تماشای این اثر برای من تجربهی زجرآوری بود. لحن و صدای بازیگر آقا کشدار بود و اذیتم میکرد. یه سری جاها با صدای معمولیتری چند جمله رو ادا
... دیدن ادامه ››
میکردن که اون وسط لحظهای آسایش بود برام. از یه جایی به بعد من برام مهم نبود که ببینم داره چه اتفاقی میافته. صدای بازیگر خانم برای من دلنشین بود و حداقل بخش دوم کار من کمتر اذیت شدم.
من نمیفهمیدم بیشتر چیزها چرا دارن اتفاق میافتن و حسی هم بهم دست نمیداد. چرا اون بچهها اومدن و آواز خوندن؟ میزانسن ثابت و سکوت مطلق بازیگر مقابل وقتی اونیکی داره حرف میزنه چیه؟ و برای من، وقتی یه بازیگر از در میره بیرون به قصد این که ترک کنه کسی یا جایی رو و من مطمئنم که قراره برگرده و یه کاری بکنه اصلا جالب نیست.
از طرفی من فکر میکنم کار کمی زنستیز بود و یکسری از دیالوگها در راستای عادیسازی خشونت جنسی بود و این لزوما توی دنیای کار نبود. من فکر میکنم کاراکتر مرد همچین آدمی بود، ولی چیزی که من از کاراکتر زن دیدم، از حرفهایی که مرد درموردش میزد و چیزهایی که خودش درمورد خودش میگفت، این نبود که به سادگی از خشونت جنسی کلامی و غیرکلامیای که همسرش درموردش میکنه بگذره. و اون کاملا از این موضوع گذشت انگار حتی مطرح هم نشده.
چیز دیگه این که من هیچ کجای صحبت و زیست و حتی بدن کاراکترها، که انقدر هم بهش پرداخته میشد ندیدم، مادری یا پدری بود. انگار اون فرزندانی که راجع بهشون صحبت میکردن به کار الحاق شده بودن و فقط بودن که باشن. به هیچ وجه احساس نکردم مادر و پدر سه تا بچه اونجان.
موفق باشین و به امید اجراهای بعدی و پیشرفت در مسیری که هستید.❤️