می شود تا صبح در مورد این نمایش عمیقا نوشت و به گفتگو نشست، اما مختصرا آنکه:
ایده اصلی نمایش مبتنی بر واسازی جملات و بر هم زدن نظم عادت شده
... دیدن ادامه ››
با الگوی زبان مادری خود رسیدن به حقیقتی عریان است تا از آن مسیر بتوان به بازسازی رابطه یک زوج که به روزمرگی مبتلا هستند دست یافت، زوجی که با استمرار زمان، کارکرد زبانی از منظر مفهومی را در بین خود از دست داده اند و به عبارتی همدیگر را نمی شنوند و ایضا یکدیگر را درک نمی کنند... که این خود یک سوژه و موضوعیت طلایی برای یک شروع طوفانیست... اما پرسش اصلی در اینجا این است که آیا این ایده بزرگ توانایی دراماتیزه کردن متن بر اساس دو شخصیت اصلی را در خود خواهد داشت؟
بر هم زدن نظم جملات و بزرگ تر کردن دایره واژگانی اگرچه بر ماهیت دیکانستراکشن(بن فکنی) فیلسوف فرانسوی ژاک دریدا تأکید دارد اما باید دید این ملال و این فسردگی را با چنین مسیر صعب العبوری راهی به سوی گشایش و رهایی خواهد یافت؟
رسیدن به زبان مشترک جدید بر اساس مراحل نامبرده در نمایش با متر و معیار و ریاضی متفاوت قاعدتا حجم پردازش لُب های میانی و پیشانی مغز را به شکل نامتعارفی بالا می برد، که میشد این وضعیت را با دنبال کردن جملات در هم آمیخته در وال اسکرین زیر میزها متوجه شد که خستگی و فشاری که به مغز می آید را با شخصیت ها زیست و تجربه کرد.
طبعا و هر آنچه که در پایان و در نیل حرکات بدنی و آوایی مرد در تصویرسازی واژگان مطرح شده از سوی زن روایت در یک آزمون و بازی شگفتانه میشد حدس زد این سفر متعامل به ریشه های زبانی پس زننده بود و علاجی برای نگاه داشتن زندگی مشترک برشمرده نشد یا اینطور حدس زده شد.
بسیار بسیار ممنونم از کارگردان و عوامل اجرایی این اثر محترم و عمیق و تبریک به بازی خوب و سرسختانه خانم فرزانه میدانی و همچنین جناب آقای احسان معجونی عزیز(نویسنده و بازیگر).