در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران | محمدرضا خسرویان درباره نمایشنامه‌خوانی افرا: نگاهی کلی به نمایشنامه ی "افرا" اثر بهرام بیضایی نمایشن
S4 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 01:47:58
محمدرضا خسرویان (mkhosravian)
درباره نمایشنامه‌خوانی افرا i
۶ روز پیش، شنبه ساعت ۱۶:۵۱
نگاهی کلی به نمایشنامه ی "افرا" اثر بهرام بیضایی

نمایشنامه ی "افرا" اگر چه در قالب رئالیستی پرداخت شده، اما تمثیلی است. تمثیلی از طبقات اجتماعی جامعه ی ایران و جریان های فکری آن.
خانم "شازده بدرالملوک قاجار" تمثیل تفکر سنتی حاکم بر ایران است که سعی دارد علی رغم پایان دوران خود، به لطایف الحیل ادامه حیات دهد. به همین دلیل سعی دارد تا با به خدمت گرفتن خانم معلم(افرا)، برای تربیت فرزند خود، به حیات اجتماعی برگردد.
"شازده چلمن میرزا" آخرین بازمانده ی نظام سنتی است که ظاهرا به لحاظ ناتورالیستی، در بعد وراثت، معیوب فیزیکی هم هست. این بیانگر حالت احتضار شکلی خاندان های سنتی حاکم، در جامعه ایران است. در بی تدبیری او، همان‌قدر بس که در همکاری ساده لوحانه با سرکار "خادمی" و "آقای نوع بشری"، ارزیاب شهرداری، نقشه ی مادرش را علیه خانم معلم(افرا) افشاء می کند و در واقع تیر خلاص را به خاندان خود می زند.
سرکار "خادمی"، نمود نیروهای امنیتی و انتظامی کشور است که صادقانه به اوضاع و شرایط می نگرد، و بدون دخالت در مسائل سیاسی، به دنبال حقیقت هستند. و بعضا هم قربانی می شوند. مانند پدر خانم معلم(افرا)، که در راه وظیفه کشته شده است.
آقای "نوع بشری" نماد ارزیابان کلی جامعه ... دیدن ادامه ›› هستند. زیرا در بالاترین اتاق ساختمان، سکنی دارد، که مشرف به حیاط خانم "شازده بدرالملوک" است و از بالا، همه چیز را می بیند، و فریب هیاهوهای رسانه ای را نمی خورد. وی معتقد است تنها حرف واقعی روزنامه ها، صفحه ی تسلیت آنهاست.
او ارزیاب حقیقی و بی طرف در مورد شرایط و اوضاع است. نوعی وجدان تاریخی و قاضی.
آقای "اقدامی" صاحب فروشگاه، تمثیل نوع جدید مالکان فئودالی در دوران مدرن است و با ظرافت خاصی، "بهرام بیضایی" او را شریک "مذهبیون" می داند. در نظام سنتی، "شاه" در راس، و "مالکان" و "روحانیان" در طرفین او قرار دارند. آنچه "شاه" می گوید، "روحانیان" تفسیر و "مالکان"، اجرا می کنند. آقای "اقدامی"، کلام خانم "شازده بدرالملوک قاجار" را قاب می کند و به دیوار می زند. در روابط و مناسبات قدرت مدرن، فقط شکل عوض شده و وی نه تنها به رقیبان تجاری خود، "حمید شایان" برای حذف شدن، اتهام می زند، بلکه اهالی فرهنگ و هنر را نیز به سخره می گیرد.
"حمید شایان"، دوچرخه ساز، تمثیل نوکیسه های بورژوازی مدرن است. زیرا موفق شده، نمایندگی فروش دوچرخه دایر کند. این نوکیسه ها، عشق های دروغین هم دارند، که علی رغم اظهارش به خانم معلم (افرا)، بعداً همین عاشق، تبدیل به سردسته ی شعبان بی مخ ها می شود تا آبروی وی را ببرند. او نماد تعصب "لومپنیستی" و "پوپولیستی" است. یعنی کسانی که بدون تحقیق و تحلیل، در مسائل و موضوعات وارد شده، و دست به عمل می زنند. کسانی که عقل و حافظه تاریخی ندارند.
خانم معلم(افرا)، تمثیل متانت، زیبایی، کوشش و کمال است. سمبل "روشنگری"، "معلمی" و "حقیقت" است، که راه خود را در پیش می گیرد. حقیقت فرزند زمان است نه فرزند مقامات. به همین خاطر چشم به راه آینده است. افرا روحیه ی مردم ایران است؛ که در حرکت اجتماعی خود، رو به جلو دارند؛ و نظامهای اجتماعی را پشت سر می گذارند. هر چند این نظامها، سعی دارند با ترفند های گوناگون، حقیقت را کتمان، یا قربانی کنند. در واقع ارزیابی تاریخی، نشان می‌دهد که "روشنگری
محمدرضا خسرویان: "، مردم را به سمت عدالت و زیبایی سوق می دهد. زیرا به آنچه اندیشیده شد، خلق می شود. خانم معلم(افرا)، کشور ایران است. عروس نجیب و زیبایی که به تربیت فرزندان خود مشغول است. به امید سپرده شدن به صاحب واقعی و حقیقی خود؛ که با او پیوندی آسمانی دارد. یعنی پسرعمویش، که در انتهای نمایش وارد می شود. حتی اگر این "امید"، ساخته ی افکار او باشد. هموست که می تواند "افرا" را در برابر "حاکمان جور"، "اشغالگران" و "غاصبان" حفظ کند. در اسطوره شناسی، زن نشانه ی زمین است و خانم معلم (افرا)، تمثیل سرزمین ایران است. همچنین "افرا"، نام درختی است که در همه ی خاکها، مقاوم است؛ به ویژه در خاکهای گچی و اسیدی؛ که این اشاره به پایداری و استقامت خانم معلم(افرا)، در برابر سختی ها و ناملایمات دارد. لذا در ابتدای نمایش، باد شدیدی می وزد، که نشانه ی حوادث روزگار است. میتوان گفت نمایشنامه ی "افرا"، یک قربانگاه حقیقت است. قربانگاهی که توسط "قدرتمندان" ساخته می شود تا آیین خود را با حضور "مردم" برپا کنند.
نمایشنامه ی "افرا"، به لحظه های حساس اجتماعی نیز، اشاره دارد که افراد جامعه، بدون بررسی، به صحنه ها وارد نشوند و "ابزار" دیگران نگردند. زیرا تحریک مردم با تبلیغات "حاکمیتی"، می تواند آنها را به "عروسک های خیمه شب بازیی" تبدیل نماید، که سر نخ آنها به دست دیگران باشد. خصوصا در تحولات سریع اجتماعی.
"جوان نویسنده" یا پسرعموی "افرا"، تمثیل "فاعل جهان" است. جهان نمایش. یعنی کسی که "رویدادها" را خلق کرده و به معنایی می توان گفت:
محمدرضا خسرویان: جهانی که آفریده ای، خود می توانی سرنوشتش را معلوم کنی. "جوان نویسنده" نمی خواهد نمایش، پایان غم انگیز داشته باشد. لذا خود نیز وارد قصه می شود. ظهور آرمان قهرمان قصه می گردد. روزنه ی "امید"؛ یا همان خیال و رویایی که خانم معلم(افرا)، از آن می گوید. در واقع و حقیقت، "انسان سرنوشت انسان است". شخصیت "جوان نویسنده" در نمایشنامه ی "افرا"، "هنرمندی" است که عاشق مخلوق خود شده و سعی دارد به آرزو های مخلوق خود جامه ی عمل بپوشاند. زیرا خانم معلم(افرا)، در پایان نمایش، بر زمین نشسته و به انتهای کوچه می نگرد. و بالاخره در پایان می توان گفت: نمایشنامه ی "افرا"، داستان تخریب "روشنفکران"، به دست "قدرتمندان"، به منظور عدم "روشنگری" می باشد.

محمدرضا خسرویان
یک اجرای شریف از یک متن عالی
خسته نباشید به همه گروه
۳ روز پیش، سه‌شنبه
اصولا وقتی با نمایشنامه ای از بهرام بیضایی طرف هستی باید مراقب باشی که تمام و کمال حق مطلب رو ادا کنی ، چه بصورت اجرای صحنه ای چه بصورت نمایشنامه خوانی ، معمولا نوشته های بیضایی در نگاه اول سهل و ممتنع هستند اما وقتی وارد می شی می بینی که فقط باید زبان نمایشنامه رو بفهمی و با دنیای نویسنده ارتباط درست برقرار کنی و اون موقع است که تو می تونی مدعی بشی که اجرای خوبی داشتی ، اجرای نمایشنامه خوانی زهره صادقیان و تیمش از نمایشنامه افرا یا روز می گذرد ، به نظر من اجرای قابل قبولی بود ، متن کامل درک شده بود و به خوبی به تماشاگر انتقال داده می شد ، امیدوارم در ادامه این نمایشنامه خوانی ها شاهد آثار خوب دیگه ای هم باشیم
۱۵ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید