۶ روز پیش، یکشنبه ساعت ۱۵:۳۹
بادرود فراوان🍁
خوابیدن مثل گرگ»_ وقتی بازیگر، جهان نمایش را زنده میکند!
نمایش «خوابیدن مثل گرگ» برای من تجربهای جذاب و قابلتأملی بود؛ اجرایی که بیش از هر چیز، به اتکای بازیگر اصلی و نگاه کارگردانش، توانست جهان نمایشی خود را شکل دهد.
بازیگر نقش اصلی، با تسلط قابلتوجه بر بدن، بیان، ظرایف حسی و درک لحظه، حضوری مؤثر و باورپذیر داشت وآدمو یاد فیلمهای موفق ونوستالژی سینمای اکشن می انداخت ... حضوری که نشان میداد بازیگری صرفاً گفتن دیالوگ نیست! بلکه زیستن در لحظه و ساختن موقعیت است. نگاه کارگردانی را نیز دوست داشتم؛ هرچند به نظر میرسید ابعاد سالن تکسویه مهرگان برای این اجرا محدود است و گاه بر آزادی حرکت و ارتباط بازیگران با فضا تأثیر میگذارد.
در مقابل، بازی برخی نقشهای فرعی به اندازهی بازیگر اصلی شکل نگرفته بود! حضورهایی کمرنگ که گاهی از انسجام گروهی و باورپذیری موقعیت میکاستند.
بااینهمه، کیفیت کلی اجرا برای من رضایتبخش بود. «خوابیدن مثل گرگ» یادآوری میکند که وقتی بازیگر به درک عمیقی از نقش و لحظه میرسد، میتواند حتی نابرابریهای اجرایی را نیز تا اندازهای جبران کند.
با آرزوی موفقیتهای بسیارو درخشش برای این گروه پرتلاش✌🏻🌱