در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران | سارا حمزه
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 03:49:05
 

فعال هنری

 ۱۶ فروردین ۱۳۸۴
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۱۶ مهر ساعت ۰۰:۲۹
درود بر شما
دیشب رفتم و این تئاترو دیدم.
اول اینکه تبریک میگم به دوستام امیر دهقان و احد شکری چه بازی درخشانی خیلی مزه داد دیدنشون.
هنگام ورود تماشگر بازیگران فرم رو صحنه بودند حالت دراز کشیده بدون حرکت و از همون جا فهمیدم با یک گروه فرم کار بلد رو به رویم چون حتی معلوم نبود که نفس میکشند و اون حس بی حرکت بودنه خیلی وهم آلود تر میکرد تئاترو و همینطور آهنگ دایه دایه که هم ابتدا و هم انتها بود فضارو عجیب کرده برامون.
موزیک فرم که شروع شد (خیلی موزیک خوبی بود)شکستن هر کدوم از بازیگرها به موقع ،روی ریتم و هماهنگ انجام میشد .
کور بودنشون توی دقایق اول زیاد معلوم نبود اما رفته رفته به وهم آلودیه کمک کرد و کور بودن در هنر های نمایشی مفهموم و نماد خیلی زیادی داره از جمله کورکورانه تقلید کردن از چیزی ،نا آگاهی نسبت به پیرامون اطراف و تایید بدون دونستن و…
صدای چهار عزیز که حالت همسرایان داشتند به شدت هماهنگ و زیبا بود و هارمونی و تفاوت صداشون صحنه هارو عجیب دلپذیر میکرد .
با اولین دیالوگ ... دیدن ادامه ›› های سپاس رضایی گریه ام گرفت و قطعا بازیگر باید دیالوگ رو بفهمه حسش کنه که ذره ذره تو وجود تو هم بکاره تا به اون کاتارسیس و پالایش روح برسی (هدف‌از دیدن اثر هنری میتونه همین باشه)هر کدوم از حرکاتش ظریف و حساب شده بود
توی گروه فرم دخترا واقعا عالی بودند بخصوص صحنه ای که تکرار داشتیم و انگار داشتند یه چیزی که به سیخ کشیده شده بود رو میخوردند و صداهایی که داشتند تو اون صحنه عالی بود تبریک میگم بهشون.
آوردن اون جسه بزرگ تو اولای نمایش وهم رو بیشتر کرد و دم دو تا بازیگر فرم باز گرم که چقدر زیبا این صحنه رو اجرا کردند و کنترل دست ها مثل خدا و عروسک خیمه شب بازی به شدت زیبا بود.
نقش اون آقا‌ که از اول با بازیگر اصلی نوا وارد شد و عینک ذره بینی داشت خیلی عجیب بود
یه جورایی حس وارسی و کنترل کردن ناخودآگاه رو میداد چون به نظر من گروه فرم ناخودآگاه نوا بودند .
نقش شیوا با بازی صدف نظری
صداشون و تغییر صدا عالی بود.
خلاصه که لذت بردم از دیدنش زمان خیلی برای من زود گذشت و اصلا نفهمیدم چطور تموم شد
خسته نباشید میگم به گروه پشت صحنه و زحماتشون هر چند گمنامند همیشه
و خسته نباشید میگم به ماهان گل گلی عزیز.
به امید دیدار.
آغوش و خنجر گاهی دو تاشون سردند واقعا.
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر
سینما

تماس‌ها

hamzehsara822@gmail.com