در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران | عبدالرحمن عزیزی: مرثیه‌ای برای تئاتر ایران: هنری در اسارت سوداگری و سطحی‌نگری در پس
S4 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 23:19:17
۰۹ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۰۲:۵۵
مرثیه‌ای برای تئاتر ایران: هنری در اسارت سوداگری و سطحی‌نگری

در پس پرده سنگین سالن‌های خالی و صحنه‌های خاک‌گرفته، تراژدی عمیق‌تری در جریان است: مرگ تدریجی هنری که روزگاری مهم‌ترین راه بشر برای اندیشیدن بود. تئاتر در ایران امروز، به هنری تقلیل یافته که بین سوداگری اقتصادی و سطحی‌نگری فرهنگی در حال دست و پا زدن است.


دانشگاه: از نهاد خردپروری تا کارخانه ... دیدن ادامه ›› پول‌سازی

روزی دانشگاه محلی برای پرورش هنرمندان ژرف‌اندیش بود؛ مکانی که در آن "رابطه غنی و پیچیده استادان و هنرجویان" نقش اصلی را در شکوفایی شخصیت هنری ایفا می‌کرد. امروز اما این نهاد مقدس به کارخانه‌ای برای تولید انسان‌های درآمدزا تبدیل شده است. تیغ سودآوری بالای سر استادان و آموزشگاه‌ها در گردش است و از آنان می‌خواهند پیوسته "بهره‌وری" خود را افزایش دهند و ثابت کنند "به چه دردی می‌خورند".


این تحول ناگوار، فضای بحث‌های عمیق را نابود کرده و جای آن را "فرهنگ سمی اجراهای جنگ شادی" پر کرده است. کلاس‌های شلوغ و دوره‌های آموزشی کوتاه، جانشین آموزش‌های اصیل و بلندمدت شده‌اند

هنرمند بی‌پناه در طوفان بحران‌ها

تراژدی وقتی عمیق‌تر می‌شود که به هنرجویان می‌آموزند چگونه "جلب توجه و کسب درآمد" کنند، نه چگونه "در جامعه تأثیرگذار" باشند. هنرمند امروز پس از فارغ‌التحصیلی، فاقد "درکی از شخصیت خود" و "فهمی نظام‌مند از جهان اجتماعی" است و در کوران حوادث به کلی سردرگم و پریشان می‌ماند.


این ضعف فلسفی و هویتی، هنرمند را به بازیچه‌ای در دست جریان‌های سطحی تبدیل کرده است. در شرایطی که "نفوذ افسارگسیخته گروه‌های مافیایی جنگ شادی‌پسند" و "سیاست‌های اقتدارگرا" فضایی خفقان‌آور ایجاد کرده‌اند، مبارزه برای هنر واقعی "مبارزه‌ای پیشاپیش شکست‌خورده" به نظر می‌رسد

پیامدهای شوم: جامعه‌ای بی‌اندیشه

غایت این انحطاط هنری، محروم کردن جامعه از قابلیت اندیشیدن است. تئاتر که همیشه آزمایشگاه اندیشه جمعی بشر بوده، اکنون به نمایشگاهی برای عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی تبدیل شده که تنها به فریب چشم مشغولند.


نتیجه را در بحران‌های سیاسی، اجتماعی و محیط‌زیستی می‌بینیم: مردمی که "رفتارهایشان با هیچ منطقی سازگار نیست". جامعه‌ای که "کوهی از پروژه‌های انجام‌نشده" و "لشکری از هنرجویان سردرگم" تولید می‌کند، نمی‌تواند آینده‌ای روشن در پیش داشته باشد.

راه نجات: بازگشت به خویشتن

نجات تئاتر، مستلزم انقلابی فکری است نه اصلاحی صوری. باید دانشگاه را به نهاد خردپروری بازگردانیم، رابطه استاد و شاگردی را احیا کنیم، و "ایدئولوژی سود" را با "اخلاق رسالت" جایگزین کنیم.


این نبرد، هرچند دشوار، اما ضروری است. زیرا مرگ تئاتر، تنها خاموشی یک هنر نیست، بلکه خاموشی اندیشه در جامعه است. تئاتری که روزی "مهم‌ترین راه بشر برای فکرکردن" بود، باید دوباره جایگاه واقعی خود را بازیابد تا جامعه بتواند بار دیگر بیندیشد، نقد کند و گفت‌وگو کند.


هنرمند واقعی نباید در دام سوداگری بیفتد یا در ورطه سطحی‌نگری غلت بخورد. رسالت او والاتر از این‌هاست: او چشم بیدار جامعه است، صدای خاموش مردم است، و ضمیر آگاه تاریخی است که باید بار دیگر به صحنه بازگردد.
سپهر و حسین چیانی (هالین) این را خواندند
فریبا این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید