در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران | محمد لهاک: معجونی معجزه‌آسا به نام روابط اجتماعی روابط انسانی مسموم می‌تواند د
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 12:26:01
۲۸ فروردین ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۵۶
معجونی معجزه‌آسا به نام روابط اجتماعی

روابط انسانی مسموم می‌تواند درست به‌ اندازه سیگارکشیدن، فشارخون را بالا ببرد و یک عامل پرخطر برای بیماری و مرگ ما باشد.

وقتی استرس داریم بدنمان هورمون کورتیزول ترشح می‌کند. این هورمون در حالت عادی به تنظیم ایمنی بدن کمک می‌کند، امّا اگر سطح کورتیزول برای مدت طولانی بالا باقی بماند، سلامتی‌مان به خطر می‌افتد. کورتیزول در مقدار بالا می‌تواند باعث بیماری قلبی شود، عملکرد سیستم ایمنی را تضعیف کند و حتی به حافظه آسیب بزند. وقتی سطح این هورمون بالا می‌رود احساس ترس ما به شکلی غیرمنطقی و نامنظم بر همه بخش‌های مغز تأثیر می‌گذارد. صدایمان شروع به لرزیدن می‌کند و در تصمیم‌گیری و عمل‌کردن دچار خطا ... دیدن ادامه ›› می‌شویم.

امّا فقط استرس نیست که می‌تواند ما را این‌ چنین تحت‌ فشار قرار بدهد؛ وقتی ناراحت می‌شویم دستگاه عصبی شروع به ترشح هورمون می‌کند. این هورمون‌ها مثل سربازهایی هستند که با وضعیت ناراحت‌کننده بدنمان مقابله می‌کنند. هورمون‌هایی که در حقیقت، متعلق به سیستم ایمنی و غدد درون‌ریز بدن هستند. در نتیجه، با ترشح زیاد از حد این هورمون‌ها ممکن است سیستم ایمنی ما در اثر غم و اندوه زیاد برای چند لحظه و گاهی برای سال‌ها با مشکل مواجه شود.

ما به‌ خوبی می‌دانیم که دیگران چه‌قدر در احساس شادی، غم، استرس و آرامشمان تأثیرگذار هستند؛ پس یکی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر سلامتی، زنجیره روابط اجتماعی ماست.

البته اینکه یک رابطه تا چه حد می‌تواند بر سلامتی و اعصاب ما تأثیرگذار باشد، به این بستگی دارد که این رابطه در طی ماه‌ها و سال‌ها چقدر سمّی یا انرژی‌بخش بوده است. علاوه بر این، در شرایط آسیب‌پذیر، مثل بیماری یا کهولت سن، یک رابطه خوب یا بد می‌تواند تأثیر بیشتری بر انسان داشته باشد.

نتایج یک تحقیق در سوئد نشان می‌دهد که افرادی با موقعیت شغلی پایین، چهار برابر بیشتر در معرض بیماری‌های قلبی قرار می‌گیرند. آن‌ها مجبور هستند که مدام خودشان را با دستورات کارفرما تطبیق بدهند. وقتی افراد در مقابل توهین و تحقیر دیگران سکوت می‌کنند، فشارخونشان به طرز شگفت انگیزی بالا می‌رو.، وقتی فرد از بروز احساساتش در مقابل توهین جلوگیری می‌کند و این کار برای مدت طولانی ادامه می‌یابد، احتمال ابتلای او به بیماری‌های قلبی و عروقی به شکل عجیبی زیاد می‌شود.

وقتی که تهدید می شویم و مورد قضاوت قرار میگیریم سطح کورتیزول در بدنمان به شدت زیاد می شود.

امّا موضوع جالب اینجاست که اگر عامل استرس یا کلافگی ما چیزی به جز انسان باشد، بدن به شکلی متفاوت عمل می‌کند. مثلاً اگر صدای بلند یک دستگاه، دست‌اندازی در جاده و یا مشکلات یک سیستم، ما را مضطرب کند، ممکن است که سطح کورتیزول بالا برود، امّا در نهایت، پس از گذشت چند دقیقه به حالت طبیعی برمی‌گردد. در حالی‌ که اگر علت استرس و فشار روحی، قضاوت اجتماعی منفی باشد، کورتیزول حداقل دو برابر بیشتر ترشح می‌شود و ممکن است ساعت‌ها طول بکشد تا به سطح عادی بازگردد.

دقیقاً به همین دلیل است که مردم دردها و خاطراتی مانند تجاوز یا قتل را خیلی دیرتر از یک بلای طبیعی مثل سیل یا زلزله از یاد می‌برند و علاوه بر این، برای قربانیانِ یک حادثه قتل، بسیار بیشتر ناراحت می‌شوند.

البته فراموش نکنید اگرچه مشاجرات و جروبحث‌های دائمی برای سلامتی مضر هستند، ولی منزوی بودن می‌تواند حتی از آن‌ها هم بدتر باشد. با شروع فرایند پیری، کارایی سیستم ایمنی و اندام‌های بدنمان هر روز ضعیف‌تر می‌شود. امّا آیا عاملی به جز ورزش و قرص‌های رنگارنگ می‌تواند باعث کندتر شدن فرایند پیری و آسیب‌پذیری انسان شود؟

برای پاسخ به این پرسش بد نیست نگاهی به نتایج یک تحقیق معتبر بیندازیم: طبق این بررسی، هرچه‌قدر که افراد سالمند حامیان عاطفی بیشتری داشتند، علائم استرس بدنی، مثل سطح کورتیزول در آن‌ها پایین‌تر بود. البته حس تنهایی چه در مورد جوان‌ها و چه سالمندان هیچ ارتباطی به زمانی که با آن‌ها می‌گذرانیم ندارد. مهم نیست تلفن ما در طول روز چند بار زنگ می‌خورد؛ آنچه باعث می‌شود ما تنها بمانیم کمبود تماس‌های دوستانه و صمیمی است.

برای یک فرد سالخورده یا بیمار، هیچ چیزی به‌ اندازه حمایت اجتماعی مهم نیست. حتی اگر فردی دچار صدمات شدیدی شده باشد و ملاقات‌کننده خود را تشخیص ندهد، وقتی یک شخصِ نزدیک در بالای سر او از خاطرات گذشته یاد می‌کند، مدارهای مشابهی در مغز بیمار تحریک می‌شود؛ حتی اگر قادر نباشد با هیچ کلمه یا علامتی واکنش نشان دهد.

به گفته متخصصان عصب‌شناسی، بدن ما هر روز سلول‌های عصبی جدید تولید می‌کند؛ هرچه بدن پیرتر می‌شود سرعت تولید این سلول‌ها هم کمتر و کمتر می‌شود. امّا خبر خوب اینجاست که رشد این سلول‌ها می‌تواند در پیری هم درست به همان سرعت دوران جوانی در بدن ادامه داشته باشد. اکنون سؤال این است که چنین فرایندی چطور اتفاق می‌افتد؟ اگر فرد در یک محیط اجتماعی حضور پیدا کند و همچنین موضوعاتی جدید برای یادگیری داشته باشد، مغز او تا پایان عمرش همچنان به تولید سلول ادامه می‌دهد.

به‌ طور کلی، ما انسان‌ها نه‌ تنها از طریق عاطفی، بلکه در سطح بیولوژیک و جسمی نیز می‌توانیم به یکدیگر کمک کنیم. کسانی که ازدواج موفق، خانواده و دوستان گرم و صمیمی دارند، در گروه‌های اجتماعی و مذهبی عضو هستند و به نحوه گسترده در این شبکه‌ها حضور دارند، خیلی سریع‌تر از بقیه از چنگال بیماری خلاص می‌شوند و طول عمر بیشتری دارند. بر اساس هجده تحقیق انجام‌گرفته، ارتباط محکمی بین روابط اجتماعی و طول عمر افراد وجود دارد. بنابراین، علاوه بر دستورات پزشکی و داروها، اطرافیانمان هم می‌توانند داروهای خوبی برای سلامتی باشند.

چگونه به قله کارایی برسیم؟

در زندگی همه ما زمان‌هایی وجود دارد که اعتمادبه‌نفس فوق‌العاده‌ای داریم و احساس می‌کنیم می‌توانیم هر کاری را انجام دهیم. این‌ها زمان‌هایی هستند که در اوج قله کارایی هستیم. امّا چنین احساسی معمولاً همیشه با ما نیست و حتی گاهی حس می‌کنیم به هیچ دردی نمی‌خوریم. نکته مهم اینجاست که ما می‌توانیم هر زمان که اراده کنیم در اوج قله کارایی خودمان باشیم. امّا چگونه؟ برای درک بهتر این موضوع باید دوباره به درون مغزمان بازگردیم.

شاید کمی عجیب به نظر برسد، امّا برای شروع به کمی استرس نیاز دارید. تصور کنید می‌خواهید یک چالش را پشت سر بگذارید. شما تا حدودی مضطرب هستید؛ کمی فکر می‌کنید و میزان استرستان بالاتر می‌رود؛ بیشتر تلاش می‌کنید و ناگهان متوجه می‌شوید که تمام راه‌حل را پیدا کرده‌اید؛ حالا انگیزه‌تان بیشتر می‌شود و سریع‌تر به حل کردن مشکلات می‌پردازید. انگار حس خلاقیتتان هر لحظه بیشتر می‌شود. این بهترین حالت ماجراست.

در حالتی دیگر با یک چالش معمولی و روزمره طرف هستید. شما هر روز این کار را انجام می‌دهید. برای انجام آن هیچ استرسی ندارید و همه چیز خسته‌کننده شده است. در چنین شرایطی احساس می‌کنید بی‌استعداد و بی‌انگیزه هستید و کارایی کمی دارید.

امّا سخت‌ترین حالت وقتی است که نمی‌توانید به یک چالش غلبه کنید. استرس شما هر لحظه بیشتر می‌شود تا جایی که دیگر نمی‌توانید فکر کنید؛ ترس همه وجودتان را فرامی‌گیرد و تقریباً مطمئن می‌شوید که هیچ کاری از دستتان برنمی‌آید. شاید کمی عجیب باشد، امّا در این مرحله، شما درست به همان حالت بدون استرس دچار می‌شوید؛ ترسیده و مضطرب هستید، کاری از دستتان برنمی‌آید، پس دوباره خسته و خسته‌تر می‌شوید.