در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران | عاطفه آقاسی: امشب برای دومین بار یه تئاتر کمدی رو دیدم و باز هم تقریباً به اندازه‌ی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 20:49:18
۳۱ مرداد ساعت ۲۳:۲۷
امشب برای دومین بار یه تئاتر کمدی رو دیدم و باز هم تقریباً به اندازه‌ی بار اول خندیدم 😂

ولی چیزی که بیشتر از خود نمایش ذهنم رو درگیر کرد، پسری بود که کنارم نشسته بود و حتی یک بار هم نخندید.

نه یه لبخند.
نه یه «هه».
هیچی.

من وسط نمایش داشتم از خنده می‌مردم و اون انگار اومده بود جلسه دفاع پایان‌نامه. 😂

واقعاً برام عجیبه که چطور ممکنه دو نفر دقیقاً یک صحنه، یک دیالوگ و یک شوخی رو ببینن و یکی از خنده روده‌بُر بشه و اون یکی حتی پلک هم نزنه.

کنجکاوم بدونم اون فرد تو سرش چی می‌گذشت؟ :))
من این استعداد رو دارم 🤭🤭🤭
یه وقتایی خنده‌ام داخلیه و حتی توی ذهنم بارها به اون موضوع می‌خندم. ولی زیاد اتفاق نمیفته که با صدای بلند قهقهه بزنم 😅
البته واقعاً لبخند رو دیگه بلدم 😁

کاش یه سوالِ الکی ازش می‌پرسیدین ببینین فارسی رو متوجه می‌شه اصلاً 😄😉
۰۱ شهریور
ایمان کارجو
تلوخدا بگین کدام نمایش است :)
اون تئاتری که بعدش کفِ ایرانشهر افتاده بودم؟ 😅
والا یه تئاترِ کاملاً جدی بود 😁
بارانِ کوثری و سعید چنگیزیان بازی می‌کردن.
https://www.tiwall.com/p/shab.avazhayashramikhanad
اول اینکه کار برای ما گنگ بود و وسطاش دوستم یه نگاهی به من کرد و گفت تو فهمیدی چی شد؟ منم خواستم بگم برام "مبهمه" و به ... دیدن ادامه ›› جاش گفتم "مبهومه"... دوستم داشت از خنده منفجر می‌شد‌
بعد همین موقع سعید چنگیزیان در نهایتِ جدیت یه حرکتی شبیه به رقص انجام داد که امیدوارم جای دیگه اون رو تکرار نکنه 😂😂😂 خیلی عجیب و بی‌ربط بود.
و ما توی یه اجرای خیلی جدی از شدتِ خنده کبود بودیم 😂🤦🏻‍♀️
تنها شانسم این بود که به اشتباه به جای ردیف اول، ردیف آخر بلیت خریده بودم و اون خنده‌های ریزمون زیاد به کسی آزار نمی‌رسوند 😅
دیگه از سالن اومدیم بیرون ولو شدیم کفِ پارک 🤭

تازه توی پارک هم اون گروهی که آخرِ شبا جمعیت رو جمع می‌کنن و به اصطلاح نوعی رقص رو اجرا می‌کنن هم بودن، که همونم وضعِ من رو بدتر کرد 😁


فقط امیدوارم این همه‌ای که نوشتم جوابِ سوالِ درست رو داده باشم 😁✌️
ولی اگه سوالتون تئاتری بود که خانومِ آقاسی نوشتن، کمدی سیاه منظورشونه 🤓
۰۱ شهریور
امیرمسعود فدائی
من یکی دو بار وسط قهقهه‌ها چشمم افتاد به خانوم صالحیان دیدم یه لبخند ریزی روی لب دارن😊😊😊
خب خداروشکر که هم شما هم خانوم صالحیان هم خندیدین. 😁😁
۰۲ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید