در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تهران | حمید فیروزآبادی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 19:05:37
 

فعال هنری

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۱۷ شهریور ساعت ۱۲:۵۷
It Was So Perfect
Bravo
👏👌🎭🔥
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۶ شهریور ساعت ۲۳:۰۵
I should stand and cheer you for a while

Bravo 👏👏💯🎭
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۴ شهریور ساعت ۰۹:۱۷
«کلاغ» 🎭

نویسنده: ادگار آلن پو
کارگردان: محمد تات
بازیگر: حمید فیروزآبادی
📅 ۷ شهریور
در اولین آزمایشگاه تئاتر زبان انگلیسی «نبض»
حمید فیروزآبادی به عنوان بازیگر در این تجربه حضور دارد.
روایتی متفاوت از جهان «کلاغ»؛
این‌بار به زبان انگلیسی و روی صحنه. 🖤🎭
“The Raven” ... دیدن ادامه ›› 🎭

Written by: Edgar Allan Poe
Directed by: Mohammad Tat
Starring: Hamid Firouzabadi
📅 September 29
At “NABZ” — the first English-language Theatre Laboratory
Hamid Firouzabadi joins this experience as an actor.
A different journey into the world of The Raven;
brought to life in English, on stage. 🖤🎭
این سبک نمایش ها بلیت فروشی ندارند؟
۰۶ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۷ مرداد ساعت ۰۱:۴۶
در مالاتا، همیشه چیزی در تاریکی تکان می‌خورد، گاهی یک سایه، گاهی یک حقیقت. اما این‌بار، آنچه از دل مه بیرون می‌آید صدای حمیدرضا فیروزآبادی است، صدایی که قرار نیست فقط روایت کند، بلکه می‌خواهد زخمی پنهان را از زیر بال‌های «کلاغ» بیرون بکشد. در طبقه اول، واحد دوم ساختمان نبض، جایی که شهر هر لحظه شکل دیگری به خود می‌گیرد، او ایستاده است، مردی که قرار است کلاغ را نه اجرا، بلکه احضار کند. نمایشی که در آن گم‌شدن، شک، و جست‌وجوی حقیقت، مثل پرنده‌ای سیاه، روی شانه‌ انسان می‌نشیند و دوباره می‌گریزد. حمیدرضا فیروزآبادی، با کارگردانی محمد تات، جهان کلاغ را در اتاقی کوچک اما پر از سایه زنده می‌کند، جهانی که در آن هر سکوت، یک هشدار است و هر نگاه، یک سقوط احتمالی. اگر روزی گذرتان به مالاتا افتاد، کافی‌ست به نبض شهر نزدیک شوید. در طبقه اول، واحد دوم، کلاغی منتظر است، آماده‌ی پرواز، آماده‌ی روایت.
سارا داوودی این را خواند
Baran Esmaili این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۹ مرداد ساعت ۲۳:۲۲
از نخستین مواجهه‌ام با متن کلاغ دریافتم که کلاغ نه نماد یک صفت است و نه استعاره‌ای قراردادی؛ او تجلی خود حقیقت است. حقیقتی که لحظه‌ای بر ما عریان می‌شود و همچون سنگِ سیزیف، وزنِ بودن را بر جان می‌نشاند. جان، شخصیت نمایش، عمری را در تمنای لِنور سپری کرده، مطلوبی که همچون گودو می‌تواند هرچیزی باشد معشوق، آرزو یا رویایی که هستی جان در آن معنا می‌گیرد. اما کلاغ پیام‌آور حقیقت است، نه بیرونی و نه درونی، بلکه پیوندی ازلی که از آغاز با جان زیسته و او را به رویارویی با چرایی وجود می‌کشاند. در گفت‌وگویی با کارگردان اثر، جناب محمد تات، دریافتم که مسئله‌ی متن نه کلاغ است و نه جان، بلکه پرسش بودن و نبودن. اینکه زندگی شاید تنها دم کوتاهی میان دو خلا باشد، یا شاید خود زندگی خلا‌یی بی‌پایان. در نهایت به حقیقتی ساده رسیدم که :

We Are Here Because We Are Here

گریزی نیست، و همچون سیزیفِ کامو، تنها با پذیرش حقیقت است که می‌توان اندکی از رنجِ بودن کاست.
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر

تماس‌ها

misternobody13