در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران بیست و یکمین جشنواره نمایش عروسکی تهران مبارک
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 07:29:29
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۰۲ آبان ساعت ۱۱:۰۰
۰۲ آبان ساعت ۱۰:۰۰
امیر مسعود و امیرمسعود فدائی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۲ آبان ساعت ۱۰:۰۰
امیر مسعود و امیرمسعود فدائی این را خواندند
محمد عسگری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۱ آبان ساعت ۰۵:۰۱
افتضاااااااحی به نام نمایش مترو

احساس شرم و تاسف دارم از این که بگم مخاطب این مضحکه بی سر و ته بودم

صد بار متاسفم برای خانم دکتر پوپک عظیم پور و خانم اسکندرنژاد و دیگر دوستان هیئت انتخاب که با وجود آگاهی از این اجرای به شدت ضعیف و غیر قابل بقبول، باز هم فرصت حضور در جمع اجراهای نهایی رو بهشون دادند

این اجرا از یه اتود بداهه توسط کودکان پایه سوم دبستان هم ضعیفتر بود
۳۰ مهر ساعت ۱۹:۰۰
درود بر شما. امیدوارم شاهد این جنس نمایش ها در اجرای عمومی باشیم. هنرمند از هیچ جهانی خلق می کند و بی هنر اگر جهانی را هم در اختیار داشته باشد، بی هنر باقی می ماند.
۳۰ مهر ساعت ۱۸:۳۳
کار ایده ی جذاب و تاثیر گذاری داشت (فارغ از اینکه ارجینال بود یا از جای دیگری الگو برداری شده بود)‌. فقط بهتر بود تصویر ویدیو پروژکتور حذف، یا به شکل دیگری نمایش داده می شد. با توجه به اندازه ی تصویر و محل قرار گرقتن پرده، عملا چیز زیادی دیده نمی شد.
۳۰ مهر ساعت ۱۵:۰۰
امیر مسعود، امیرمسعود فدائی و عرفان ضرغامی این را خواندند
محمد عسگری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آلبوم
از نمایش لافکادیو i
۳۰ مهر ساعت ۱۵:۰۰
امیر مسعود و امیرمسعود فدائی این را خواندند
محمد عسگری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آلبوم
از نمایش آرزوی بزرگ i
۳۰ مهر ساعت ۱۵:۰۰
امیر مسعود و امیرمسعود فدائی این را خواندند
محمد عسگری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۳۰ مهر ساعت ۱۵:۰۰
امیر مسعود و امیرمسعود فدائی این را خواندند
محمد عسگری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آلبوم
از نمایش مکبث i
۳۰ مهر ساعت ۱۵:۰۰
امیرمسعود فدائی و شاهین ه این را خواندند
Nova و محمد عسگری این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آلبوم
از نمایش E | ای i
۳۰ مهر ساعت ۱۵:۰۰
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
عسل امین، شاهین ه و محمد عسگری این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۳۰ مهر ساعت ۱۱:۵۲
ایده‌ی نمایش ظرفیت دراماتیک و البته تناقض تلخی هم در خود دارد: گویی زندگی، درست زمانی امکان تجربه‌کردن یک رابطه را می‌دهد که دیگر فرصتی برای زیستن باقی نمانده است. از این منظر، نمایش می‌تواند فراتر از مواجهه با مرگ برود و به مفاهیمی مثل رابطه، میل، ترس و آگاهی از پایان بپردازد. به‌نظرم یکی از جذاب‌ترین پرسش‌هایی که این موقعیت ایجاد می‌کند این است که آیا شناختن دیگری در واپسین لحظات، می‌تواند معنایی به آنچه باقی مانده بده یا صرفاً فقدانی را که در راه است دردناک‌تر کند...نمایش را خیلی دوست داشتم و منتظر اجرای عمومی هستم.
۳۰ مهر ساعت ۱۱:۳۲
مکبث آشپزخونه ای شاید ایده ای برای تبدیل‌شدن خشونت به بخشی عادی از زندگی روزمره باشه، طوری که می‌تونه مرز میان زندگی عادی و خشونت از بین برود و جنگ دیگر اتفاقی بیرون از خانه نباشه بلکه در دل کارهای روزمره رخ بدهد....با طنز سیاه، مرگ و آشپزی کنار هم قرار می‌گیرند انگار که تمام آن تراژدی صرفاً مقدمه‌ای برای سرو شام بوده. خودم به شخصه انتظار این مکبث را نداشتم.
۳۰ مهر ساعت ۰۰:۴۰
نکته منفی دیگری که در حین اجرای این نمایش و چند نمایش دیگه در سالنهای کانون متوجه شدم این بود که تعدادی از تماشاچیان بطور کاملا هماهنگ درحالیکه بین جمعیت پخش بودن (و در قسمت‌های مختلف سالن) اما در صحنه‌های خاصی ازکار بخصوص در ابتدای نمایش، با هم میختدیدن و دست میزدن، جوریکه مثلا سالن رو برای تشویق و خنده همراه کنند اما این کار تصنعی بود و توی دوق میزد و چندان همراهی نمیگرفت. دیشب دیدم دو سه تا از کارگردان‌های باسابقه هم از این رویه‌ای که باب شده متاسفانه در سالنها گله دارند که این روشها خوب نیست وتئاتر باید خودش بخنداند و بگریاند و به شوق بیاورد، نه توسط افرادی خاص که بین جمعیت نشسته‌اند!
چون این حرکات اتفاقا توی ذوق مخاطب هوشمند و حرفه‌ای تئاتر میزند و ضدتبلیغ است! ایکاش دوستان تیاتری بیشتر به اجرا و محتوا توجه کنند و اجازه دهند مخاطبان خودشان واکنش طبیعی داشته باشند در صحنه‌هایی که واقعا تاثیر میگیرند
۳۰ مهر ساعت ۰۰:۱۷
درود. خیلی جذاب بود بنظرم، هم انتخاب متنی که گرچه از دنیای حیواناته و داره نقد میکنه جریان پرورش صنعتی دام و بیتوجهی به حقوق حیواناتو ولی انگار از طرفی دیگر زبان حال امروز ما انسانهاست و حتی با کنایه‌هایی دقیق برای من ایرانی؛ وضعیت پیرامونی جامعه؛ همذات‌پنداری با بند و گیر و بست‌ها!

از طرفی هم طراحی عروسک و صحنه و لباس جذاب وخلاق بود، افرین به خانم غزاله بابت کارگردانیش
بازی خانم مائده هم خیلی به دلم نشست و حسهای متضاد اندوه و غم و خنده و طنز از شخصیت گاو نر رو همزمان دریافت میکردم که شیفت عالی بود بین این دو تضاد و جان کلام متن رو بخوبی اجرا میکرد خانم مائده.
دست‌مریزاد به هردو بانو... امیدوارم در اجرای عمومی بیشتر بدرخشید و طنز و اندوه همزمان کار رو کاملتر اجرا کنید
و البته امیدوارم در این جشنواره هم جایزه بگیرید.

درضمن من جزو مهمانان و اشناهاتون نیستم 😁
ولی ایکاش اینقدر بلیطها رو به مهمانان نداده بودید و فرصت خرید به مخاطبان واقعی تئاتر میدادید، که احتمالا تعدادیشون مثل من خیلی خوششون میومد و کامنت مثبت میذاشتند
سلام ممنونم که به تماشای اجرای (درست) قبل از نشستید. ⚘️
ممنونم که نوشتین🤍 خوشحالم که اجرای خوبی دیدین
و همونطور که غزاله گفت ما ففط پنج بلیط مهمان داشتیم و نه بیشتر به هر حال به امید دیدارتون در اجرای عموم
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۹ مهر ساعت ۲۳:۰۲
جالبه که برگزارکنندگان یه فکری واسه زیرنویس یا بالانویس نمایشی به زبان ارمنی نکرده بودن.
یه دوست ارمنی هم اومد برای این که مخاطب داستان رو متوجه بشه کل داستان نمایش رو همون اول قبل شروع اسپویل کرد 😅 که اونم کمکی نکرد.
ولی با این حال همچنان می‌تونم بگم نمایش خوبی بود و شاید اگر حرف‌های راوی رو می‌فهمیدیم بهترین اجرایی که تو جشنواره دیدم.
۲۹ مهر ساعت ۲۳:۴۰
از نظر تکنیک بسیار جذاب و خلاق بود باتوجه به عروسک مفصلی ظریف ، عروسک‌گردانی بسیار حرفه‌ای بود و حرکات عروسک بسیار شبیه انسانها بود و ازاین حیث بنظرم قویتر از نمایشهای ایرانی این جشنواره بود .... فقط ایکاش عروسک‌گردانها دستکش مشکی میداشتند تا دستهایشان توجهها را جلب نکند و بتوان حرکات آن عروسک ظریف را بهتر دید چون با توجه به کوچکی عروسک، واقعا حضور ۶ دست همزمان مانع دیده‌شدن کاملش میشد

همچنین واقعا لازم بود که نمایش خارجی، ترجمه همزمان در سالن داشته باشه تا دیالوگهای مهم و واگویه های مدام درونی عروسک با خودش و دنیای کشف و شهود او را بفهمیم درحالیکه ما مخاطب ایرانی فقط حرکت کردنهای جذابش را دیدیم نه بیشتر
حتی توضیحات آقایی که ابتدای نمایش اومد کل داستانو به فارسی و خلاصه گفت هم کمک زیادی نکرد و نیمه دوم نمایش واقعا خیلی‌ها چون نمیفهمیدند زبانشو، کلافه شده بودن در سالن
۲۹ مهر ساعت ۲۳:۰۹
ماع بکش، طغیان کن، شاخ بزن

متن جذابی داشت؛ گفتگوی دو گاو نر و ماده در حالی که تو کشتارگاه منتظر لحظه مرگشون هستن؛ گفتگوهایی که مشخصاً نماد انسانی هم دارن، ولی در خیلی جاها هم متن بیشتر به‌جای انسان‌انگاری حیوانات، بازیگران انسانی رو به جهان حیوانی وارد می‌کنه؛ و این دو وجه به خوبی تو نمایش هم نشون داده می‌شد. متن من رو یاد رمان «منگی» ژوئل اگلوف هم انداخت.

اجرا هم قابل قبول بود، ولی متن جلوتر از اجرا بود. امیدوارم توی اجرای عمومی دوباره و این‌بار درخشان‌تر ببینمتون

⭐⭐⭐⭐
سلام ممنونم که به تماشای (درست) قبل از... نشستید. گروه ما فقط ۵ بلیط مهمان داشت.⚘️
ممنون شاهین که نوشتین🙏
امیدوارم در اجرای عمومی ببینیمتون💫
مائده اسداللهی
ممنون شاهین که نوشتین🙏 امیدوارم در اجرای عمومی ببینیمتون💫
حتماً و با اشتیاق
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۹ مهر ساعت ۲۰:۰۹
نمایشنامه خوبی بود. داستان خوبی رو انتخاب کرده بودین. نمادمحور، با مقدار مناسبی از کمدی و زندگی. درباره طراحی صحنه و عروسک میشه گفت بسیار خوب بود. ولی توی بازیگری یکم ضعف داشت. بخصوص اجرای نقش گاو ماده. البته هر دو قوی بودید ولی اون بخش کار یکم می‌لنگید.
در آخر خداقوت می‌گم بهتون
ولی واقعا خیلی عجیبه که از روز اولی که خرید باز شد، نصف بیشتر صندلیارو پر زدید و یعنی مهمان‌اند. و حالا این مهمان‌ها نباید گوشی‌شون رو خاموش کنند و بیان تو؟ انگار تا به حال نمایش نرفته بودند که همین کار ساده رو کنن. توی اجرا سه تا صدای زنگ گوشی اومد. پچ‌پچ‌های پشتی‌ها هم چندجایی زیاد شد. بماند که اصلا یه بخشی از این مهمان‌ها نمیدونستن اسم نمایش چیه!(دقیقا توی کافه قشقایی که منتظر بودیم داشتم میشنیدم که نمی‌دونستن حتی اسم چیزی که مهمان شدن ببینن چیه...)
پیشنهاد می‌کنم اگه به کارتون علاقه دارین به خودتون اعتماد داشته باشین، بجای پر کردن سالن با مهمانی که اسم نمایش رو نمیدونه در این جشنواره، می‌تونستین بذارین کسی که واقعا برای نمایش‌تون ارزش قائل میشه تا اسمش رو سرچ کنه بیاد و ببینه...
یه سوال جدی، توی تئاتر دنبال مخاطب واقعی هستیم یا فقط پر شدن سالن‌ها؟
ممنونم که به تماشای (درست) قبل از... نشستید. گروه ما تنها ۵ بلیط مهمان داشت.
سلام نقد شما رو میپذیریم و با شما هم‌نظریم همونطور که غزاله گفت تیم ما فقط پنج بلیط مهمان داشت🙏به هر حال ممنونم که مخاطب واقعی تئاتر هستین و
به امیددیدارتون در اجرای عمومی (درست) قبل از
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۹ مهر ساعت ۱۳:۱۲
بین کار کودک و جدی‌تراز کودک معلق بود. بلاتکلیف!
در شروع، صدا توی ذوق میزد کم کم نور، موسیقی و از همه مهم‌تر یکنواخت بودن متن هم اضافه شد.
۲۹ مهر ساعت ۱۲:۱۴
گروه موسیقی خوب طراحی عروسک‌ها چشم نواز متن جای کار داشت
متاسفانه صدا پیشگان خانم خوب نبودن و اجرا صدمه دید از این بخش
۲۹ مهر ساعت ۱۲:۰۱
اجرایی بسیار زیبا و هنرمندانه
خدا قوت به گروه هنری پیچ
۲۹ مهر ساعت ۱۲:۳۹
متاسفانه از هر نظر ضعیف بود
خیلی عجیب هست که این اجرا با این کیفیت برای جشنواره مبارک انتخاب شده است.
۲۹ مهر ساعت ۱۱:۰۰
۲۹ مهر ساعت ۱۱:۰۰
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
محمد عسگری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۹ مهر ساعت ۱۱:۰۰
امیرمسعود فدائی این را خواند
محمد عسگری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آلبوم
از نمایش ماسک i
۲۹ مهر ساعت ۱۱:۰۰
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
محمد عسگری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آلبوم
از نمایش گُرداب i
۲۹ مهر ساعت ۱۱:۰۰
امیرمسعود فدائی، شاهین ه و امیر مسعود این را خواندند
محمد عسگری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۹ مهر ساعت ۱۱:۳۹
آقای آرش صادقیان نقطه قوت کار بود و خوب ارتباط گرفتن با مخاطب ولی ایکاش دکور وصحنه وعروسکها بهتر و جذابتر کار میشد چون کار پتانسیل بیشتری داشت و ایکاش عروسک‌ گردانها موقع حرکت و جابجایی پشت پرده، کمتر دیده میشدن. داستان هم از میانه‌ش کسل‌کننده میشد برخلاف شروع پرهیجانش
۲۹ مهر ساعت ۱۱:۰۰
۲۹ مهر ساعت ۱۰:۱۶
گروه موسیقی اجرای خوبی داشت و صدای زنده شخصیتها هم خوب و مسلط بود، همچنین کار از نظر تکنیک عروسک و دکور جزو معدود مواردی بود که به شکل پاپ‌آپ اجرا شد و پتانسیل زیادی برای جذابتر شدن داشت اما ایکاش برای دکور و ساخت پازلهای صحنه خیلی بیشتر وقت و متریال و هزینه گذاشته میشد تا از نظر بصری گیراتر باشه چون کاملا بضاعت داشت که بهتر اجرا بشه ولی الان با این قطعات کوچک عروسک نمیشد قسمت‌هایی از کار رو دید و نمیشد داستان رو کامل دنبال کرد چون خیلی ریز بود عروسکهای مقوایی و برای فیلم و فیلمبرداری ساخته شده بود نه تئاتر.
۲۹ مهر ساعت ۱۰:۴۹
کار قوی و منظم و کاملا فکرشده‌ای بود. بار اول بود که این نمایشو میدیدم، البته از قبل از همه دربارش نظر مثبت شنیده بودم و با دیدنش لذت بردم و هیچ لحظه‌ای احساس کسالت و اضافه بودن دیالوگها و حرکات رو نداشتم. خسته نباشید به خانم طیار و آقای انصافی که با وجود گذشتن ۳سال از اجرای قبلی این نمایش اما بسیار آماده بودن در جشنواره. بنظرم این تنها نمایشی بود که در سالنهای کانون لاله این هفته‌ دیدم و هیچ ایرادی نمیشد ازش گرفت چه در متن، چه اجرا، چه صدا و عروسک
۲۹ مهر ساعت ۰۲:۴۲
من تماشاگر اجرای «یارالی» در ساعت هفت 28 مهرماه بودم.
؛تماشای آن تجربه‌ای خاص بود که در عین جذابیت، انتظاراتی را هم در من برانگیخت.
روایت شده است که در دوران جنگ هشت‌ساله و موشک‌باران تهران، گروه‌های فیلم‌برداری با زمان‌بندی دقیق، در فاصله‌ی برخورد موشک‌های رژیم بعث، به فیلم‌برداری می‌پرداختند تا با صدای صحنه فیلمها را ثبت کنند. این سرزمین چه هنرمندان شگفت‌انگیزی دارد؛ مردمانی که حتی در سخت‌ترین و عجیب‌ترین شرایط نیز راهی برای ادامه دادن پیدا می‌کنند و اجازه نمی‌دهند هنر از نفس بیفتد.
«یارالی» تجربه‌ای متفاوت بود؛ نمایشی در یکی از مکان‌هایی که در جریان جنگ چهل‌روزه مورد اصابت قرار گرفته بود. داستان درباره‌ی دختری است که از آسیب‌های روحی و روانی جنگ رنج می‌برد. اجرا با بازی سایه‌ها شکل می‌گرفت و سپس تصاویر به کمک پروجکشن روی بخشی از خرابه به نمایش درمی‌آمدند. موسیقی، با رگه‌هایی از موسیقی آذری، فضایی دلنشین و متناسب با حال‌وهوای اثر می‌ساخت.
طراحی کاراکترها نیز بر پایه‌ی نقاشی‌های میرزا حمید شکل گرفته بود؛ هنرمند دیوارنگار ایرانی که آثارش را می‌توان در گوشه‌های خاص و خلوت شهر دید. نقاشی‌های او فضایی رؤیایی دارند و فرم‌هایشان گاه یادآور نگاره‌های انسان‌های اولیه است. چقدر دلم می‌خواست خود او و یا اثری از او را هم در گوشه‌ای از این نمایش می‌دیدم.
بااین‌حال، استفاده از فضای خرابه‌ی ساختمان موشک‌خورده به اندازه‌ای نبود که انتظار داشتم. تصورم این بود که ویدئو مپینگ و طراحی بصری، ... دیدن ادامه ›› از زوایای بیشتری از این مکان بهره بگیرند و خودِ خرابه به یکی از عناصر اصلی اجرا تبدیل شود. با توجه به دشواری‌های احتمالی بستن خیابان "ملک الشعرا" و آماده‌سازی محل برای اجرای نمایش، انتظار داشتم ظرفیت‌های محیطی این مکان بیش از این به کار گرفته شوند.
اجراگران نیز، همان‌طور که در تصویری که در پایان نمایش گرفتم مشخص است، بخشی از محیط اجرا بودند. ((البته هیچ منعی برای تصویربرداری وجود نداشت)) با وجود این، تصویر پروجکشن‌شده بسیار کوچک و دور به نظر می‌رسید و حتی با قطع شدن نور قرمز ساختمان کناری در زمان اجرا، باز هم از ظرفیت بصری فضا آن‌طور که انتظار داشتم استفاده نشد.
امیدوارم در دورهای بعدی و اجراهای مجدد «یارلی»، پیوند میان محیط و قصه عمیق‌تر شود و ویژگی‌های منحصربه‌فرد این مکان بیش از پیش در دل روایت قرار بگیرند. گاهی خودِ مکان می‌تواند چیزی فراتر از یک پس‌زمینه باشد؛ می‌تواند بخشی از داستان شود، خاطره‌ای را زنده کند و به شخصیت‌ها جان ببخشد. به گمان من، «یارلی» ظرفیت آن را دارد که از این امکان به شکلی تأثیرگذارتر بهره ببرد.
۲۸ مهر ساعت ۲۲:۰۷
اجرایی بسیار دوست‌داشتنی، و حرفه‌ای از هر نظر

واقعاً خسته نباشید که اینجوری به یه تیکه کاغذ جان دادید
می‌خواستم بگم متن یه‌جاهایی واسه‌ام گنگ بود، یادم افتاد متنی وجود نداشت، و کل روایت با موسیقی، نور و هنر بازی‌دهندگان عروسک پیش رفت.
امیدوارم به زودی اجرای عمومی داشته باشید تا بازم بیام و غرق لذت بشم.

⭐⭐⭐⭐