دوست داشتم روزهای پایانی نمایش در موردش بنویسم که تاثیری روی مخاطب پیش رو نداشته باشه چرا که انگار بعضیا روی نظرهای سلیقه ای برخی دوستان میرن تئاتر ببینن یا نبینن.
میان اینهمه دوست داشتم ها و دوست نداشتم های سلیقه ای که ابدا برای خود بنده اهمیتی نداره دوست داشتم چند پاراگراف در مورد نمایش بنویسم ولی قبلش از سه نفر تیم بازیگری تشکر ویژه ای میکنم که کار بسیار بزرگ و پر زحمتی انجام دادند که ابدا قابل انکار نیست.
در ابتدا باید بگم همه چیز این نمایش پشت نام علی شمس پنهان شده، از نظر مخاطبها گرفته تا خنده های زورکی برخی تماشاگرها که نه به موقعیت نداشته کمیک نمایش بلکه صرفا به رد کردن خط قرمزهای تیکه ای مجبور به خنده بودند تا خیلی چیزهای دیگر که صلاح به بیانش نیست. شبی که بنده دعوت بودم برای دیدن نمایش ۱۳ نفر از تماشاگران وسط نمایش سالن رو ترک کردن که ظاهرا این مورد به کرات و نفرات مختلف هر شب اتفاق میوفته. اما قبل از هر چیزی خواسته و نا خواسته بخواد مورد نقد قرار بگیره از کارگردانی و نور و صحنه و صدای چکه آب و خیلی چیزهای دیگه بزرگترین مشکل این نمایش متن نمایشنامه است که به خودی خود باید قبل از اجرا قابل دفاع باشه که ابدا نیست. میدونم گاهی دوستان اسم تئاتر تجربی و آوانگارد و ... بر روی نمایشهایی که پشت نامها پنهان میشن میذارن اما نوشته علی شمس بیشتر از اینکه یه اثر ادبیات نمایشی باشه یه پرفورمنس بیشتر نیست که اون سه بازیگر توانمند هر چقدر تلاش و زحمت میکشن که این متن رو در سالن به جلا برسونن اما نمیشه که نمیشه. متن نمایش نه قصه داره نه تحلیل داره نه اوج و فرود داره و نه فراز و نشیب در اون دیده میشه. صرفا یک متن کاملا بت و بدون روح که حتی منطق روایی باور پذیر درون قصه هم نداره که صرفا داره تلاش میکنه از جانب نویسنده فقط و فقط پیام بده به مخاطب. پیامی که شاید برای بعضی مخاطبین که رد کردن خط قرمزهای نه اروتیک بلکه کاملا مبتذل اونها رو به خنده بیاره اما باور کنید حتی یک نفر هم نمیتونه توضیح بده به کدوم موقعیت توی نمایش خندیده. نمایشی
... دیدن ادامه ››
که ۹۰ دقیقه نه اوج داره نه فرود داره نه ارتباطی بین شخصیتهاش شکل میگیره به جز ارتباط فامیلی و نه حتی شخصیتی توش ساخته میشه و نه حتی پیامش رو روی یک قصه منسجم و منطقی روایت میکنه که اول تا انتها پر از حفره و نقض و چرایی شکل گرفته و ... صرفا گیشه. دردی که سالهاست گریبان سینما رو گرفته و این روزها با هجوم سلبریتی ها و سلبریتی ساختن تئاتریها به تئاتر انتقال پیدا کرده غافل از اینکه با این درد گیشه فقط و فقط سلیقه مخاطبی که به عشق نامها میاد تئاتر داره نابود میشه و خیلیا دچار تئاتر زدگی میشن.
در انتها باز هم تشکر میکنم از بازیگرای این نمایش که تلاش فوقالعاده ای داشتن که تنها نقطه قوت نمایشه ولی تمام تلاششون در متن فاجعه و نام شمس حیف شد.
یه وقتهایی به یاد داشته باشیم بعضی بزرگها هم قابل نقد هستن و اگر نقدی بهشون بشه نه از بزرگیشون کم میشه نه کارهای بزرگشون زیر سوال میره. هر هنرمند بزرگی هم آثار خیلی ضعیف هم داره.