در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران | فاطمه نوروزی‌‌‌‌‌‌‌‌‌
S4 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 17:11:21
 

فعال هنری

 ۰۴ تیر ۱۳۷۶
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۰۵ مهر ساعت ۲۱:۰۳
خیلی هنر می‌خواد که بتونی یک ساعت مخاطبت رو بدون دیالوگ همراه کنی.
واقعا لذت برم و هرلحظه همراه شخصیت‌های داستان زندگی‌ کردم.

بدن بازیگر بخش مهمی از هنرشه و چقدر ایمان صیادبرهانی همیشه و‌‌ درهرکدوم از اجراهاش با بدنش برامون روایت‌گری می‌کنه و همچنین مجید اسدی که اولین کاری بود که ازشون دیدم و واقعا دستمریزاد به هر دو این عزیزان.

و از نواختن محسن عزیز هم نمیشه غافل بود که گیرایی این کار رو ... دیدن ادامه ›› دوچندان کرد.

تصویری از فیلم‌های چارلی‌چاپلین و برنامه کودک آقای خط هم در حین تماشا برام زنده شد.

تقریبا تموم طول این یه ساعت لبخند رو لبم بود و لذت برم و پیشنهاد می‌کنم چشم‌هاتون رو به دیدن این اثر هنری دعوت کنید.
۰۶ مرداد ساعت ۲۳:۰۹
⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ در این یادداشت نمی‌خواهم نقدهای روانشناختی بر نمایش خون‌بس بنویسم، چرا که از نظر من در خون‌بس جریان اجتماعی‌تری درحال رقم خوردن است. تماشای این اجرا بیشتر از هرچیزی برای من پرسش‌های زیادی به همراه آورد.
این که انسان برای پدیده‌ای نام نگذارد به این معنی‌ست که آن پدیده وجود ندارد؟ آیا فقط زمانی که چیزها به کلمه تبدیل می‌شوند ارزش پرداختن دارند؟ چه می‌شود اگر هویت ما را از ما بستانند؟
آیا ناامیدی واگیر دارد؟
آیا واقعا ترسناک‌ترین ویژگی انسان این است که عادت می‌کند؟
عادت به ندیدن و نشنیدن؟ عادت به فقط بودن و تاب آوردن؟ عادت به اعتراض نکردن و فکرنکردن؟
چه باید بشود که حافظه‌ات همراه تو باشد؟ از کار نیفتد؟ منجمد نشود؟ چه چیزی انسان را زنده نگه‌می‌دارد؟ چه چیزی احساسات انسانی را زنده نگه‌می‌دارد؟
درد؟ ضربه؟ آسیب؟ ترس؟ عشق؟

جدا از نمایشنامه، بازی‌ها، کارگردانی، دکور و نورپردازی که بسیار خیره‌کننده بودند، چیزی درونم تکان خورد که ... دیدن ادامه ›› تا چند روز اول بعد از تماشا به آن آگاه نبودم. این اجرا جوری بر ناخودآگاه من تاثیر گذاشت که در روابط بین فردی‌ام کم‌کم برایم آشکار شد؛
به شکل پرسشگری‌ها، تحلیل و‌ نوع نگاهم. و فکرمی‌کنم این همان چیزی است که باید آن را مغتنم شمرد. چرا که بسیاری از نمایش‌ها و کتاب‌ها و فیلم‌‌ها و آثاری که ما در زندگی می‌بینیم و می‌خوانیم برایمان قابل یادآوری‌ هستند؟ احتمالا خیر… اما⁩⁩⁩⁩ تعداد اندکی از آن‌ها در حافظه‌ی ما ثبت می‌شوند و ثبت آن‌ها فقط از طریق به یادآوری متن و بازی و رنگ نیست، بلکه از جنس تاثیر و تغییر است.
در خون‌بس می‌توان تکه‌تکه‌هایی از درون خود را مشاهده کرد که شاید گم شده بودند یا زیر بار اتفاقات تلخ و ناگوار مدفون.
گاهی برای فهم یک رویداد نمی‌توان از کلام استفاده کرد، حداقل برای من ممکن نیست. صرفا می‌توانم بگویم حضورتان در این نمایش و تماشایش تجربه‌ای کم نظیر برایتان خواهد شد.

فاطمه نوروزی./نورا
۰۷ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۲۳:۴۴

در یک کلام درجه یک بود.
یک اجرای تئاتر کامل دیدم و لحظه‌ای حواسم پرت نشد، ساعت چک نکردم و سراسر با لحظه و صحنه همراه بودم.
بسیار لذت بردم از تماشای بازی‌های روان، سرعت مناسب، گره‌های غیرقابل پیش‌بینی، شوخی‌هایی به دور از ابتذال و هجو و متنی قابل تامل.
علت حضور من در این نمایش، نام بار هستی اثر مورد علاقه‌ام از میلان کوندرا و بازی آقای تشکر بود و با چیزی فراتر از این روبه‌رو شدم.
خسته نباشید می‌گم به همه‌ی عوامل.
درخشان بودید.🤍✨
محمد فروزنده، امیر مسعود و سمیه مرجانی این را خواندند
حسن مردان‌نژاد این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۱ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۰۰:۴۲
خوش درخشیدید🔆🤍
امیر مسعود و مهرنوش نوری این را خواندند
از انرژی مثبت و محبت شما سپاسگزاریم . خوشحالیم که اجرا برایتان خوشایند بوده و حمایت شما دلگرمی بزرگی برای کل تیم است!
۱۱ مهر ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۱ دی ۱۴۰۳ ساعت ۰۲:۲۸
یک اجرای درست دیدم، بازی، دکور، نور و کارگردانی.
ساختار منسجمی رو حفظ می‌کنه.
بازی آقای ابر و بیانشون و شخصیت‌پردازیشون رو دوست داشتم. هرچند فکرمی‌کنم توصیف شخصیت نازنین و روایت داستانش میتونست بهتر باشه، و عمق و جوهره این زن بیشتر برای مخاطب تفهیم‌ بشه. در ذهن من نازنین کمرنگ دیده شد.
خانوم نقوی عزیز و زبان بدن قابل تحسین ایشون بسیار چشم‌نواز بود.
از المان‌ها و نحوه ارائه‌شون لذت بردم و درصورتی که بتونید با کرکتر اصلی ارتباط بگیرید تا آخر بدون پلک زدن کار رو دنبال می‌کنید.
درمجموع پیشنهاد می‌کنم خودتون رو شبی به صرف بورش و خون دعوت کنید.
۱۹ آبان ۱۴۰۳ ساعت ۰۰:۴۷
بی‌نظیر بود، دوبار به تماشای این‌کار نشستم و لذت بردم،
اولین بار بدون اینکه بدونم چه اتفاقی می‌افته مجذوب خط داستانی و بازی‌ها شدم و بار دوم با آگاهی بر اینکه داستان چیه همراه کرکترها پیش رفتم.
بازی درجه یک، زبان بدن و بیان عالی و دیالوگ‌های سخت و نفس‌گیر.
و پایانی تکان‌دهنده و تاثیرگذار.
اگه فرصت داشتم برای بار سوم هم به تماشا میرفتم، واقعا ارزنده بود.
خسته نباشید به همه‌ی تیم.🤍
۱۹ مرداد ۱۴۰۳ ساعت ۲۰:۳۳
اول از همه که جای قدردانی داره که دغدغه‌مند مسائل روانشناختی در تئاتر هستید، و هرچند سخت و پرچالش زنده نگهش می‌دارید.
نظر شخصی من بعد از تماشای این کار:
کارگردانی قوی‌تر از بازی‌ها بود،
دکور، نورپردازی و صدا با کیفیت و درخور شعور مخاطب.
شخصیتی که از فروید در این اجرا دیدم باتوجه به مطالعات و مستندها و کارهایی که از فروید ساخته شده خیلی دور بود.
خیلی برام جالب بود که فروید رو با نظریه‌ها و ناخودآگاهش روبه‌‌رو کردین،
و چاشنی طنزش هم به اندازه بود و تو ذوق نزد.
آقای دل‌افکار بازیگر توانمندی هستن و این رو با تغییر نقش‌های پیاپی که کار سختیه نشون دادن.
صدای خانم نیک اندیش بسیار شیوا و پرقدرت بود.
درمجموع ... دیدن ادامه ›› به همه عزیزانی که تو رشته روانشناسی مطالعه و کار می‌کنند پیشنهاد می‌کنم این کار رو ببینند.
و برام جالب میشه که موقعیتی ایجاد شه تا با مشاورین متخصص کار که تو زمینه روانشناسی و پشت صحنه کمک کردن جلسه تحلیلی بعد از اتمام نمایش داشته باشیم‌.
۱۶ مرداد ۱۴۰۳ ساعت ۲۰:۳۲
چقدر زیاد این جمله نادرست رو شنیدیم:
چیزی که نکشتت قوی‌ترت می‌کنه، اما واقعیت چیز دیگه‌ایه:
"چیزی که نکشتت قوی‌ترت نمی‌کنه، عوضت می‌کنه".
موضوع اجرا و بازی‌ها رو دوست داشتم، استوری لاینش می‌تونست بهتر باشه یه جاهایی یاد سریال‌های ایرانی افتادم، نور و صدا و دکور خوب بود، زبان بدن بازیگر‌ها خوب بود، نماد باند خونی که همه به پاهاشون بسته بودن برای من اسپویل بود از این‌که آخرش چی میشه و فکرمی‌کنم برای مخاطبی که تئاتر کار کرده می‌تونه اسپویل باشه.
درمجموع اجرا تاثیرگذاری بود و کیفیت خوبی داشت، از تماشاش پشیمون نمی‌شید.
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر