۲۵ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۱۲:۲۲
درود به تیم خوب نمایش طاعون. خسته نباشید به جناب مخدومی . نمایش مفهومی با اجرایی مدرن که جذابیتهای خاص خودش رو داره . بازیها قابل قبول بود. پیشنهاد می کنم این نمایش رو حتما ببینید . هنرنمایی یگانه ملک محمدی و آقای میرحسینی جای تامل داره . سپاس
۱۱ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۳۲
خسته نباشید به گروه خانواده قبلی . ریتم بالا بود و نوسان اوج و فرود کار قابل تامل. بازیها هم رئال بودن . خانم سمیه نوروزی هم خوش درخشیدن . با آرزوی موفقیت های روز افزون برای تمامی اعضای گروه .
۱۲ بهمن ۱۴۰۳ ساعت ۰۲:۵۸
همچنین،
آوازخوانی پایانی برایم ادای جمله ی پایانی نمایش اصلی بود که :
"خواهیم دید که زندگی درخشان و زیبا و با عزت است و به این لحظات ناخوشایند نگاه خواهیم کرد و چیزی جز دلسوزی احساس نخواهیم کرد و لبخند خواهیم زد - و استراحت خواهیم کرد.
۱۲ بهمن ۱۴۰۳ ساعت ۰۲:۳۱
سلام خانم شیرازی
من نظر و احساسم را درباره ی عاشقانه ی دایی وانیا در صفحه ی خودش نوشتم ولی یک نکته را اینجا خدمت خودتون عرض کنم ، دوست داشتم در دیالوگ ها هم با شخصی سازی، اصطلاحاتی امروزی جا داده می شدند مثل گوشی همراه و آوازخوانی. البته که این نقد نیست و فقط فکر کردم برای من دلچسب تر می شد.
درود
۰۵ اسفند ۱۴۰۲ ساعت ۱۶:۵۹
نمایش عالی بود. طراحی لباس و نور ، هماهنگی بازیگرها ، اکت ها و بیان ها . بسیار لذت بردم و آموختم. ممنون از تیم فوق العاده نمایش مجلس سیاوش خوانی.
۱۵ مرداد ۱۴۰۲ ساعت ۱۰:۲۱
ممنون از تیم نمایش که خلاصه داستان رو طوری تغییر دادن که تمام جوانب نمایش در اون گنجانده بشه.
۰۹ مرداد ۱۴۰۲ ساعت ۰۸:۰۳
نکته اول این که چرا فکر می کنیم بازیگرها فقط به خاطر پول کاری رو انجام میدن؟ شاید واقعا به متن و بطن کار ایمان دارن. که تا وقتی به کسی آسیبی نزده ایرادی نداره. نکته بعدی این که دقیقا گروه محترم نمایش یه نمادی و شمایی از محرم و تعزیه در تبلیغات می گذاشتن که کسانی که دوست ندارن ، به دیدنش نیان تا احساس ناخوشایندی نداشته باشن. در انتها بازی فوق العاده آقای تفتی و آقای نوروزی ضعفهای کار رو تا حدود زیادی پوشونده بود. درس بازیگری گرفتم.