در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران | محمد لهاک: رفتار خشونت‌آمیز، ناشی از احساس عدم امنیت حتی یک مکالمه‌ منطقی دربا
S4 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 06:19:13
۲۸ فروردین ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۴۹
رفتار خشونت‌آمیز، ناشی از احساس عدم امنیت

حتی یک مکالمه‌ منطقی درباره‌ پیش‌پاافتاده‌ترین موضوعات هم می‌تواند تبدیل به یک جروبحث پرتنش شود، به‌گونه‌ای که دیگر نشود آن‌ را به وضعیت عادی برگرداند یا از آن نتیجه‌ای گرفت.

اما سوال این‌جاست که چطور چنین چیزی رخ می‌دهد؟

معمولاً این مسئله به خاطر جو حاکم بر فضاست: وقتی فضا امن است، یعنی هنگامی که افراد خود را در خطر و معرض حمله احساس نمی‌کنند، می‌توانید درباره‌ هر چیزی با آن‌ها حرف بزنید؛ حتی مسائل انتقادی یا به‌شدت حساس و بحث‌برانگیز.

اما هنگامی‌ که افراد حس کنند در معرض انتقادی ناعادلانه قرار دارند، ... دیدن ادامه ›› آرامش خود را از دست می‌دهند و احساساتی می‌شوند. همان‌طور که قبل توضیح دادیم، ترس از حمله، آدرنالین را بالا برده و جلوی تفکر منطقی را می‌گیرد.

مشکل بزرگ‌تر این‌جاست که اگر این اتفاق رخ دهد به‌سختی می‌توان دوباره احساس امنیت را به فرد برگرداند.

در این وضعیت بازخوردهای مثبت هم، منفی قلمداد می‌شوند.

مثلاً حتی تعریف و تمجید از لباس طرف مقابل هم با دید منفی و به‌ عنوان طعنه و تمسخر برداشت می‌شود.

زمانی که مکالمه ای باعث ایجاد حس ناامنی در افراد می شود نشانه هاییبه وضوح در رفتار و حالات فرد نمایان میشود. این واکنشها به دو دسته تقسیم میشوند واکنشهای خاموش و واکنشهای خشن

زمانی که طرف مقابل نظر واقعی خود را مخفی کرده و از بیان آن به‌طور مستقیم خودداری کند، در معرض واکنش‌های خاموش قرارگرفته‌اید. نمونه‌ این عکس‌العمل در طعنه‌ها دیده می‌شود؛ جایی که یک عقیده و نظر به‌صورت عامدانه و به‌وضوح، مخفی می‌شود. مثلاً ممکن است کسی به شما بگوید: «عجب بلوز قشنگی! هیچ‌کس فکر نمی‌کند برایت سه سایز کوچک باشد!»

واکنش خشن، عکس‌العملی است که افراد در آن تلاش می‌کنند نظرشان را به ‌طرف مقابل تحمیل کنند. اگر با کسی وارد بحث شده باشید که متکلم‌ وحده است و اجازه‌ نظردهی به دیگران را نمی‌دهد، دائماً وسط حرف دیگران می‌پرد و نمی‌گذارد حرف‌شان را بزنند، در واقع شاهد واکنش خشن هستید.

خواهید آموخت که چطور می‌توانید از چنین عکس‌العمل‌هایی جلوگیری کنید.

حفظ احترام برای ایجاد فضایی امن

دیدیم که اگر افراد احساس کنند در معرض تهدید هستند، به‌سرعت مکالمه‌ای منطقی را تبدیل به میدان مبارزه می‌کنند. بنابراین چه اقداماتی می‌توانند به امن نگه داشتن جو یک مکالمه کمک کنند؟

جو امن یک مکالمه به این دو شرط وابسته است:

1. احساس احترام متقابل

2. هدف مشترک

احترام متقابل اولین و مهم‌ترین پیش‌نیاز مکالمه‌ای موفق است.

اگر افراد حس کنند که برایشان ارزش و احترام قائل نیستید، رفتارشان به‌سرعت می‌تواند شکلی از خشونت به خود بگیرد، ممکن است فریاد بکشند و یا تلاش کنند تا بر شما فائق آیند.

با دقت و توجه بر نحوه ی خطاب کردن افراد میتوانید حس مورد توهین واقع شدن را در آنها از بین ببرید یکی از راه های این کار مقابله ی متضاد است یعنیهمراه کردن نقد با تعریف و تمجید

مثلاً اگر می‌خواهید راجع به‌ تأخیرهای مکرر یکی از کارمندانتان با او حرف بزنید، بر روی این امر که از کیفیت کارش راضی هستید پافشاری کنید و بگویید تنها مشکل او این است که سر وقت در محل کار حاضر نمی‌شود. این شیوه به او به‌ عنوان یک فرد احساس احترام می‌بخشد و موجب عکس‌العمل احساسی نمی‌شود.

هم‌چنین افرادی که در یک مکالمه حضور دارند، باید احساس کنند که همه برای رسیدن به راه‌حلی مشترک دورهم جمع شده‌اند، راه‌حلی که اهداف و علایق آن‌ها را نیز در نظر دارد. اگر راه‌حل مشترک شما واضح نیست، باید یک‌راه حل جدید ایجاد کنید.

تصور کنید که به شما پیشنهاد یک ارتقای شغلی مهم و سرنوشت‌ساز داده ‌شده است، اما باید محل زندگیتان را عوض کنید، در حالی‌ که می‌دانید همسرتان با این موضوع مخالفت می‌کند.شما در اینجا هدفی مشترک ندارید. خودتان می‌خواهید ارتقاء پیدا کنید و همسرتان نمی‌خواهد از محل زندگی‌اش جای دیگری برود. در نتیجه باید هدفی عمومی‌ و درازمدت‌ تبیین کنید که شامل حال هر دوی شما می‌شود. مثلاً بر روی نیازهای خانواده تمرکز کنید، نه شغل و یا محل زندگی. این که ارتقای شغلی رفاه مادی بیشتری را به همراه دارد و در نتیجه همسرتان می‌تواند بهتر زندگی کند.

این شیوه باعث می‌شود یک حد وسط بین نیازهای دو طرف تعیین شود که توافق بر روی آن به معنی «رویکرد برد-برد» باشد. حتی ممکن است تصمیم بگیرید به‌ جای پذیرفتن آن مسئولیت جدید، در همان منطقه به دنبال شغل بهتری بگردید.

به‌ این‌ ترتیب مطمئن می‌شوید که نیازهای همه در نظر گرفته‌ شده است!

تفسیر درست از موقعیت پیش از نتیجه‌گیری

بی‌شک تاکنون چنین تجربه‌ای داشته‌اید که در هنگام مکالمه‌ای منطقی ناگهان انتخاب کلمه‌ای اشتباه از جانب یکی از افراد باعث شده از کوره در بروید، با این‌که آن‌ها اصلاً قصد عصبانی کردن شما را نداشته‌اند.

عکس‌العمل‌های این‌ چنینی نتیجه‌ تفسیر اشتباه از موقعیت‌ هستند. یعنی آن‌چه شما فکر می‌کنید، با حقیقت انطباق ندارد. برای دست‌یابی به یک‌راه حل، بایستی بیاموزید که چطور باید از این مانع عبور کنید.

یکی از ساده‌ترین راه‌ها این است که هرگاه احساستان از حرفی جریحه‌دار شد، از خود بپرسید آیا ممکن است که برداشتتان از آن حرف نادرست بوده باشد؟هم‌چنین تلاش کنید پاسخی که به این سؤال می‌دهید از احساسات و خشمی که در آن لحظه تجربه می‌کنید دور باشد تا بتوانید منطقی عمل کنید.

مثلاً اگر می‌بینید کسی به شما زل زده است، ممکن است فکر کنید که رفتاری بی‌ادبانه دارد و با این برداشت به‌سرعت عصبی می‌شوید. این موقعیت را مجدداً بررسی کنید. آیا این فرد واقعاً به شما زل زده است؟ آیا اصلاً دارد به شما نگاه می‌کند؟ آیا مطمئنید که به چیزی در پشت سر شما نگاه نمی‌کند؟

فقط و فقط پس از بررسی کردن تمام حقایق میتوانید برداشتی از موقعیتداشته باشید که باعث شود به جای فریاد کشیدن بر سر یکدیگر به یک مکالمه ی سازنده برسید.

تصور کنید که به همراه همکارتان جلسه‌ای کاری با رئیستان دارید. همکارتان جلسه را زمانی که شما برای مدتی کوتاه آن را ترک کرده‌اید، ادامه می‌دهد. شاید اولین برداشتی که می‌کنید این باشد که او در تلاش است تا اعتبار این پروژه را از آن خودش کند. این برداشت باعث می‌شود شما رفتاری احساساتی نشان دهید.

اما وقتی اوضاع را بررسی می‌کنید، متوجه می‌شوید تنها دلیل ادامه‌ بحث این بوده که موضوع برای آن‌ها بسیار جذاب بوده است و نمی‌دانستند که شما نیز تا آن حد به آن علاقه دارید!

با دانستن این موضوع، می‌توانید رفتار آن‌ها را دقیق‌تر تفسیر کرده و به راه‌حل مناسب‌تری ‌دست پیدا کنید. مثلاً می‌توانید جلسه‌ای ترتیب داده و علایق و نظرات خودتان در آن پروژه را به آن‌ها توضیح دهید.