سعی میکنم کوتاه بنویسم و صریح، این نمایش از «ملکه زیبایی لینین» گرفته شده بود و نکته قابل توجه این بود که اون کتاب کمدی هم داشت اما شما در ایرلندی هیچ نکته کمدی نمیبینید.
طراحی لباسها دقیقا برای حفظ فرم و سبک جدید نمایشنامه اغراق آمیز بود که هم میتونه نقطه قوت باشه هم نقطه ضعف، نظر شخصی من این بود که فضای سورئال رو این لباسها بیشتر القا میکردند پس خوب بود. نورپردازی هم دقیقا همین روند رو داشت و شما در نورهای مختلف فضاهای ذهنی مختلف رو میتونستید کامل درک کنید (البته کمی ناشیانه).
به شخصه دکور رو خیلی دوست داشتم ولی کمی طراحی دکور برای بازیگران خطرناک بود چون تمام نمایش من نگران بودم بازیگر از روی صندلیها بیوفته که متاسفانه همین اتفاق هم افتاد و تعادل یکی از بازیگران خانم بهم خورد که باعث شد چند لحظهای صورت بازیگر از نقش خارج شده و فضا کاملا شکسته شد؛ البته ایشون سریعا خودشون رو جمع کردند و شانسی که آوردن این بود که باید از صحنه خارج
... دیدن ادامه ››
میشدند.
در مورد موسیقی انتخابها عالی بود ولی در میزان صدا کمی باید دقت بیشتر به کار میرفت چون در چند صحنه صدا بالاتر از صدای بازیگر بود و منی که ردیف دو نشیته بودم صدای بازیگر که بنده خدا کلی هم فشار به خودش میاورد رو نمیشنیدم.
بزرگترین ضعف بازیگری بیان بود، تقریبا ۸۰ درصد مخاطبان موقع دیالوگ گفتن متوجه کلمات نمیشدند و اکثر کلمات موقع بیان خورده میشد.
در میزانسن بعضی حرکات تکراری بود و نیازی هم به این تکرار نبود، یعنی بازیگر روی یک خط جلو و عقب میشد و دلیلی برای این منظور نبود. همچنین عبور از خط وسط یه موتیف خاص داشت که توسط بعضی بازیگران به طور کامل با جفت پا انجاممیشد ولی در مواقع دیگر فقط یک پا اکت را درست انجام میداد و این تو ذوق میزد. برای یک نمایش فرم محور.
نقطه قوت کار که مشخصا تمرین زیادی هم روی اون شده بود صحنه قتل بود که هم حس درست رو القا میکرد هم بسیار ژوست و سر ضرب و حساب شده انجام شد.
به طور کلی برای تجربه اول کارگردانی تئاتر به نظرم بلندپروازانه بود و صدرای عزیز اتفاقا نمره خوب و قابل قبولی میگیره. بهش تبریک میگم.
پ.ن: لطفا برای بعد از دیدن نمایش هزینه تراپی کنار گذاشته باشید. :)
پ.ن دوم: خیلی هم کوتاه نشد :)