در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران | ماهان گلگلی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 07:51:32
 

بازیگر و دانشجوی رشتهٔ بازیگری
گاهی روی صحنه، گاهی پشت صحنه.
Instagram: @mahangolgoli

 ۲۱ مرداد ۱۳۸۴
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۲ روز پیش، جمعه ساعت ۲۳:۵۶
شاهکار🤩
۴ روز پیش، چهارشنبه ساعت ۰۰:۲۸
درام کار به‌تدریج به سمت کمدی متمایل شده بود و به‌نظرم این روند نه‌تنها کمکی به اثر نکرد، بلکه تا حدی از انسجام و تأثیرگذاری آن هم کاسته بود.

صادقانه بگم، با توقع و انتظار خیلی بیشتری به تماشای اجرا نشسته بودم و شاید همین باعث شد تجربه‌ای که داشتم، به‌اندازه‌ای که امیدوار بودم رضایت‌بخش نباشه.

موقعیت‌های دراماتیک برای من اون‌طور که باید شکل نگرفتند و نتونستم به‌خوبی با فضای کلی و بازی‌ها همراه بشم. البته این بیشتر برداشت و تجربه شخصی من از اجراست.

با وجود دوسویه بودن سالن، به‌نظرم میزانسن‌ها به‌خوبی طراحی و اجرا شده بودند و این بخش از کار برام جذاب بود.

در این میان، بازی خانم خواجه‌امیری ... دیدن ادامه ›› رو دوست داشتم و برام قابل‌توجه بود.
از آقای مهرداد ضیایی هم پیش از این کارهای بسیار خوب و تأثیرگذاری دیده بودم و شاید همین پیشینه باعث شده بود انتظار بیشتری از این اجرا داشته باشم.

در نهایت، خسته نباشید به گروه اجرایی و ممنون بابت زحمتی که برای این کار کشیدند.❤️
۶ روز پیش، دوشنبه ساعت ۲۲:۳۵
تَرکِ عادت کردم…

از زمانی که تَرَک های قلبِ شکسته‌ام
دیگر فرو نریخت؛
مثل دیواری که تَرَک هایش
جدا از هم‌اند
اما کنار هم ایستاده‌اند.
اگر یکی بریزد،
بقیه هم دوام نمی‌آورند و با او می‌ریزند.

آیا قلب دیوار میشود؟
قلب، دیوار نشد…

تقدیم به شما و کار خوبتون
خسته نباشید❤️
۰۴ آبان ساعت ۲۳:۲۳
ایده‌های جذاب و خلاقانه کم نبودن، اما متأسفانه اجرا نتونسته بود به اندازه‌ی ایده‌ها قدرتمند و منسجم باشه. شلختگی و بی‌نظمی در اجرا باعث می‌شد موقعیت‌های دراماتیک به‌خوبی شکل نگیرن و منِ مخاطب نتونم اون‌طور که باید با اثر ارتباط برقرار کنم.

بازی‌ها، به‌جز بازی شخصیت اصلی، چندان بالانس نبودن و یکنواختی بازی بازیگر خانم هم از یه جایی به بعد واقعاً آزاردهنده می‌شد. از طرفی، به نظر می‌رسید اتاق فرمان و بازیگرها هم هماهنگی لازم رو با هم نداشتن و این ناهماهنگی به انسجام کلی اجرا لطمه می‌زد.

به نظرم یکی از مشکلات اصلی کار، فاصله‌ی بین ظرفیت بالای ایده‌ها و کیفیت اجرایی اون‌ها بود؛ فاصله‌ای که با دراماتورژی دقیق‌تر، انسجام بیشتر، پرداخت بهتر شخصیت‌ها و موقعیت‌ها و هماهنگی بیشتر بین عوامل اجرایی می‌شد تا حد زیادی ... دیدن ادامه ›› برطرفش کرد.

با این حال، فکر می‌کنم این اثر پتانسیل خیلی زیادی داشت و اگر ایده‌های خوبش با اجرای دقیق‌تر و دراماتورژی منسجم‌تری همراه می‌شدن، واقعاً می‌تونست به یکی از بهترین کارهایی تبدیل بشه که روی صحنه رفته.

