در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران | محمد لهاک: خلاقیت در سایه وسعت تجربه و علاقه شما ایجاد می‌شود کتاب‌های کامیک م
S3 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 14:51:50
۲۸ فروردین ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۴۴
خلاقیت در سایه وسعت تجربه و علاقه شما ایجاد می‌شود

کتاب‌های کامیک می‌تواند گویای تأثیر افزایش دامنه دید بر روی موفقیت‌ افراد باشد. آلوا تیلور (Alva Taylor) و هنریک گریو (Henrik Greve) استادان دانشگاه کسب و کار دارت‌موث (Dartmouth) آمریکا تحقیقاتی را در مورد تأثیر افزایش دامنه دید بر روی خلاقیت انجام دادند. به همین منظور آن‌ها تصمیم گرفتند که مطالعات خود را از روی کتاب‌های کامیک شروع کنند.

آن‌ها به سراغ خالقان کتاب‌های کامیک رفتند و از سال 1971 روند رشد و موفقیت آن‌ها را ارزیابی کردند. در ابتدا آن‌ها تصور کردند که هرچقدر خالق کتاب‌ها بیشتر در ژانر مخصوص به خود تجربه کسب کند، موفقیت بیشتری در انتظار اوست. درواقع آن‌ها پیش‌بینی کردند که کار بیشتر و تخصصی‌تر، موفقیت درخشان‌تری را برای خالقان کتاب‌ها به دنبال می‌آورد. علاوه‌براین آن‌ها پیش‌بینی کردند که منابع مالی ناشران نیز می‌تواند بر روی کیفیت و ارزش‌گذاری کتاب‌ها تأثیر بگذارد. اما تمام این پیش‌فرض‌ها ... دیدن ادامه ›› اشتباه بود!

آنها متوجه شدند که هر چقدر خالقان کتابها در ژانرهای مختلف بیشتریکار کنند نتایج بهتری عایدشان خواهد شد.

همانطور که می‌دانید کتاب‌های کامیک شامل 22 ژانر مختلف بوده که شامل ژانرهای کمدی، جنایی، تخیلی، داستانی و ... است. کسانی که در این صنعت توانسته بودند تأثیر بیشتری بگذارند همان‌هایی بودند که تجربه کار حوزه‌های متنوعی را داشتند.

حتی در حوزه‌های دیگر نیز می‌توان تأثیر داشتن دید وسیع را به‌خوبی مشاهده کرد. نگاهی به فهرست برندگان جایزه نوبل بیندازید. دانشمندانی که موفق به دریافت این جایزه شده‌اند در مقایسه با دانشمندان دیگر تنها در یک حوزه تخصص نداشتند. احتمال اینکه یک دانشمند اهل موسیقی یا حرفه بازیگری و یا حتی علاقه‌مند به رقص و آواز بتواند دستاوردی بزرگ برای بشریت داشته باشد، بیشتر از بقیه است.

باتوجه به مطالبی که عنوان شد، اگر به‌عنوان مدیر یک شرکت به‌دنبال استخدام فردی متخصص هستید، تأمل بیشتری کنید. به‌جای اینکه همیشه روی کسی متمرکز شوید که تخصص و تجربه کافی در موضوع مورد نظرتان را دارد، این بار دست به انتخاب متفاوتی بزنید. انتخاب متفاوت شما می‌تواند دادن فرصت به شخصی باشد که دید کلی و وسیعی نسبت به موضوعات مختلف دارد. این شخص شاید بتواند بیشتر از یک فرد متخصص و با زاویه نگاه محدود به پیشبرد اهداف‌تان کمک کند.

کارشناسان اغلب به پیش‌بینی‌های خود نیز امیدی ندارند!

در طول 20 سال جنگ سرد، فیلیپ تِتلاک استاد روان‌شناسی و علوم سیاسی در دانشگاه پنسیلوانیا، پیش‌بینی‌های 284 کارشناس را پیرامون رویدادهای آن سال‌ها جمع‌آوری کرد. او با مطالعه پیش‌بینی‌ها به این نتیجه رسید که تمامی آن‌ها مضحک و در برخی موارد وحشتناک بودند. علت پیش‌بینی‌های نادرست کارشناسان، نه به تخصص و تجربه‌شان مرتبط بود و نه به مدرک دانشگاهی؛ در واقع هیچ‌کدام از این موارد تأثیری روی بهبود عملکرد آن‌ها نداشت.

وقتی کارشناسان پیش‌بینی کرده بودند که احتمال وقوع رویدادی خاص غیرممکن است، در 15 درصد مواقع آن اتفاق رخ داده بود. وقتی هم آن‌ها از وقوع چیزی مطمئن بودند، در 25 درصد مواقع همان اتفاقی می‌افتاد که انتظارش را نداشتند. تأثربرانگیزتر از همه این بود که در این مدت افراد زیادی پای صحبت آن‌ها نشسته بودند و به پیش‌بینی‌های آن‌ها ایمان داشتند. تتلاک متوجه شد که بین شهرت کارشناسان و صحت پیش‌بینی‌های‌شان، رابطه معکوسی وجود داشت!

هر چقدر کارشناسی بیشتر در تلویزیون ظاهر میشد و مشهورتر بود پیش بینی هایش بیشتر غلط از آب در می آمد.

کارشناسان همواره روی موضوعی خاص متمرکز می‌شدند و حتی بر اساس آن، تئوری‌هایی هم برای خود داشتند. دید محدود آن‌ها که تنها روی یک موضوع به‌خصوص متمرکز شده بود اجازه پیش‌بینی درست را از آن‌ها گرفته بود.

حال شاید از خود بپرسید که چگونه می‌توان پیش‌بینی درستی داشت؟

تنها کافی است که با دیدی باز نسبت به هر موضوعی نگاه کنید و در کنار آن عقاید و باورهای‌تان را به چالش بکشید. اغلب برای ما سخت است که طرز فکر خود را تغییر دهیم و همواره به‌دنبال شواهدی هستیم که نوع نگاه‌مان را اثبات کند. متأسفانه تعصب داشتن روی افکار و عقایدتان می‌تواند شما را به تفسیر و ارزیابی غلطی از واقعیات اطرافتان برساند.

در یک تحقیق از مخالفان و موافقان برگزیت (Brexit) خواسته شد که در مورد تأثیرات نوعی کرم دست به ارزیابی بپردازند. آن‌ها این‌کار را با توجه به آماری که دراختیارشان قرار داده شده بود، انجام دادند. هر دو گروه توانستند ارزیابی درستی با توجه به آمار داشته باشند و بدون تعصب قضاوت کنند. با این ‌وجود وقتی آماری در مورد ارتباط جرم و مهاجرت در اختیارشان قرار گرفت، هیچ‌کدام از آن دو گروه، تعبیر درستی از آمار نداشتند و تحت تأثیر عقاید سیاسی خود قرار گرفتند.

بنابراین تعصب روی موضوعی خاص و محدود کردن نگاه‌تان می‌تواند روی دیگر جنبه‌های زندگی‌تان نیز تأثیر بدی بگذارد؛ به‌طوری که نتوانید حقیقت موجود را تشخیص دهید!

اما چگونه می‌توانیم از تعهد همیشگی و جاودانه‌ای که با عقایدمان داریم دست برداریم و جهان را با دیدی وسیع‌تر ببینیم؟ برای اینکه ذهن بازی داشته باشید بهتر است به‌جای تکیه کردن به مدرک دانشگاهی و حوزه تخصصی‌تان، همواره کنجکاو، مشتاق یادگیری بیشتر و کشف ناشناخته‌های بیشتر باشید. اگر ذهن‌تان را نسبت به یادگیری موضوعات جدید و یا حتی جایگزین کردن باوری جدید باز کنید، می‌توانید قضاوت بهتری نسبت به جهان پیرامون‌تان داشته باشید.

برای کلی‌نگر بودن باید دیدگاه خود را نسبت به یادگیری و موفقیت تغییر دهید

آرتور کاسادِوال (Arturo Casadevall) ستاره دنیای میکروبیولوژی و ایمنی‌شناسی است. او در سال 2015 بر کرسی ایمنی‌شناسی و میکروبیولوژی مولکولی دانشکده بهداشت عمومی جان هاپکینز نشست. آرتور در همان سال به همتایانش هشدار داده بود که تحقیقات علمی در وضعیت بحرانی به‌سر می‌برد و تا چند سال دیگر منقبض خواهد شد. اگر چه او کلمه منقبض را برای شوخی به‌کار گرفت اما جمله طنز او بیانگر واقعیت تلخ موجود است.

