در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران | نیلوفر ثانی درباره نمایش اختتام عشق: درباره نمایش اختتام عشق به کارگردانی اشکان خیل نژاد و پسکل رامبر منتش
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 08:45:03
۰۹ آبان ساعت ۱۶:۵۴
درباره نمایش اختتام عشق به کارگردانی اشکان خیل نژاد و پسکل رامبر
منتشر در سایت کانون ملی منتقدان تئاتر ایران 9 آبان 1405
«وقتی زهر عشق، تن را می نوردد»

«پسکل (پاسکال) رامبر» Pascal Rambert، نمایشنامه‌نویس «اختتام عشق» متولد 1962، نویسنده، کارگردان تئاتر، سینما و طراح رقص است که نمایشنامه‌ها و قطعات رقص او در سراسر جهان بروی صحنه می‌روند و اجرا می‌شوند. او در 2011 و در شصت‌و پنجمین جشنواره آوینیون، خود این نمایشنامه را بروی صحنه برد و کارگردانی کرد و توانست در جشنواره‌های متعدد جوایز و افتخارات زیادی را کسب نماید؛ از جمله جایزه بهترین نمایشنامه فرانسوی زبان از انجمن نقد ادبی ۲۰۱۲، جایزه بزرگ ادبیات نمایشی فرانسه ۲۰۱۲ و جایزه پالمارس دو تیه‌تر ۲۰۱۳ . «اختتام عشق» تا سپتامبر ۲۰۱۸، بیش از ۱۸۰ بار در فرانسه و بسیار بیشتر در سراسر جهان اجرا و به زبانهای مختلفی در جهان ترجمه شده و بروی صحنه رفته‌است.
این اطلاعات نشان می‌دهد که این نمایشنامه که توسط «زیبا خادم حقیقت» نیز به فارسی ترجمه شده، تا چه اندازه در جهان مورد توجه و اهمیت قرار دارد.
از ... دیدن ادامه ›› آنجا که رامبر در دانشگاه رشته فلسفه را خوانده، می‌توان فهمید که آثار او تا چه‌اندازه می‌تواند با این رشته ارتباط داشته و حتی پیوندهای عمیق برقرار کند. «اختتام عشق» نیز اگرچه درباره پایان یک رابطه عاطفی و عاشقانه است اما از لایه‌های زیادی از زبان، روانشناسی و روانکاوی، فلسفه و زندگی در آن قابل مشاهده است.
طبق روال، نمایش از دو بخش متن و اجرا قابل تحلیل و بررسی ست.
در بخش متن، نمایشنامه از دو دیالوگ بلند تشکیل شده که هر بازیگر رو به دیگری بدون قطع و وقفه، بیان می‌کند. ابتدا مرد نظرات و حرفهایش را می‌گوید و سپس زن در پاسخ به او دیالوگ خود را آغاز می‌کند؛ آنچه گفته می‌شود در هم ریختی جملات، ناتمام ماندن، نقض و تغییر آوا و لحن بیان، با خشونتی ضمنی، پرتنش و مملو از تشبیهاتی‌ست که موقعیت را در کلام کامل کند. قرار است آنچه بیان می‌شود دلایل، واکاوی و ابراز احساسات زوجی در پایان رابطه‌اشان باشد. جایی که عشق خاتمه یافته و ادامه ارتباط تهی از معنی حقیقی می‌شود.

