تلاقی عطش کلمات و غرق شدن در پارادوکس وجود
تماشای نمایش «شوری»، اثر علی صفری، تجربهای است که مخاطب را میان دو قطب «فلسفه» و «فاجعه» معلق نگه میدارد. در این درام تکنفره، ما با مردی روبرو هستیم که در میان آکواریومی از آب محصور شده، اما تمام هستیاش از تشنگی حکایت میکند؛ پارادوکسی که هستهی مرکزی روایت را شکل میدهد.
علی صفری با قلمی هوشمندانه، بحران زیستمحیطی را از سطح یک موضوع خبری، به سطح یک بحران وجودی و روانشناختی ارتقا داده است. او بهخوبی توانسته است تضاد میان «زبانِ نظریهپرداز» و «بدنِ فرسوده» را به تصویر بکشد؛ جایی که شخصیت شوری با استفاده از اصطلاحاتی چون «پدیدارشناسی» و «فلسفه آب»، سعی در مهار فروپاشی خود دارد، و به تولید نویزهای کلامی میرسد. در این میان، بازی امیر محمدی فراتر از یک اجرای ساده است؛ او با بازیای جسورانه و بیوقفه، خستگیِ زنگزدهی وجودی شخصیت را به کالبد نمایش مینشاند. او بهخوبی توانسته است میان استیصالِ ناشی از کمآبی و آشفتگی روانی ناشی از تنهایی، تعادلی دراماتیک برقرار کند. این رهایی در بازی، مدیون طراحی صحنه دقیق امیر پناهی است؛ آکواریومی که نهتنها یک المان بصری، بلکه فضایی امن و در عین حال خفقانآور برای بازیگر است. طراحی صحنه بهگونهای است که به بازیگر اطمینان خاطر میدهد تا در این فضای محدود، بهطور کامل رها شود و طراحی لباس عطیه حسن خانی کمک
... دیدن ادامه ››
شایانی به بازیگر کرد که در غرق شدن در نقش، غرق شود.
در عصری که تئاتر با کمدیهای سطحی و بیمحتوا در تقابل است، «شوری» با نگاهی پستمدرن و طراحی دقیق، یادآوری میکند که تئاتر همچنان میتواند آیینِ مواجهه با حقیقتهای تلخ آینده باشد.
و در آخر پیشنهاد میکنم تماشای این اثر را از دست ندهید.