برگرفتهای از کتاب «گستره»
گستره Range
گستره Range
عمق یا وسعت؟ آیا مجبوریم فقط یکی از این دو را انتخاب کنیم؟
اثر دیوید اپستین (David Epstein)
چگونه با وسیع کردن دامنه فعالیتهای خود، نتایج متفاوتی در زندگیتان کسب کنید
از کودکی اینگونه آموزش دیدهایم که تخصص در هر کاری میتواند
... دیدن ادامه ››
بهترین نتایج را برایمان به ارمغان بیاورد. جامعه همواره به ما دیکته کرده که در دنیای متنوع و پیچیده امروز باید هرچه سریعتر حوزهای مشخص را برای خود درنظر گرفته و در آن به مرحله تخصص و استادی برسیم. ما همیشه برای متخصص شدن تحت فشار بودهایم و گاهی هم از سر عجله و شاید صرفهجویی در زمانی که در اختیار داریم، دست به انتخاب حوزهای خاص میزنیم.
از همان کودکی خیلی زود از ما خواسته میشود که شغل آیندهمان را انتخاب کنیم و از بین هزاران گزینه، خیلی سریع مشخص کنیم که در چه مسیری قدم خواهیم برداشت. با مطالعه این کتاب از حقیقت متفاوتی آگاه خواهید شد که حاصل پژوهش و مطالعه در زندگی افراد موفق و مشهور جهان است؛ همانهایی که گاه تصور میکنیم از همان کودکی تنها یک مسیر مشخص را پیمودهاند و دامنه فعالیتهای خود را تنها بر روی یک گزینه محدود کردهاند.
بااینوجود نویسنده این کتاب به شما خواهد گفت که افرادی که عمومینگر هستند (یا به اصطلاح، جنرالیستها)، نسبت به افرادی که تنها بر روی یک حوزه دست گذاشتهاند (یا متخصصها)، شانس بیشتری برای برتری و شهرت خواهند داشت. به عبارتی سادهتر افرادی که تنها در یک حوزه خاص فعالیت میکنند و بهاصطلاح متخصص و کاربلد هستند نسبت به کسانی که آماتور و تازهواردند، دید محدودتری دارند!
نویسنده در این کتاب مزیت زیادی برای جنرالیست بودن قائل است و اعتقاد دارد که رمز موفقیت افراد مشهور توجه به همین نکته کلیدی است؛ با اینکه ممکن است حتی از آن آگاه هم نباشند.
کسانی که با دیدی باز به یک حوزه نگاه کرده و با کنجکاوی تمام زوایاییک موضوع را در نظر میگیرند عملکرد بهتری دارند.
اما متخصصان نسبت به کسانی که دستی در حوزههای مختلف دارند، خلاقیت کمتری داشته و نمیتوانند تأثیر عمیقتری بر روی جامعه و حتی روی حوزه مورد علاقهشان بگذارند.
پژوهشهایی که در حوزههای مختلف پزشکی، ورزشی و حتی رشتههای دانشگاهی انجام گرفته، نشان میدهد که با گسترش دامنه فعالیتها میتوان نتایج بهتری در زندگی کسب کرد و به خلاقیت بیشتری رسید. با مطالعه این خلاصه کتاب خواهید آموخت که هرچقدر گستره دامنه فعالیتهایتان را افزایش دهید، شانس بیشتری برای نخبه شدن خواهید داشت.
بین تجربه و عملکرد انسانها، همیشه رابطهای مستقیم وجود ندارد
تایگر وودز، گلف باز معروف آمریکایی در سن 7 ماهگی با چوب گلف آشنا شد! پدرش یک چوب گلف کوچک برایش خریده بود و او همهجا آن را همراه خود داشت حتی داخل روروکش. والدین او از همان کودکی ترتیبی دادند که تایگر آموزشهای آگاهانه و تخصصیاش را در زمینه گلف شروع کند. با تمرین زیاد و علاقه تایگر به بازی گلف، او توانست در دو سالگی برنده مسابقات گلف در رده سنی زیر 10 سال شود. او در آن بازی با چوب گلفی که ارتفاعش به شانههایش میرسید توانست ضربهای به توپ بزند که باعث حیرت تماشاچیان شد.
