا نیست. نفت وجود دارد، اما وجودش دلیلِ کافی برای انکار است؛ دروغ نه واکنشنه کنش بلکه شکلِ قانونیِ بقاست، زبانی مشترک میان روشنفکر، طبقهی متوسط، و آنکه همیشه یک طبقه پایینتر نگه داشته شده. آمار جمع میشود، عدد تولید میشود، اما عدد همیشه از واقعیت جلوتر حرکت میکند؛ حقیقت جایی میان سکوت همسایهها، اخبار ساعت بیستویک، و درهای بستهی خانهها ، ترافیک ، زیست داخل مترو و …که به خواب مصنوعی فرو رفته. تنهاییِ این مرد انتخاب نیست، نتیجه است؛ نتیجهی زندگی در کشوری که هیچکس به زبانِ او زندگی نمیکند.در کشوری که همه چیز قیمتی دارد و قابل خرید و فروش است کمدی سیاهی را نشان میدهد و با خنده چکی به صورت تماشاچیانش میزند تا … و ابزورد، نه در حادثهها، بلکه در تداوم آنهاست؛ در اینکه همهچیز کاملاً منطقی پیش میرود و درست به همین دلیل، غیرقابل تحمل است ، نویسنده آرمان طیران به ظریف ترین حالت ممکن فرم درست و صحیح ابزورد را روایت کرده و کارگردان آقای حصاری به زیبایی صحنه را به مخاطب نشان میدهد و بازیگران اقای منصف ، سوری ، پارسا ، یعقوبی و خانم رضایی به هنرمندانترین حالت ممکن صحنه نمایش را با تماشاچیان تلفیق میکنند .
حتما این نمایش ببینید و معنی تئاتر گروتسک و ابزورد را تجربه کنید.