۰۵ آبان ساعت ۱۲:۱۸
«سپیدزخم» برای من تجربهای متفاوت از تئاتر بود؛ نمایشی که از همان ابتدا، انتظارهای معمول مخاطب را به چالش میکشد و با مفهوم نور و تاریکی بازی متفاوتی میکند.
نمایش از همان لحظهی ورود مخاطب آغاز میشد و تماشاگر را وارد جهان اثر میکرد. ترکیب فیلم و تئاتر، حرکات پرفورمنس، بازی با سایهها و انعکاس آینه، بازی با تیلهها و هماهنگی دقیق نور و موسیقی، جهان بصری و حسی نمایش را شکل داده بودند.
غمانگیزترین بخش، درد آشنای نمایش بود؛ دردی که برای بسیاری، نه یک مفهوم دور، بلکه تجربهای واقعی و زیسته است.
«سپیدزخم» فقط روایتی از یک زخم نبود؛ خودش مخاطب را وارد آن زخم کرد و بعد از پایان اجرا، چیزی از آن را با ما به خانه فرستاد. 🤍
۳۱ تیر ۱۴۰۴ ساعت ۱۲:۳۹
سلام،بسیار لذت بردم از کار
نمایشی که از بدو ورود ما را به فکر فرو برد و در انتها باعث شگفتی ما شد
توجهی که به جزئیات شده بود
اعتراضاتی که در نهایت محکوم به سکوت شد چون«درد همیشه باید درد بمونه.»
همه و همه بسیار عالی بودند
خسته نباشید به همه عوامل