به نظرم «سازمان پسماندیّه و نظارت بر اَزبله» نمایش بامزهای بود که موقعیتهای خوبی برای خندوندن مخاطب داشت. چیزی که برام مهم بود، این بود که نمایش چطور میتونه این خنده و انرژی رو در طول اجرا حفظ کنه و مخاطب رو با خودش همراه نگه داره.
البته به نظرم بعضی از قسمتها یکم طولانی شده بود و میشد با کوتاهتر کردن بعضی صحنهها یا حذف چند تا از شخصیتها، ریتم نمایش رو بهتر کرد. احساس میکردم حضور بعضی از شخصیتها اونقدر که باید به پیشرفت داستان کمک نمیکرد و شاید اگر بعضی از این بخشها حذف میشدن، نمایش جمعوجورتر و تأثیرگذارتر از آب درمیاومد.
اما یکی از چیزهایی که واقعاً برام جالب بود، بازی آقای شیرآبی بود. چیزی که توی بازی ایشون دوست داشتم، این بود که با وجود طنز زیادی که در شخصیت وجود داشت، بازی اصلاً مصنوعی و دور از واقعیت نمیشد. شخصیت رو باور میکردم و این برام خیلی مهمه؛ چون به نظرم بازی کمدی فقط خندوندن مخاطب نیست، بلکه اینه که بتونی در عین خندهدار بودن، شخصیتت رو واقعی نگه داری.
نکتهی دیگهای که توی بازی ایشون برام جذاب بود، تأثیری بود که روی فضای نمایش میذاشت. به نظرم آقای شیرآبی در پارت اول انرژی خوبی ایجاد میکند و صحنه را با بالاترین میزان انرژی تحویل بخش دوم نمایش میدهد. این یعنی بازی فقط به خود نقش محدود نمی ماند، بلکه به ریتم و حالوهوای کلی نمایش هم
... دیدن ادامه ››
کمک میکرد.
حتی به نظرم جا داشت از ظرفیت این شخصیت بیشتر استفاده بشه. وقتی یک بازیگر میتونه اینقدر خوب فضا بسازه و در عین طنز، باورپذیر باشه، حیفه که فرصت حضور بیشتری در نمایش نداشته باشه. شخصاً دوست داشتم آقای شیرآبی رو در صحنههای بیشتری ببینم؛ چون فکر میکنم حضور بیشترشون میتونست به حفظ انرژی نمایش و جذابتر شدن بعضی از بخشها کمک کنه.
در مجموع، به نظرم نمایش ایدهها و موقعیتهای خوبی داشت، اما با کمی کوتاهتر شدن بعضی صحنهها و بازنگری در حضور بعضی از شخصیتها، میتونست ریتم منسجمتری پیدا کنه.
خسته نباشید به تمام گروه اجرایی. 🌱