در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران | سعید رهنما درباره نمایش صلح عباس آباد: خسته نباشید و خداقوت صلح عباس‌آباد نمایشی است که با نگاهی ریزبینانه و
S4 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 07:23:50
۱۲ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۱۱:۳۹
خسته نباشید و خداقوت
صلح عباس‌آباد نمایشی است که با نگاهی ریزبینانه و گاه طنزی تلخ، به زندگی خانواده‌ای در طبقه متوسط می‌پردازد. خانواده‌ای که در ظاهر بر محور موضوعی ساده و پیش‌پاافتاده درگیر می‌شوند، اما همین موضوع، پرده از انبوهی از تنش‌ها، ناگفته‌ها و فاصله‌های عاطفی برمی‌دارد. متن مجید فرهنگ و وحید منتظری تلاش می‌کند این تضاد میان خنده و بغض را در لحظه‌های روزمره بیابد و همین انتخاب به نمایش لحنی خاص می‌بخشد. خنده‌ای که بیش از آن‌که سبک‌بال باشد، باری از تلخی در خود دارد. شاید از همین‌روست که اثر بارها به یادمان می‌آورد که در روزگار امروز، خنداندن دشوارتر از گریاندن است.
کارگردانی امیری‌زاد و عتیق بر مبنای تمرکز بر موقعیت شکل گرفته است. تماشاخانه ملک با دکور ساده و نورپردازی مینیمال، صحنه‌ای را فراهم کرده که توجه را به متن و دیالوگ‌ها هدایت می‌کند. ریتم نمایش در نیمه نخست پرکشش است، اما در نیمه دوم گاه به یکنواختی می‌رسد و تماشاگر را در انتظار غافلگیری‌های تازه رها می‌کند. با این همه، کارگردانان در وفاداری به موقعیت موفق‌اند و می‌دانند چگونه اجازه دهند سکوت به اندازه کلام کارکرد داشته باشد. طراحی صحنه و میزانسن‌ها در خدمت روایت‌اند، هرچند در لحظاتی به تکرار می‌افتند و از تنوع لازم دور می‌شوند.

آن‌چه بیش از هر چیز به نمایش جان می‌دهد، بازی ها و تلاش بازیگران است. با وجود همه نقدهایی که خواندم، نفس بازغی در نقش مهسا با سکوت‌ها و نگاه‌های ... دیدن ادامه ›› کوتاهش، عمقی از واقعیت را به نقش می‌بخشد که فراتر از اغراق‌های مرسوم در کمدی است.(البته که خوب می داند هنوز تا پختگی راه زیادی است) پویا نوروزی، سحر لطفی، مجید فرهنگ، مرصاد فیضی و رضا عموزاد نیز با اجرای طبیعی و به‌دور از نمایشگریِ بی‌دلیل، به ساختن فضایی باورپذیر یاری می‌رسانند. همین حس هماهنگی جمعی بازیگران است که به نمایش قدرتی می‌بخشد فراتر از متن و کارگردانی، و مخاطب را به دل موقعیت می‌کشاند.(با اینکه هنوز نیاز به هماهنگی بیشتر و انرژی بالاتر احساس می شود)

تماشاگر در طول نمایش بارها با لحظه‌هایی روبه‌رو می‌شود که شبیه تجربه‌های شخصی‌اش است: دعواهای کوچک خانوادگی، شکاف‌های نسلی، و جملات و واکنش های اعضای خانواده نسبت به هم و تغییر لحظه ای نظراتشان و ... .
این پیوند میان صحنه و زندگی روزمره، همان چیزی است که صلح عباس‌آباد را به تداعی تلخ برای مخاطب بدل می‌کند، تجربه‌ای که اگرچه شاید در سطح فرم یا روایت بی‌نقص نباشد، اما در انتقال حس صادق است. خنده‌ای که تماشاگر با آن سالن را ترک می‌کند، نه خنده‌ای سبک‌سرانه بلکه یادآور سنگینی همان تلخی‌های آشناست.

نقاط قوت نمایش در متنی موقعیت‌محور، بازی‌های کنترل‌شده، و توانایی در پیوند با تجربه زیسته مخاطب نهفته است. ضعف‌های آن بیشتر در افت ریتم نیمه دوم، یکنواختی طراحی صحنه و کمبود غافلگیری‌های اجرایی و انرژی کم بازیگران و اجرا با صداهای ضعیف دیده می‌شود.

امتیازدهی نهایی
تأثیرگذاری کلی | 7 از 10