مرد مواردی را مطرح می‌کند از جمله آنکه در این رابطه احساس می‌کند در تور و تار گیر کرده و قادر به احساس رهایی نیست. او عدم تمایل خود را به بدن و تن زنانه طرف مقابل خود نیز اعلام می‌کند. زن در دیالوگش، تلاش می‌کند با حفظ و درک موقعیت، پاسخ‌ آنچه شنیده و مطرح شده، بدهد. این وضعیت، تبدیل به دوئلی هولناک از کلمات و آشوب زبان و تاثیر بر هر دو بدن می‌شود.
در متن آمده که بازیگران می‌بایست از نامهای واقعی خودشان برای خطاب کردن استفاده کنند بنابراین آنچه در صحنه شکل می‌گیرد قرار است تا جای ممکن به واقعیت بازیگران نیز نزدیک باشد. چه در حین تمرین و چه اجرای عموم، بازیگران هر چه بیشتر درک کنند آنچه در حال وقوع است می‌تواند بخش واقعی از جهان زیستی آنان باشد و گویا بخشی از واقعیتی‌ست که حالا پس از مدتها تمرین و نهادینه شدن نقش و پرسوناژ، بر صحنه بازتاب یافته و در امتداد همان پیش برود.
به نظر می‌رسد آنچه در متن نیز مورد توجه قرار گرفته شیوه تئاتر آرتو نزدیک به همان شقاوت و رنج با زبانی منقطع، زنده، خشن، پرطنین که از عبارات آراسته و پیوسته فراتر می‌رود و بسیاری از اصول و قواعد قراردادی زبان را زیر پا می‌گذارد. دیالوگها با نوعی رنجی درونی و ضعفی بدنی توام است و این آوارشدگی بدنها، زیر هجوم کلمات و جملات در فرآیند همین چرخه آرتویی ست.
در نیمه دوم که زن شروع به پاسخ می‌کند، رنج اینبار با رنج تازه‌ای شکسته شده تبدیل به اعتراض می‌شود. کلام بار دیگر اقتدار خود را احیا می‌کند و تلاش می‌کند زبانی که علیه زبان برخاسته، پیروزمندانه قلمروی خود را تصاحب کرده و بدست بیاورد. زبان در نیمه اول مملو از قدرت طلبی و قلدری رمانتیزه و از موضع مردانه است. ترسیم پایان رابطه‌ای که چندان سخت نیست و خاتمه‌ای که در هر صورت دیر یا زود قرار بر اتفاق بود. رها شدن، بی‌میلی به تن و اندام زن و تاکید بر پایانی دوستانه و مکث‌هایی که خللی ایجاد نمی‎کنند تنها برای ادامه ای با قدرت بیشترند تا جایی که به تقسیم چیزهای مشترک می‌رسد و آزادانه و حق به جانب به یادگاری‌هایی اشاره می‌شود که تظاهرند تا دلبستگی.
متن کوبنده و هوشمندانه از دو موضع مردانه و زنانه ماجرای اختتام عشق را به صحن زنده نمایش همچون نبردی تن به تن احضار می‌کند. مداوم پر و خالی شدن هایی را چه در ذهن و چه درون و چه بدن به معرض می‌گذارد.
در بخش اجرا هر آنچه متن در خود با ظرفیت‌های زبانی، اکت‌ها و حرکات فیزیکال مستتر، و لایه‌های روانشناختی جای داده، به عینیتی مجسم می‌رسد. فراتر از زبان می‌رود و به تن، فضا و هر آنچه موجود است، حاکم می‌شود. تماشاگر نیز در این چرخه حضور دارد و سهیم می‌شود.
حضور رامبر در تیم کارگردانی و زیبا خادم حقیقت در پروژه به عنوان مترجم اثر، موید این مسئله است که تا جای ممکن با حفظ شگرد و امضای حرفه‌ای خیل نژاد در کارگردانی، متن به درستی به اجرا برسد. و در صحنه نیز در امتداد همان مفاهیمی باشد که متن قرار است بازتاب دهد.
خادم حقیقت ،کار دشواری را انجام داده و در پیکار با متنی سنگین و متفاوت، مفاهیم را به روشنی به زبان مقصد رسانده.
در بخش اجرا، «اختتام عشق»، بدن‌ها، لحن عینی زبان، کاربرد آن و متافیزیک موجود در صحنه، همه و همه در جهت هر چه بیشتر تئاتری کردن وضعیت و البته نزدیک به «تئاتر بی چیز» و شیوه اجرایی گروتفسکی و آرتویی ست. صحنه از هر اکسسوار، دکور و طراحی مبسوط صحنه، خالی ست. آنچه خودنمایی می‎کند حضور دو اجرا و تنها یک ساک و بطری آبی‌ست که خود بدل به نمادی از مضمون می‌شود.
تمرکز اجرا قرار است تنها بر دو اجراگر، بدن‌هایشان و زبانی باشد که بکار می‌برند. هیچ چیز اضافه‌ای نیاز نیست. حواس تماشاگر نباید به هیچ چیزی بجز فرآیندی که از نقطه آغاز تا پایان پیش می‌رود، پرت شود. مکث و فاصله گذاری حین اجرا توسط گروه نمایشی و هم‌خوان کودکان، فرصتی برای احیای دوباره ذهن و حواس تماشاگر و اینبار بر نیمه دوم اجرا با تمرکز بیشتر است.
صحنه قرار نیست نمایشی باشد، بلکه تبدیل به قطعه‌ای مقدس می‌شود که هر چه در آن رخ می‌دهد، بخشی از زندگی واقعی را احضار می‌کند. بدن‌هایی که سوژه‌های درگیر هستند و آگاهی که خود را در قالب یک ترکیب مرکب سرازیر می‌کند. بکار بردن نام واقعی بازیگران، طراحی لباسی ملموس و عادی، میزانسن قرارگیری کاراکترها، در جهت این روال در نظر گرفته شده‌است. اتفاقات تنها یک جانبه نیستند بلکه بر تمام ابعاد فرد، از ذهن و روان و تن او اثرگذارند و فرو می‎آیند.
تمرینات و حضور پررنگ کارگردانی نشان می‌دهد تا چه اندازه بازیگری، درخشان ظاهر شده است. و تا چه اندازه شیوه‌ی اجرایی در اجراگران درون‌ماندگار شده و از عمق به سطح می‌رسد.
در نیمه نخست تمام اکت و حرکات بدنی حامد رسولی، هدفمند و در راستای بروز درونیات، شخصیت و دیدگاه او نسبت به رابطه و احساس اکنونی‌ست، مردانه، قدرتمدار و طلبجویانه، در مقابل مریم نورمحمدی در جای خود ایستا، تمام تلاشی را که صرف نیرویی می‎شود که او را سرپا نگه دارد و از فروریختن جلوگیری نماید، نشان می‌دهد. قوی، آسیب پذیر و شکننده.
در نیمه دوم اما وضعیت معکوس است، قدرت کلام زن چنان است که مرد در جای خود تاب ایستادن ندارد، مچاله شده و فرو می‌ریزد. عشق از سمت زن بار دیگر، تلاش می‌کند و آخرین فرصت‌ها را پیش می‌کشد. توامان تماشاگر با این دوئل کلامی و بدنی، کلافگی و آزاردیدگی را لمس می‌کند و می‌داند که تا چه اندازه این شرایط می‌تواند حواس او را فلج کند، چنانکه قادر به ردیابی تمام جملات و کلمات نباشد. به نظر می‎رسد پروسه‌ای که از ابتدا استارت آن زده شده تمام این عوامل را برای رسیدن به نقطه پایانی، نیاز دارد. چنانکه پایان نمایش برای تماشاگر نیز نوعی رهاشدگی و راحتی از بند و فشار را بدنبال داشته باشد.

در مجموع در «اختتام عشق» کارگردان و بازیگر سهم سنگینی دارند و بار اصلی بر دوش بازیگران گذاشته شده تا به آنچه ضرورت متن و اجرا می‌طلبد، در صحنه جان بگیرد.
«اختتام عشق» در سالنی که هنوز به طور کامل بازسازی نشده و نشانه‎هایی از کهنگی و آوارشدگی را دارد، توانسته در سالن شماره یک خانه تئاتر و موسیقی مستقل تهران، هر چه بیشتر خود را با فضا هماهنگ کرده و اثری در خور توجه را ساخته و پرداخته نماید. اثری که از یک تیم حرفه‌ای برخوردار است و نشان می‌دهد تمرین، همفکری، همکاری و مشارکت تا جای ممکن بخوبی عمل کرده و نتیجه را نیز درخشان رقم زده است. هر چند می‎تواند در نوع خودش نمونه‌ی متفاوتی باشد، چنانکه رامبر در سال 2025 در این باره اظهار می‌کند: «می‌تواند تعجب‎آور باشد می‌شود گفت ساختار رایجی نیست. یعنی شبیه تئاترهایی که می‌شناسیم نیست چه بهتر، بله! باید همیشه از غریزه خود پیروی کرد و هرگز نباید به کسانی که می‌گویند یک نمایشنامه باید چنین باشد، یک نمایشنامه باید چنان باشد، گوش داد. نه، هرگز! باید به تمایلات خود گوش داد و چیزی را نوشت که هرگز وجود نداشته است.»

نیلوفرثانی
عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران
https://share.google/wVCRTieStvL0Ocf70

من سرسری مطالعه کردم چون هنوز اجرا رو ندیدم، بعد از اجرا درست می‌خونمش🙏🏻❤️🌹
نوید عسکری فراهانی
مثل همیشه عالی نوشتید ولی متاسفانه نمایش در سلیقه من نبود
درود جناب فراهانی. چه حیف .. امیدوارم در اجراهای بعدی حظ بیشتری ببرید.
نیلوفر ثانی
درود میرآ جان. شما خودت صاحب نظری.ممنونم خوندی
خواهش میکنم 🌿
عزیزمید.
۶ روز پیش، یکشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید