در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران | ایمان کارجو درباره نمایش یارالی: من تماشاگر اجرای «یارالی» در ساعت هفت 28 مهرماه بودم. ؛تماشای آن تجر
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 03:19:06
۲۹ مهر ساعت ۰۲:۴۲
من تماشاگر اجرای «یارالی» در ساعت هفت 28 مهرماه بودم.
؛تماشای آن تجربه‌ای خاص بود که در عین جذابیت، انتظاراتی را هم در من برانگیخت.
روایت شده است که در دوران جنگ هشت‌ساله و موشک‌باران تهران، گروه‌های فیلم‌برداری با زمان‌بندی دقیق، در فاصله‌ی برخورد موشک‌های رژیم بعث، به فیلم‌برداری می‌پرداختند تا با صدای صحنه فیلمها را ثبت کنند. این سرزمین چه هنرمندان شگفت‌انگیزی دارد؛ مردمانی که حتی در سخت‌ترین و عجیب‌ترین شرایط نیز راهی برای ادامه دادن پیدا می‌کنند و اجازه نمی‌دهند هنر از نفس بیفتد.
«یارالی» تجربه‌ای متفاوت بود؛ نمایشی در یکی از مکان‌هایی که در جریان جنگ چهل‌روزه مورد اصابت قرار گرفته بود. داستان درباره‌ی دختری است که از آسیب‌های روحی و روانی جنگ رنج می‌برد. اجرا با بازی سایه‌ها شکل می‌گرفت و سپس تصاویر به کمک پروجکشن روی بخشی از خرابه به نمایش درمی‌آمدند. موسیقی، با رگه‌هایی از موسیقی آذری، فضایی دلنشین و متناسب با حال‌وهوای اثر می‌ساخت.
طراحی کاراکترها نیز بر پایه‌ی نقاشی‌های میرزا حمید شکل گرفته بود؛ هنرمند دیوارنگار ایرانی که آثارش را می‌توان در گوشه‌های خاص و خلوت شهر دید. نقاشی‌های او فضایی رؤیایی دارند و فرم‌هایشان گاه یادآور نگاره‌های انسان‌های اولیه است. چقدر دلم می‌خواست خود او و یا اثری از او را هم در گوشه‌ای از این نمایش می‌دیدم.
بااین‌حال، استفاده از فضای خرابه‌ی ساختمان موشک‌خورده به اندازه‌ای نبود که انتظار داشتم. تصورم این بود که ویدئو مپینگ و طراحی بصری، ... دیدن ادامه ›› از زوایای بیشتری از این مکان بهره بگیرند و خودِ خرابه به یکی از عناصر اصلی اجرا تبدیل شود. با توجه به دشواری‌های احتمالی بستن خیابان "ملک الشعرا" و آماده‌سازی محل برای اجرای نمایش، انتظار داشتم ظرفیت‌های محیطی این مکان بیش از این به کار گرفته شوند.
اجراگران نیز، همان‌طور که در تصویری که در پایان نمایش گرفتم مشخص است، بخشی از محیط اجرا بودند. ((البته هیچ منعی برای تصویربرداری وجود نداشت)) با وجود این، تصویر پروجکشن‌شده بسیار کوچک و دور به نظر می‌رسید و حتی با قطع شدن نور قرمز ساختمان کناری در زمان اجرا، باز هم از ظرفیت بصری فضا آن‌طور که انتظار داشتم استفاده نشد.
امیدوارم در دورهای بعدی و اجراهای مجدد «یارلی»، پیوند میان محیط و قصه عمیق‌تر شود و ویژگی‌های منحصربه‌فرد این مکان بیش از پیش در دل روایت قرار بگیرند. گاهی خودِ مکان می‌تواند چیزی فراتر از یک پس‌زمینه باشد؛ می‌تواند بخشی از داستان شود، خاطره‌ای را زنده کند و به شخصیت‌ها جان ببخشد. به گمان من، «یارلی» ظرفیت آن را دارد که از این امکان به شکلی تأثیرگذارتر بهره ببرد.