در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران | مسعود ملکوتی نیا درباره نمایش بیا برای هم یک اسم انتخاب کنیم: یادداشت یک معلم برای ساحرِ دراماتیزه کردن زمان و گفت و شنود در نمایش
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 16:51:46
۳۰ مهر ساعت ۲۱:۵۹
یادداشت یک معلم برای ساحرِ دراماتیزه کردن زمان و گفت و شنود
در نمایش بیا برای هم یک اسم انتخاب کنیم

و رخ دادن دقیق بکار و بجای interactive در اینترو نمایش و ساز و نوا مجتبایی مهدی در خصوص دم گرم خدا برای زمستان. ناگهان اما، پرت می شوی با یحیوی نوستالژی تمام نشدنی نسل ها، به شخصیت بهمن که چونان بهمن ناپایداری لازم و ایجاد کشمکش مستانه یی می سازد و استارت نمایش را با دنده دو و تیک آف می زند. سوی دیگر بانوی طلایی صدف، چنان تلخ و غمگنانه ی بیرون نمایش ش را پیوند به شخصیت می زند که تو چاره یی جز مسخ شدن به بازی ش نداری. سعید ناتورالیست باز، برگ آس دیگر اثر، ناگهان رو می شود به همراه بانو کیان پور همیشه بازیگر. دوئت شخصیت سازی و شخصیت پردازی شان چنان رشک برانگیز است که مدام وسوسه ت می کنند چرا تو بازی نمی کنی نقش ها را و این نمایش را . بیش تر ، پیش تر که می روی، گره افکنی با خرده داستان ها و البته تبدیل زمان به عنصر دراماتیک، تکان دهنده ترین ترفند ممکن را می زند. حیف نمی شود لو داد که چه می شود، شادا اما که می شود گفت، نیمه نمایش به بعد ، جهان موازی در فاصله یک متری ت رخ می دهد زیست ها تلفیق و تبدیل و ترکیب می شود. و این بار، نخست، جادو و سحر خسرو جان نقیبی، به جان مفهوم زمان و موازی جهان و البته Concept های اجتماعی می افتد و یک سره برنده می شود. و دو دیگر ، دیالوگ با حضور تعاملی مخاطب ، نمود و بازنمود می شود. اثر نمی کوشد که از بازی بی نظیر بازیگران، موسیقی شگفت آور افکتیو و ملودیک مجتبایی مهدی، نورپردازی و صحنه سازی و لباس ها، صرفا سوء استفاده تزیینی کند. دغدغه ی گفتگو، فوتوژنی را بر صحنه معنا کرده است و بریکولاژ سوبژکتیو ... دیدن ادامه ›› را در محتوا به انجام رسانده ست. در جای جای هایی از نمایش، شادی و غمگنانگی، ممزوج و کاربردی، مخاطب را به سمت همذات پنداری می برند. اشک، خنده، اشک، خنده، اشک، خنده که منجر و منتج به تفکر است. فکر به این که آیا ما گفت و شنود کرده ایم و یا فقط ، گفت گو. آیا ما نفر مقابل مان را نه عمیقا، حتی در گام نخست فهمیده ایم؟ آیا ما conversation ( گفت و گو ) داریم یا dialogue ( گفت و شنود ) ؟ عجب که عمری را به گفت و گفت و گفت و گو و گو و گو ... گذارنده ییم به خیال گفت و شنود.
از یک تئاتر، چه بیش از این می توان انتظار داشت؟ جملگی موارد تماتیک و شماتیک بالا، علت لازم و کافی بر امتیاز بالا و فروش بالاتر اثری ست که سطحی نیست ، کمدی مبتذل نیست ، متلک سیاسی بی دلیل ندارد و ... توسط ساحرِ دراماتیزه کردن زمان و گفت و شنود رخ داده است؛ پس ، پس و سپاس ، خسرو جان نقیبی و دیگر عزیزان گروه.


یک جلد معلم هنر/مسعود ملکوتی نیا
عزیزی شما... کیف کردم از خوانش نظرت ❤️
خسرو نقیبی
مسعود عزیزم ♥️
داداش.... کم قلم مان را به خوبی تان ببخشید
مهدی مجتبایی
جونم به قلمت مسعود جان ♥️
داداش.... کم قلم مان را به خوبی تان ببخشید
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید