در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران | سارا کنعانی درباره نمایش ارکسترال آرش: درباره «آرش» وطن، زنده درون قلب ما سارا کنعانی خطر اسپویل ارکستر
S4 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 13:36:53
۲۴ مهر ساعت ۲۲:۵۰
درباره «آرش»
وطن، زنده درون قلب ما
سارا کنعانی
خطر اسپویل

ارکسترال «آرش» از همان ثانیه‌های آغازین تکلیفش را با مخاطب روشن می‌کند: «هر آنچه ... دیدن ادامه ›› را در ذهن داری، دور بریز». برای همین است که مخاطب، در حالیکه خودش را آماده کرده تا یکی از غرورانگیزترین قصه‌های شاهنامه را روی صحنه مرور کند، دختربچه‌ای امروزی را می‌بیند که در حال رقص و دویدن روی رمپ تعبیه شده در وسط سالن، آهنگ پاپ معروف و ترند اینستاگرامی را می‌خواند: «چیکا کردی با دلم وای».
علی سرابی تصمیم داشته در ابتدای نمایش خاطرنشان کند که شما قرار نیست با بیانی مادربزرگ‌‌گونه این قصه کهن ایرانی را بشنوید و انتخاب بدی هم نیست، چراکه سروده‌ها و اندیشه فردوسی نباید در دل کتاب‌ها و کنج قفسه‌ها باقی بماند و باید به بطن و متن زندگی وارد شود و محدود به گروه سنی خاصی هم نیست؛ البته گروه اجرایی موفق نمی‌شوند تا پایان این دو ساعت و اندی، پای این قرار بمانند، چون دیالوگ‌ها در صحنه‌های متعددی، تمرکز زیاد ذهن را می‌طلبد که البته اجتناب‌ناپذیر است و به هر حال، افراسیاب و منوچهر نمی‌توانند با جملاتِ فارسی عامیانه شکوه پادشاهان سرزمین‌های ایران و توران را بازنمایی کنند.
این یادداشت نمی‌خواهد نگاهی به حواشی شکل‌گرفته پیرامون آرش داشته باشد، از اشاره‌ی مکتوب به زوج بودنِ شیدا خلیق و کیوان ساکت‌اف و آغوش آن‌ها روی صفحه نمایشگر گرفته (که متن ایراد ویرایشی داشت و ای‌کاش اینطور نبود) تا خداحافظی نوید محمدزاده و جایگزینی حمید صفت با او، چراکه نمایش فرامتن‌های جالب دیگری دارد که کمتر به آن توجه شده و آن، جانمایی خرده‌قصه‌های شکل گرفته در ایران باستان (به روایت علی سرابی و امید سهرابی) با اتفاقات ایرانِ این روزهاست.
در صحنه خیلی بدیعی شاهدیم که شوهر با وجود عشقی که به همسرش دارد، او را به قتل می‌رساند، چون در حال هجرتی خیانت‌آلود به سرزمین دشمن است، آن هم با اطلاعاتی که به خاطر کار کردن در قصر منوچهر، شاه ایران به دست آورده. مخاطب به وضوح تحت تأثیر این بخش قرار می‌گیرد و این «خاک فروشی» را قبیح می‌داند، در حالیکه ممکن است در شرایطی مشابه در ایران دو هزار و بیست‌وشش، واکنشی کاملا متفاوت به اتفاقی همگون با آن (پیرامون جنگ بین آمریکا و اسراییل با ایران) داشته باشد.
همچنین وقتی آرش برای صحبت با افراسیاب نزد او می‌رود، توسط هم‌سرزمینی‌هایش سرزنش می‌شود و برای کشف «این‌همانی» چنین موقعیتی با شرایط فعلی کشور، نیاز به توضیح بیشتر نگارنده نیست.
القصه؛ ایرانی که دوران باستان زنده بود، ایرانی که در کلام فردوسی روایت شد و ایرانی که این روزها شاهد دوام آوردنش از هر نظر هستیم، از همیشه تا هنوز «وطن» نام داشته و شاید درست شبیه میزانسن‌هایی که کارگردان «آرش» برای این اجرا در نظر گرفته، از میان خود ما عبور می‌کند برای رسیدن به حیات.