بررسی داستان تایگر وودز محققان را به این نتیجه میرساند که رمز موفقیت، باریکتر کردن دامنه فعالیت و انجام تمرینات فشرده و آگاهانه بر روی حوزهای خاص است.
نه تنها در ورزش بلکه در حوزههای دیگری مانند انتخاب رشتههای دانشگاهی، تخصص پزشکی و در دنیای اقتصاد نیز این باور وجود دارد که تنها با تخصص در موضوعاتی خاص میتوان به نهایت مهارت و شایستگی رسید. امروزه دیگر چیزی بهعنوان متخصص عمومی سرطان وجود ندارد و هر یک از پزشکان بر روی تحقیق و درمان سرطانی خاص متمرکز هستند. در بین پزشکان حتی طنزی وجود دارد که این تخصیص سازی را مورد تمسخر قرار میدهد. بر اساس این طنز رایج اگر روزی با پزشکی مواجه شوید که بر روی سرطان گوش راست فعالیت میکند، نباید چندان تعجب کنید!
بااینحال آیا شما هم تصور میکنید که بین کسب تجربه و تخصص در موضوعی خاص و نحوه عملکردتان رابطه مستقیمی وجود دارد؟
پاسخ منفی است؛ میتوان به صراحت گفت که کسب تجربه و فعالیت متمادی در موضوعی مشخص، لزوما باعث عملکرد بهترتان نخواهد شد. البته این نکته را هم باید اضافه کرد که در برخی حوزهها تجربه میتواند نقش تعیینکنندهای در بهبود عملکردتان داشته باشد اما نه در همه زمینهها.
در سال 2009، دو روانشناس به بررسی تأثیر تجربه بر عملکرد افراد پرداختند. آنها متوجه شدند که در شغلی مانند آتشنشانی کسب تجربه، عاملی تعیینکننده در نحوه واکنش آتشنشانان محسوب میشود. آتشنشانی که سالها در مهار آتش تجربه دارد، در لحظات بحرانی میتواند با تحلیل الگوی شعلههای آتش در عرض چند ثانیه تصمیمی بگیرد که به مهار آتش بینجامد.
آتش نشانان در ۸۰ درصد مواقع از روی تجربه میتوانند خیلی سریعتصمیم درست را بگیرند.
بااینحال تحقیقات در حوزههای دیگر خلاف این موضوع را ثابت کرد. آن دو روانشناس متوجه شدند که استخدامکنندگان ارتش اسرائیل در مورد نحوه عملکرد استخدام شنوندگان اغلب دچار اشتباه میشدند. بااینکه در چندین دوره استخدام آنها تجربیات متنوع و گاه تکراری داشتند اما درنهایت نتوانستند با اتکا به قدرت تجربه و تخصصشان پیشبینی درستی از عملکرد و تواناییهای استخدام شوندگان داشته باشند. این تحقیقات نشان داد که همیشه بین تجربه و عملکرد افراد رابطه مستقیمی وجود ندارد.
در واقع در برخی حوزهها مانند بازی گلف یا شغل آتشنشانی، از روی الگوهای تکراری، قواعد و چارچوبهای مشخص میتوان به تصمیمگیری درستی رسید؛ اما در موضوعات دیگر، مثل فرایند استخدام نیروهای ارتش چنین قانونی وجود ندارد.
در حوزهای مانند استخدام نیروهای ارتش، چیزی که بیشتر از تجربه و تخصص به کمک استخدام کنندگان میآید، قوه خلاقیت و انعطافپذیری است. دربوکلایت بعدی بیشتر در این مورد صحبت خواهیم کرد.