۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت ۱۰:۵۱
بازی خانم شهره سلطانی و شهروز دل افکار خوب بود. صدای کمند امیرسلیمانی واضح به گوش نمیرسید. بازی مهرداد ضیایی و بهروز پناهنده متوسط بود اوایل اجرا احساس می کردم انگار فقط دارن متنو روخوانی میکنن. شوخیها جذاب نبود. اجرا یکم کش دار و خسته کننده بود با دیالوگ های طولانی و غیر ضروری. توقع بیشتری از بازیگران حرفه ای این کار داشتم. در کل یه نمایش متوسط بود
۱۹ آبان ۱۴۰۳ ساعت ۰۹:۰۱
نمایش قابل قبولی بود و بازیها رو دوست داشتم البته از خانم باقری بعید بود اینهمه تپق بزنن. یکم ریتم کار یکنواخت و خطی بود و خلاقیت خاصی در کارگردانی وجود نداشت
۱۲ آبان ۱۴۰۳ ساعت ۰۸:۵۶
نمایش بسیار ضعیف و کسالت آوری بود . بیشتر به تئاتر دبیرستانی شبیه بود با یه سری شوخی های بی مزه . اصلا ساختار خوبی نداشت و هیچ چیز هیجان آوری برای مخاطب نداشت. موسیقی هم که یه ریتم تکراری رو برای تمام صحنه ها در نظر گرفته بود
۲۳ مرداد ۱۴۰۳ ساعت ۰۹:۱۳
فرزین محدث بین من و یه تماشاگر دیگه نشست و از نزدیک شاهد هنرنماییش و شوخی های بامزه ش بودیم. بعد از مدتها تماشای نمایش های کلیشه ای این بار یه کار متفاوت و خرق عادت دیدم با بازی دوتا شخصیت فانتزی که در عین حال مصداق واقعی جامعه امروز ماست. گریم بسیار جذاب و باور پذیر، متن پر مفهوم و عمیق، بازیهای بسیار درجه یک و تعامل بازیگرها با تماشاگران که ببننده احساس خستگی نکنه و با مشارکت در بازی از دیدن نمایش لذت ببره همه از نقاط قوت این نمایش بود. خداقوت به همه عوامل بخصوص سارا بهرامی و فرزین محدث هنرمند
۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت ۱۵:۴۲
همه چیز به جا و به اندازه بود. نه کم و نه زیاد. بازی ها روان و یکدست و دلنشین و باور پذیر بود . طراحی صحنه و لباس و موسیقی همه و همه در خدمت کار بودند و یه کار طنز کامل بدور از لودگی و شوخی های بی مزه بود و این یعنی احترام به شعور مخاطب که کوروش سلیمانی بخوبی از پس این قضیه برآمده بود. تبریک به همه عوامل این نمایش.
۲۴ مهر ۱۴۰۲ ساعت ۱۴:۳۵
اولین چیزی که توی ذقم خورد تپق های بسیار زیاد مارین ون هولک و بازی بدون حس و سرد ایشون بود. مابقی بازیها هم دلنشین نبود. بجز بازی درخشان استاد کیانیان مابقی بسیار ضعیف بودند. کارگردانی ضعیف با ریتم کند و یکنواخت، طراحی دکور و موسیقی بی روح. وسطای اجرا میخواستم از سالن برم بیرون. در یک کلام افتضاح