اگر بهدنبال تخصص در حوزهای هستید این کار را بهتدریج انجام دهید
همه ما در دوران تحصیل، معلمانی را بهخاطر میآوریم که بهترین خاطرات را با آنها داشتهایم و نسبت به معلمانی که سختگیرتر بودند، بیشتر دوستشان داشتهایم. بااینحال معلمانی که آسانگیر و مهربان بودند شاید نتوانستند آنطور که باید به ما آموزش دهند. این موضوعی است که محققان میگویند و درخلال تحقیق به این نتیجه رسیدهاند.
براساس تحقیقاتی که بر روی فرایند تدریس هزاران استاد در دانشگاه نیروی هوایی ایالات متحده انجام شد، نتایج جالبی بهدست آمد:
محققان، نتایج واحد درسی ریاضیات و حساب را در بین دو دسته از استادان مورد بررسی قرار دادند. استادانی که دانشجویانشان نمره بهتری را در کلاس
... دیدن ادامه ››
بهدست آوردند، آن اساتید را بسیار خوب ارزیابی کردند. در مقابل استادانی که روشهای سختگیرانهتری در کلاسها اعمال میکردند، نهتنها مورد علاقه دانشجویانشان نبودند بلکه شاخص نمراتشان بسیار پایین بود. درظاهر اساتید مهربانی که کمتر به دانشجویان سخت میگرفتند، محبوب آنها بودند و درعینحال دانشجویان نیز عملکرد بهتری داشتند اما این تنها یک روی سکه بود!
عدهای از محققان بعد از مدتی نحوه عملکرد آن دو دسته از دانشجویان را در طول زمان ارزیابی کردند. آنها دریافتند دانشجویانی که نمرات بهتری کسب کرده بودند، در طولانی مدت نتوانسته بودند چندان موفق عمل کنند. درحالیکه استادان سختگیر توانسته بودند افرادی را آموزش دهند که هرچند در گذشته نمرات خوبی کسب نکرده بودند اما در آینده توانسته بودند بسیار درخشان عمل کنند.
در واقع اساتید سختگیر، روشی را در کلاس پیاده کردند که به دانشجویان، درک عمیقتری از ریاضیات و محاسبات ارائه میداد. هرچند روش تدریس آنها کسلکننده و سخت بهنظر میرسید اما در طولانی مدت توانسته بود باعث بهبود عملکرد دانشجویان شود. اساتید سختگیر چالشهایی را با روش تدریس خود ترکیب کرده بودند که درعین سختی، قابل تحمل بود و به همین دلیل روی قدرت و ظرفیت یادگیری دانشجویان در آینده تأثیر بسیار زیادی برجای گذاشته بود.
این تحقیق نشان میدهد که با ایجاد فاصله گذاری بین یادگیری و به کارگیری آن میتوان عملکرد بهتری داشت.
در سال 1987 مطالعهای به همین منظور انجام شد. در آن تحقیق دو گروه از دانشجویان اسپانیایی مورد مطالعه قرار گرفتند. بعد از اینکه تعدادی لغت جدید به گروه اول آموزش داده شد، از آنها خواسته شد که در همان روز از آن کلمات در محاوره استفاده کنند و بهعبارتی خیلی سریع دانششان را بهکار گیرند. درمقابل به گروه دوم گفته شد که چند هفته بعد اجازه استفاده از آن لغات را دارند. بعد از 8 سال مجددا از دو گروه خواسته شد که در تحقیقات شرکت کنند. نتایج نشان داد افراد گروه دوم توانسته بودند در یادآوری آن کلمات 200 درصد بهتر از گروه اول عمل کنند!
ایجاد فاصله بین یادگیری و عمل میتواند در مدت زمان کمتری هم انجام شود. در سال 1972 تحقیقی به همین منظور انجام شد. در آن تحقیق تعدادی کلمات برای گروهی از افراد خوانده شد و بعد از آنها خواسته شد که بلافاصله و بدون هیچ مکثی آن کلمات را تکرار کنند. در مقابل از گروه دوم خواسته شد که بعد از 15 ثانیه چالش و بازی ریاضی کلمات را به یاد بیاورند. در این مدت از گروه دوم خواسته شد که به حل پازل بپردازند تا ذهنشان درگیر بهخاطر آوردن کلمات نشود. نتایج نشان داد که گروه اول بهتر از گروه دوم توانسته بودند کلمات را بهخاطر بیاورند. گروه دوم در بین یادگیری حواسشان صرف حل کردن پازل شده بود و بههمین دلیل نتوانسته بودند کلمات را بهخاطر بیاورند. کمی بعد در همان روز از دو گروه مجددا خواسته شد کلماتی که برایشان خوانده شده را بر روی کاغذ یادداشت کنند. درکمال تعجب اینبار گروه دوم موفقتر عمل کردند و توانسته بودند تعداد کلمات بیشتری را بهخاطر بیاورند. در واقع گروه دوم با سختی بیشتری عمل بهخاطر سپاری را انجام داده بودند و در طول یادگیری از آنها خواسته شده بود که بهجای یادآوری کلمات ذهنشان را با حل پازل منحرف کنند. بااینحال این روش سخت به آنها کمک کرده بود که اطلاعات را از حافظه کوتاه مدت به حافظه بلند مدت خود انتقال دهند.
بنابراین وقتی در حال یادگیری موضوعی هستید بهدنبال پیشرفت سریع نباشید بلکه با تحمل کمی سختی، روند یادگیری را تدریجی و آرام کنید.
بهجای اینکه با پیشرفت سریع خود را هیجانزده کنید، درعوض سختی یادگیری را بهجان بخرید و آرام آرام خود را وارد حوزه مورد علاقهتان کنید. مطمئن باشید که با این روش در دراز مدت نتایج بسیار بهتری بهدست خواهید آورد.
بهجای تمرکز محدود، دایره دیدتان را وسعت دهید
دربوکلایتهای قبل آموختیم که نگاه کردن به موضوعات مختلف با دیدی وسیع، باعث عملکرد بهتری خواهد شد. با اینحال ممکن است هنوز هم نسبت به این حقیقت تردید داشته باشید؛ مخصوصا اگر صحبت بر سر موضوع مهمی مانند درمان یک بیماری باشد. همه ما وقتی از بیماری خاصی رنج میبریم ترجیح میدهیم که فقط به یک متخصص مراجعه کنیم تا عمل درمان بهبهترین صورت انجام شود. ما نیاز به پزشکی داریم که بارها روشی خاص را تجربه کرده و بیماری ما تجربهای جدید و ناشناخته برایش تلقی نشود. بااینحال در این خلاصه کتاب آموختیم آنچیزی که بیشتر از تجربه به آن نیازمندیم، سطح عملکرد بالا و قدرت تجزیه و تحلیل بیشتر است نه تخصص محض!
برای مثال متخصصان قلب و عروق برای بیمارانی که دچار انسداد سرخرگ میشوند، از اِستِنت (Stents) استفاده میکنند.
استنت یک لوله توری سیمی کوچک است که باعث باز شدن سرخرگ شده و به صورت دائم در داخل آن میماند.
هرچند استفاده از استنت در بسیاری موارد به بیماران قلبی کمک میکند اما در بیشتر اوقات متخصصان بدون تفکر و به صورت خودکار این روش را تجویز میکنند. استفاده از استنت برای تمام بیماران راهکار خوبی نیست و حتی ممکن است خطرناک باشد. دکتر آنوپام جِنا (Dr. Anupam Jena) از دانشگاه پزشکی هاروارد در سال 2015 مطالعهای انجام داد که نتیجه حیرتآوری بهدست آورد. او متوجه شد اگر بیمارانی که مبتلا به نارسایی قلبی یا سکته قلبی شده بودند، در بیمارستانی بستری میشدند که هیچ متخصص قلب و عروقی نداشت، شاید احتمال زنده ماندنشان بیشتر بود!
این موضوع تنها مربوط به حوزه پزشکی نشده و میتوان اثبات این ادعا را در هر موضوع دیگری مشاهده کرد. درواقع افزایش گستره دید نسبت به موضوعات مختلف، بهتر از باریکبینی و محدود شدن روی موضوعی خاص عملکرد بهتری بهدنبال دارد.
دَن لووالو (Dan Lovallo) استاد دانشگاه سیدنی از گروهی از سرمایهگذاران خصوصی خواست تا فهرست مشاغلی که تمایل به سرمایهگذاری در آن دارند را انتخاب کرده و سپس بازده درآمد آن مشاغل را نیز مشخص کنند. حوزه فعالیت سرمایهگذاران خصوصی بیشتر در حوزههای صنعتی مانند زمین و ساختمان، حمل و نقل، صنایع معدنی، سیمان، صنعت انرژی و نفت و گاز، پزشکی و داروسازی است. در مرحله بعد لووالو از آنها خواست تا فهرست مشاغلی که دارای شباهتهای کلی و گستردهتری بودند مانند استارتآپهای حوزه فناوری را مشخص کرده و در مورد آن مشاغل نیز برآوردی در زمینه بازده درآمد داشته باشند.
نتیجه چه بود؟ در پایان سرمایهگذاران متوجه شدند که میزان برآورد درآمد آنها در مشاغلی که بهطور اختصاصی بر روی آن متمرکز شده بودند بالاتر از مشاغلی بود که در مورد جزئیات آن دانشی نداشتند! این درحالیست که هر شغلی میتواند پتانسیل درآمدزایی خوبی داشته باشد البته اگر تنها با دیدی باز و بهدور از باریکبینی و محدودیت به آن نگاه کنیم. آنها متوجه شدند که باید در نوع نگاه خود در مورد مشاغل دیگر تجدید نظر کنند تا پتانسیل درآمدزایی دیگر مشاغل را نیز درنظر بگیرند.
درواقع هرچقدر دید خود را نسبت به موضوعی خاص محدود کنید دچار قضاوت متعصبانه و افراطیتری خواهید شد. اگر به صورت کلی به موضوعات مختلف نگاه نکنید باعث قضاوتها و نتیجهگیریهایی خواهید شد که عملکرد شما را زیر سؤال خواهد برد.