کاسادِوال بر این باور است که دانشمندان جوان امروزه به‌جای اینکه ابتدا نحوه تفکر درست را بیاموزند، خیلی زود با وارد شدن در حوزه تخصصی‌شان می‌خواهند به دست‌آوردهایی بزرگ برسند. او دوره‌ای آموزشی برای دانشجویانش ترتیب داده که در آن مبانی فلسفه، تاریخ، منطق، اخلاق، ارتباطات و رهبری به افراد آموزش داده می‌شود. علاوه‌براین در این دوره‌ها دانشجویان ابتدا باید تشخیص دهند که چه چیزی صحیح است؟ برای این‌کار آن‌ها باید انواع مدارک و مستندات مختلف در مورد مباحث علمی را در طول تاریخ بررسی کرده و همانند کاراگاهانی ماهر حقیقت را بیابند.

در این دوره که به‌نام دوره آناتومی خطای علمی (Anatomy of Scientific Error) نامگذاری شده، دانشجویان به شناسایی روش‌های ضعیف و یا نامناسب در انجام تحقیقات علمی می‌پردازند. آن‌ها از طریق قدرت تفکر استدلالی قادر خواهند بود واقعیت را از شبه‌علم تشخیص داده و در آینده بر روی اقتصاد و شرایط کلی جامعه خود تأثیر زیادی بگذارند.

وقتی از کاسادوال پرسیده شد که چرا امپراطوری روم نتوانست اختراعات بیشتری انجام دهد، او مستقیما جواب این سؤال را نداد اما به موضوع مهمی اشاره کرد. کاسادوال گفت که همیشه به دوستان خود پیشنهاد می‌کند که تنها روی حوزه تخصصی‌شان متمرکز نشوند و بر روی دیگر حوزه‌ها نیز مطالعاتی انجام دهند. شاید خیلی‌ها در جواب این گفته نداشتن وقت را بهانه کنند اما کاسادوال عقیده دارد که هرچه جهان افراد بزرگ‌تر شود بهتر می‌توانند در حوزه مورد نظر خود به نتیجه‌ای که دوست دارند برسد.

حرف‌های کاسادوال نیاز به اثبات ندارد چراکه خود او دلیلی بر صحت حرف‌هایش است. او مدتی در مک دونالد کار می‌کرد و بعد از آن کارمند بانک شد. علاوه‌براین او فارغ‌التحصیل دانشکده حقوق بوده که به‌عنوان یکی از وکلای جنایی موفق فعالیت می‌کند. کاسادوال قبل ازاینکه در حوزه تخصصی‌اش حرفی برای گفتن داشته باشد، تقریبا وارد هر حوزه‌ای شد و جهان‌بینی‌اش را روز ‌به روز وسعت داد.

بنابراین سفر زندگی شما شبیه طی کردن نقطه الف به ب نیست و در طول مسیر از راه های بی شماری عبور خواهید.

همانطور که توضیح دادیم تقویت کنجکاوی و یادگیری مهارت‌های جدید می‌تواند جهان‌بینی شما را وسعت بخشد اما لازمه این‌کار تحمل موانع و شکست‌هاست. هیچ راهی بدون شکست نیست و اگر انگیزه کافی برای جستجو و یادگیری داشته باشید قطعا به مقصد دلخواه‌تان خواهید رسید. برای مثال ادیسون بیش از هزار اختراع ثبت کرد که بیشتر آن‌ها بی‌اهمیت بودند. بااین‌حال آزمایش‌های متعدد و تجربیات متنوعش او را به اختراعی سوق داد که همه جهان را شگفت‌زده کرد.

برای رسیدن به عمق هر چیز و متخصص شدن هیچ عجله‌ای نیست؛ آن‌چه که اهمیت دارد دستاورد متفاوتی است که با وسعت بخشیدن به نگاه‌تان عایدتان خواهد شد.

سخن پایانی

کتاب گستره هرچند ایراداتی اساسی به فرایند تخصص سازی افراد وارد کرده اما منظور نویسنده تنها تخصص سازی زودهنگام است. نویسنده با این عقیده که افراد باید خیلی سریع و بدون کسب تجربه در حوزه‌های دیگر، روی شغلی مشخص متمرکز شوند، مخالف است. کسانی که تنها روی حوزه‌ای خاص متمرکز می‌شوند گاه آن‌قدر نسبت به طرز تفکر خود تعصب دارند که حاضر به تغییر آن نیستند. این موضوع یکی از دلایلی است که نویسنده آن را مورد انتقاد قرار داده است.



افزایش گستره نگاه‌تان باعث می‌شود که پیش‌بینی‌ها و قضاوت‌های درستی از رویدادهای اطراف خود داشته باشید. فرقی نمی‌کند که یک میکروب‌شناس باشید یا کارمندی ساده؛ آن‌چیزی که اهمیت دارد تأثیری است که با افکار و عملکردتان بر روی جامعه خود می‌گذارید. وارد شدن در عمق هرچیزی