در نهایت، فارغ از این نقدها، بابت زحمات و تلاش
همه‌ی عوامل خسته نباشید می‌گم.❤️🌿

ادیت: یه خسته نباشید ویژه هم به اون دوتا عزیزی که اول نمایش بودین! واقعاً شروع خفنی بود و از همون اول توقعم رو از کل نمایش برده بودین بالا. دمتون گرم واقعاً!
متشکرم که تشریف آوردید و نظرتون رو برای ما گذاشتید🙏🌹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۸ مهر ساعت ۲۱:۴۶
خسته نباشین✨❤️
۰۶ مهر ساعت ۲۳:۵۸
از لحظه‌به‌لحظه‌ی اجرا لذت بردم، واقعاً کیف کردم.
همتون درخشیدین و دیدن این‌همه انرژی و زحمت روی صحنه خیلی لذت‌بخش بود.
خسته نباشین خفن‌ها، دمتون گرم ❤️
۲۷ شهریور ساعت ۰۰:۲۷
جدال بین کلاسیک و مدرنیته، با یک موضوع؛
زن و زن بودن.

«مده‌آ» برای من از اون متن‌هایی بود که به‌خودیِ خود، خوندنش آسون نبود.
اولین بار که خوندمش، بعضی کلمات و فضای متن واقعاً برام سنگین بود و شاید خیلی جاها نمی‌تونستم باهاش ارتباط بگیرم.

ولی استاد نعیمی به‌نظرم خیلی خوب تونستن کاری کنن که کم‌کم بفهمم نمایش دقیقاً درباره‌ی چیه و از چه زاویه‌ای داره به «زن» و «زن بودن» نگاه می‌کنه.

از بازی درخشان ریحانه رضی هرچی بگم، باز هم کمه.
واقعاً پکیج کامل بود؛ از بازی گرفته تا حضور و انرژی‌ای که روی صحنه داشت.

موسیقی ... دیدن ادامه ›› و صداهای خانم سحر لطفی هم واقعاً بی‌نظیر بود و خیلی به فضای نمایش کمک می‌کرد.

خسته نباشید می‌گم به همه‌ی گروه.
واقعاً لذت بردم و
خوشحالم که «مده‌آ» رو دیدم.
۱۰ شهریور ساعت ۰۲:۴۷
واقعاً از کار لذت بردم.
دمتون گرم، خسته نباشید به همگی ❤️
۰۳ شهریور ساعت ۲۳:۱۳
از لحظه‌به‌لحظه‌ی کار لذت بردم؛
چه موسیقی، چه بازی‌ها
و چه کارگردانیِ خوب و تمیزی که واقعاً منو مسخ خودش کرد.

دم همتون گرم،
مسیرتون درخشان
❤️
۲۷ مرداد ساعت ۲۰:۴۰
دستانم را به سویت دراز کردم؛
گرفتی،
و با من آمدی.

از جایی گریختیم
که ما را
در چهارچوبِ ذهن‌های خودشان
زندانی کرده بودند.

بیرونِ آن چهارچوب،
از همه‌چیز
تنها تو برایم ماندی.

بیا،
دست در دستِ هم،
تا به آن شیدایی برسیم؛
جایی که هیچ مرزی
توانِ در بند کشیدنِ ما را نداشته باشد.
امیرمسعود فدائی، امیر مسعود و سالار ناجی این را خواندند
شادی ناجی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۷ مرداد ساعت ۱۱:۴۳
خسته نباشید می‌گم به تمام عوامل این اجرا.
اجرای جالب و خوبی بود و واقعاً انتظار نداشتم از یک کار هنرجویی، این‌قدر جذب اجرا بشم.
مسیرتون درخشان. ❤️
۲۷ مرداد ساعت ۱۱:۰۳
هنر پناهی‌ست کوتاه؛
گریزی از فکرهای پوچ،
از شرایطِ ناپایدار.

برای لحظه‌ای
ذهن را رها می‌کنم
تا از این آشفتگی
دور شود.

اما این فرار
تا کجا دوام خواهد آورد؟

و وقتی پرده بیفتد،
من می‌مانم
و تمام آن فکرهایی
که برای لحظه‌ای
فراموششان کرده بودم…
حسام؟ این را خواند
سالار ناجی، ویگن اوانسیان و شادی ناجی این را دوست دارند
و گاه
پرده که می‌افتد،
من می‌مانم
و آدم‌هایی
که دیگر روی صحنه نیستند،
اما سرنوشتشان
همچنان در ذهنم ادامه دارد
انگار پایانِ نمایش
برای آن‌ها پایان نیست

و من
تماشاگرِ ادامه‌ی قصه‌شان می‌شوم
در کنار تمام آن فکرهایی
که برای لحظه‌ای
فراموششان کرده بودم…
سالار ناجی
و گاه پرده که می‌افتد، من می‌مانم و آدم‌هایی که دیگر روی صحنه نیستند، اما سرنوشتشان همچنان در ذهنم ادامه دارد انگار پایانِ نمایش برای آن‌ها پایان نیست و من تماشاگرِ ادامه‌ی قصه‌شان ...
چه زیبا✨❤️
۲۷ مرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۷ مرداد ساعت ۰۲:۲۸
اول از همه خسته‌نباشید می‌گم به تمام عوامل اجرایی.

یک اجرای واقعاً خوب، چشم‌نواز و لذت‌بخش بود.

در مقایسه با کارهای قبلی‌ای که از استاد ترابی دیده بودم، در این اجرا احساس کردم تونستم فضای ذهنی و جهان فکری ایشون رو بیشتر درک کنم و از این بابت واقعاً خوشحالم.

فقط چند نکته هم ... دیدن ادامه ›› به نظرم رسید؛
به‌خاطر چهارسو بودن اجرا، بعضی از میزانسن‌ها برای بخشی از تماشاگران ماسکه می‌شد و من شخصاً نتونستم بعضی لحظات رو به‌خوبی ببینم
.

نکته‌ی دیگه این بود که در بعضی بخش‌ها صدای موسیقی به‌شدت بالاتر از دیالوگ‌ها بود و باعث می‌شد بخشی از دیالوگ‌ها رو متوجه نشم.

اما با تمام این نکات، از دیدن اجرا لذت بردم.
خسته‌نباشید به همه‌ی عوامل و امیدوارم کارتون همچنان دیده بشه و ادامه داشته باشه. ❤️
۲۶ تیر ساعت ۲۲:۱۵
خسته نباشید.
از آن دست اجراهایی بود که آدم آرزو می‌کند نمونه‌های بیشتری از آن را، به‌ویژه با محوریت زنان، روی صحنه ببیند.
امیر مسعود این را خواند
بهنام ترابی و مبینا ریش پور این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۴ تیر ساعت ۱۷:۱۷
تمنایِ چه کس بر سرِ ما تیرِ کمان شد
کین آرشِ دوران ز غم بی‌دل و جان شد…
حسین چیانی، امیر مسعود و سینا دهقان این را خواندند
سالار ناجی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۹ تیر ساعت ۰۲:۰۰
در زیستِ این باج زمانه
قیقاج نماییم تا بدانیم که چه باشد…
۰۴ خرداد ساعت ۱۷:۳۸
زجر، زنجیری از رنجِ بسته بر جان ماست.
۰۹ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۰۰:۳۴
لذت بردم، با اینکه ریتم کار کمی کند بود که البته می‌تونه کاملاً سلیقه‌
ای باشه.
قاب‌های بسیار زیبایی داشت و واقعاً دوستشون داشتم؛ حتی می‌تونم بگم جلوه‌های بصری نمایش بیشتر از خودِ نمایش منو جذب کرد.

فقط یه نکته‌ای که شاید کاملاً هم سلیقه‌ای باشه، طولانی بودن تغییر صحنه‌ها بود. توی زمان تغییرها از فضای نمایش جدا می‌شدم و دلم
می‌خواست اتفاق‌ها زودتر بیفتن تا دوباره در روند داستان قرار بگیرم.

در هر حال واقعاً لذت بردم و پیشنهاد می‌کنم حتماً این کار رو ببینید، مخصوصاً دانشجوها که می‌تونن با دیدن این اجرا، یه نمونه جدی از «کار خوب» رو از نزدیک تجربه کنن.

خسته نباشید 🌿
۰۲ دی ۱۴۰۴ ساعت ۰۰:۴۷
طراحی صحنه عالی،
بازی‌ها درخشان،
کارگردانی فوق‌العاده،
موسیقیِ خوب؛
دمتون گرم، حسابی لذت بردم ✨❤️
۲۰ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۲۰:۱۰
چهار دارِ قالی و چهار روایت از زنانِ ایران…
بازی‌ روان، موسیقی عالی،
من واقعاً لذت بردم.
ببینید و لذت ببرید.
خسته نباشید ❤️
حمیدرضا طالبی این را خواند
مریم حاج محمدی و احسان مالمیر این را دوست دارند
ممنونم از نگاه صمیمی و همراهی دل گرم کننده تون.
۲۱ آذر ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

سینما
تئاتر
موسیقی

تماس‌ها

اینستاگرام
تلگرام