۱۸ شهریور ساعت ۰۳:۵۰
از لحظات قبل از آغاز نمایش که سیاهی فضا رو پر کرده بود و اندکی طولانی تر شد حس کردم مفهوم انتظار رو برای مخاطب تدارک دیدید! اون وقفه جالب اومد در نظرم.. با شروع نمایش صدا و بیان بازیگران و در ادامه، بدن آماده آنها خوب به چشم میومد..
نقطه عطف کار اون ریویو جالبانگیز بود که با نورپردازی و موسیقی و اکت بازیگرا، ایدهی ویژهای بود و خیلی لذت بردم..
متن نمایش تا حد زیادی به هدفش رسیده بود از این جهت که حس حوصلهسربرندگی به آدم القا میکرد و وای از اون ۷ یا ۸ بار تکرار اون شعر هجو که پوچ بود و آزاردهنده اما هدف همین بوده که این یکنواختی و کرختی و انتظار برای هیچی به نمایش دربیاد..
بازی بازیگرا، تیپسازیای که انجام شده بود و بیان بینقصشون قابل توجه بود و خسته نباشید میگم بهشون.
دکور چشمنواز بود و نور و موسیقی در خدمت کار..
و ای کاش متن، کند نبود یا نمایش کوتاهتر به مقصود میرسید و ای کاش از سیاهی نمایشنامه کاسته میشد و بارقهای از امید از پس انتظارها و ای کاش رسیدن به معنا از پس پوچیها حاصل میشد!